محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
737
مخزن الأدوية ( ط . ج )
رطوبات معده و با شراب جهت درد رحم و حوامل و به دستور نطول به طبيخ آن و جلوس در آن . مقدار شربت : از برگ و گل و تخم آن تا دو درم و از آب آن تا يك اوقيه . المضار : مصدع و معطش ، مصلح آن مورد و رياحين بارده . بدل آن : بادرنجبويه و مرزنجوش و به جهت سكر به وزن آن اشنه و اندكى زعفران و مرماحوز و مرزنجوش و فرنجمشك و شاهسفرم و بادرنجبويه همه قريب به هم و قايم مقام و بدل يكديگرند . * الاوجاع * چون برگ تازه آن را در حمام فرش كنند و بر آن صاحب اوجاع بارده و رياح در بدن و اعضاى باطنه و ظاهره بخوابد زايل گردد و بهتر از آن دوايى نيست . مرمازاد به فتح ميم و سكون راى و فتح ميم و الف و فتح زاى معجمه و الف و دال مهمله به فارسى مرو آزاد و به فرنگى اسطاكيس نامند . ماهيت آن : نباتى است ساق آن يك عدد و به قدر شبرى و قريب به جعده و پر زغب به حدى كه گويا از ساق آن تا آخر در ميان پنبه حلاجى كرده بسيار نرم پيچيدهاند و گل آن بنفش مايل به سرخى و ريزه از ساق آن تا آخر با برگهاى بسيار ريزه آميخته به گل و حكيم مير محمد مؤمن نوشتهاند كه فقير در فيروزه كوه مكرر مشاهده كرده و اخذ نموده . طبيعت آن : گرم و خشك و گرمى آن را زياده از خشكى دانستهاند . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس * سعوط آن با روغن بنفشه جهت تفتيح سدد دماغى و تقويت دماغ و صداع بلغمى نافع . * اعضاء الغذاء و النفض * مقوى معده و جگر و اعضاى باطنى و تحليل رياح و امراض بارده جگر و رحم و مدر حيض است . مرماطوس به فتح ميم و سكون را و فتح ميم و الف و ضم طاى مهمله و سكون واو و سين مهمله به فارسى درنگ نامند . ماهيت آن : مرو برى است و قسمى از مرو سفيد كه مرماهوس خوانند و برگ آن شبيه به برگ خبازى و از آن كوچكتر و با تشريف و در همه افعال مانند مرماهوس است . مرماهوس به فتح ميم و سكون را و فتح ميم و الف و ضم ها و سكون واو و سين مهمله به فارسى مرو سفيد و مرو تلخ نامند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به مرماحوز و برگ آن مانند برگ لبلاب و از آن كوچكتر و گل آن مايل به سفيدى و تخم آن مدور به خلاف ساير اصناف آن كه همه طولانىاند و گفتهاند مراد از مطلق تخم مرو تخم اين است . طبيعت آن : گرم و خشك و نزد بعضى معتدل . افعال و خواص آن : مفرح و مجفف و در همه افعال مانند مرماحوز است و شكوفه آن را امين الدوله سرد و تر دانستهاند . مرو به فتح ميم و سكون را و واو لغت نبطى است و گويند فارسى است و نيز به فارسى مرو رشك و به هندى كنوچه نامند . ماهيت آن : اسم جنس است و انواع مىباشد و هر يك به نامى مخصوص و بر ابرون و خزامى و اقحوان و لسان الثور نيز اطلاق مىنمايند و از مطلق آن مراد نوع خوشبوى آنست كه مرماحوز باشد و اصناف مرو چهار است و نزد بعضى پنج يك نوع را مرمازاد نامند و دويّم را مرماحوز و سيّم را مرماطوس و چهارم را مرماهوس و صنف پنجم را سرو دانستهاند و ظاهراً ابرون باشد و از نوع مرو نباشد و نوعى از مرو كه كم بو مىباشد نسبت به مرماحوز آن را شموسا نامند . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و به حسب انواع آن مختلف مىباشد چنانچه ذكر يافت . افعال و خواص آن : ملطف و محلل رياح و نفخ و بلغم و مفشى رياح و مفتح سدد هر جا كه باشد * اعضاء الرأس * قطور آن با شير زنان در گوش جهت تسكين وجع آن و در بينى جهت صداع حاره و صداع بارد و بوييدن نوع خوشبوى آن مصدع خصوصاً بالاى شراب . * اعضاء الغذاء و النفض * مقوى معده و امعا و رافع استسقا و رياح جوف و مدر بول و عرق و محلل بلغم معده و مسكن اوجاع آن و چون مستسقى مداومت به آشاميدن برگ و تخم طولانى كه آن شبيه به تخم كتان است نمايد و هر روز دو درم آن را با مثل آن شكر ناشتا بياشامد تجفيف ماء و اخراج آن به بول و عرق نمايد دايماً و تخم آن را چون بريان نمايند و بياشامند جهت سحج خصوصاً كه با روغن بادام چرب نموده باشند و جهت ذوسنطاريا و بريان ناكرده آن مسهل بلغم و نيز بريان كرده آن با تخم حماض رافع اسهال دموى و قرحه امعا و سحج . * الاورام و الدماميل * ضماد آن منضج اورام صلبه و دماميل و خراجات و محمد بن زكريا تخم آن را در دويّم گرم و در اول تر دانسته و گويند چون اندك اندك آب بر آن ريزند و با انگشت بمالند و لعاب آن را با اندكى روغن ياسمين سه روز ناشتا بنوشند شراى سوداوى را بالكل زايل گرداند و مجرب است . مرهيطس به فتح ميم و سكون راى مهمله و كسر ها و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم طا و سين مهملتين .