محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

742

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مضر مقعده ، مصلح آن سركه و از غايت قوّت ادرار و شدت آن به عوض بول خون برمىآيد . مصلح آن رب مورد و آرد بلوط . مقدار شربت آن : يك مثقال و در مطبوخ دو مثقال . بدل آن : به وزن آن پودنه و قردمانا و در ادرار حيض به وزن آن عدس المر است . مشمش به كسر دو ميم و در ميان و آخر آن دو شين معجمه ساكنه لغت عربى است و به يونانى ارمينافن و به تركى اردك . ماهيت آن : ثمرى است معروف و بهتر از خوخ و در بلاد سردسير به هم مىرسد و اقسام مىباشد از هسته شيرين و تلخ و هر يك به نامى مشهور و بهترين همه رسيده شيرين لطيف پوست هسته شيرين پر آب كم جرم آن است و خشك كرده آن بهتر از تازه آن . طبيعت آن : در دويّم سرد و تر گفته‌اند ظاهراً شيرين آن گرم و تر باشد . افعال و خواص آن : مفتح سدد و ملين صلابت . * اعضاء الغذاء * شيرين آن ملين طبع و موافق محرورين مادام كه در معده فاسد نگردد و باعث رفع بدبويى دهان و آشاميدن آب مطبوخ و يا نقوع خشك آن مسهل صفرا و ملين طبع و مسكن تشنگى و غليان خون و صفرا و التهاب معده و رافع آروغ و خصوصاً ميخوش آن . * الحميات * چون صاحب تب حار صفراوى تازه آن را بخورد و آب گرم و عسل بالاى آن بياشامد و قى كند اخلاط كراثى و زنجارى دفع شده تب او رفع گردد و از مجربات شمرده‌اند . المضار : سريع التعفن و فساد و نفاخ و مولد آروغ ترش و تبهاى عفونى و مضر مبرودين و صاحبان رياح و تمدد و جشاى حامض و ضعف معده و مشايخ ، مصلح آن شكر و مصطكى و انيسون و نانخواه و جوارش كمونى و كندرى و خوردن آب بالاى آن خصوص آب سرد و يخ و برف و يا آن را بالاى طعام غير منهضم خصوص طعام غليظه بطى الهضم خوردن بغايت مضر ، مصلح آن قى فرمودن و تنقيه بدن با هليلج يا تخم رازيانه چند روز پى هم و يا بالاى آن سكنجبين خوردن و گويند نيم درهم مصطكى و نيم درهم انيسون با شراب ميبه ممسك بياشامند و ناشتا خوردن آن بسيار بد و مداومت بر آن باعث سحج ، مصلح آن شكر و انيسون در جميع امزجه و گفته‌اند هرگاه بعد از خوردن زردآلو فصد كنند خون سفيد مشاهده گردد و لهذا اكثار خوردن آن را مورث برص دانسته‌اند به جهت آنكه سريع التعفن و مولد خلط بلغمى است و تخم قسم تلخ آن در دويّم گرم و خشك و تخم قسم شيرين آن در اول گرم و تر . افعال و خواص آن : مبهى و بطى الهضم ، مصلح آن بريان كردن و نمك بر آن زدن است و روغن همه اقسام آن مفتح سدد و ملين صلابت و رافع خشونت حلق و درشتى جلد و روغن مغز آن به قدر يك مثقال كشنده كرم معده و مسهل آن به قوّت و محلل اورام مقعده و مفتت حصات و جهت زحير بارد و بواسير ظاهرى و باطنى شرباً و طلاءً و قطور آن در گوش جهت تسكين درد و قتل كرم آن و گرانى سامعه بيعديل و در ساير افعال قريب به روغن بادام تلخ . مقدار شربت آن : تا سه مثقال و روغن شيرين آن ضعيفتر از روغن بادام شيرين است و اجزاى درخت آن در دويّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن طبيخ برگ آن مسقط كرم معده و مدر بول و نطول آن محلل اورام و آشاميدن برگ خشك آن به قدر دو مثقال با آب سرد قاطع اسهال و قطور آب برگ تلخ آن مسكن درد گوش و قاتل كرم آن و شكوفه آن سرد و خشك . افعال و خواص آن : ملطف . آشاميدن و ذرور آن قاطع نزف الدم باطنى و ظاهرى و خوردن مغز تلخ آن باعث غثيان و غشى . مداواى آن قى كردن است و ربوب فواكه حامضه مانند غوره و اترج و ليمو آشاميدن است . فصل الميم مع الصاد المهمله مصطكى به فتح ميم و سكون صاد و فتح طاى مهملتين و كسر كاف و يا به ضم ميم و فتح كاف نيز آمده و انبارى گفته مصطكا به مد الف بر وزن فعلا معرب از مصطخاى يونانى است و يا مصطخى رومى و به عربى علك رومى و به سريانى كيا و نيز به رومى و سندى كيه نامند . ماهيت آن : صمغ درختى است كه در سباطه از بلاد شام و روم و ناحيه ارمنيه مىشود و چوب و برگ آن لطيف و نازك مثل اراك و ثمر آن مايل به تلخى و آن صمغ در هنگام بودن آفتاب در برج جوزا و حوالى آن از درخت آن مستخرج مىشود و قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند و آن دو قسم مىباشد قسمى سفيد نرم خوشبوى صاف شفاف با اندك شيرينى و چسبندگى بسيار به دندان در وقت خاييدن و تازه آن به حدى نرم است كه ساييده نمىشود و اين را نبطى نامند و بهترين آن بزرگ دانه آنست و اين قسم مثل صموغ ديگر از قوّت طبيعت از جوف درخت تراوش كرده بيرون مىآيد بدون اعانت از خارج به خراش درخت آن و غيره و قسم دويّم سياه و با تلخى و در اوصاف مذكوره ضد آن و قابل سحق است و اين را قبطى نامند و بعضى گفته‌اند كه اين قسم به زدن تيغ بر ساق و شاخ‌هاى درخت آن و تراوش رطوبت از آن