محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

734

مخزن الأدوية ( ط . ج )

طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن برگ و يا عصاره برگ آن به قدر يك درم با شراب جهت سم افعى گزيده نافع و تتمه خواص آن در مرّ ذكر يافت و بعضى خود آن را شجرة المر دانسته‌اند چنانچه مذكور شد . مربافلن به ضم ميم و سكون راى و فتح باى موحده و الف و فتح فا و ضم لام و نون لغت يونانى است به معنى هزار برگ و آن حزنبل است و در حرف الحاء مع الزاء مذكور شد . مرجان به فتح ميم و سكون را و فتح جيم و الف و نون لغت عربى است و به فارسى نيز مشهور بدان و به هندى مونكه و مرجان نيز نامند . ماهيت آن : جسمى حجرى شبيه به ساق و شاخ درخت است و سرخ و سفيد و سياه نيز مىباشد كه در بحرين در زير آب از زمين مىرويد و تا به قدر يك ذرع و زياده نيز و با شاخ‌ها و بىبرگ و ثمر و بهترين آن قطعه‌هاى بزرگ سرخ رنگين براق بىجرم و بىسوراخ كم گره آنست و بعد از آن سفيد با اوصاف مذكوره و سياه آن زبون و ماده تكون آن اجزاى لطيفه ارضيه مختلفه با آب و هواى حادث از ابخره محتقنه در زير زمين آن دريا و بين احجار است كه به سبب تابش آفتاب و تأثير كواكب به هم مىرسد و هنگام زيادتى و قوّت و غلبه ابخره بروز آنها را از خلل و فرج و منافذ احجار و زمين مرتفع ساخته برمىآورد و بعد از برآمدن متشعب مىگردد به شكل نبات و درخت و اجزاى بخاريه از آن مفارقت نموده متحجر مىگردد و به صورت سنگ مىشود و در بحر طولس و اندلس به هم مىرسد و جايى كه بسيار عميق است آلات سرب و غيره از اثقال بر دام ماهيگيرى بسته در دريا مىاندازند و بر اطراف و جوانب حركت مىدهند تا بدانها پيچيده گردد پس به زور مىكشند تا شكسته و جدا گردد و برآيد و جاها كه عمق آب آن كم است غواصان در آب فرو رفته به ريسمان بسته شكسته برمىآورند . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و بعضى در اول سرد گفته‌اند و سياه آن را تا سيّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن نيم درم آن قابض و مجفف و حابس و يك درم آن را بادزهر جميع سموم دانسته‌اند و تعليق آن بر معده جهت جميع علل آن بالخاصيت نافع و جهت رفع فزع و خوف اطفال در خواب و در ساير افعال مانند بسد است و در حرف الباء مع السين ذكر يافت و دستور احراق و حب و سفوف آن در قرابادين كبير مذكور شد . مرداسنج به ضم ميم و سكون راى مهمله و فتح دال مهمله و الف و فتح سين مهمله و سكون نون و جيم معرب مرداسنگ فارسى است و نيز در فارسى مرداهنگ و به يونانى ليدوخورس نامند . ماهيت آن : جسمى حجرى است مصنوع از اجساد معدنيه سواى آهن و بيشتر از سرب و قلعى به طريق احراق به عمل مىآورند و ذهبى آن سرخ و فضى بنفش و رصاصى مايل به سرخى و زردى است و بهترين آن صاف زرد رنگ براق سنگين آنست . طبيعت آن : به انحاى است از آن جمله آنكه مىگذارند سرب را و سرنج و يا سرب سوخته بخورد آن مىدهند تا هر دو خوب ممزج گردند پس در ظرفى سركه تند بر سر آن مىريزند و هر چه خوب سوخته و ممزج به آن باشد جدا مىسازند و با آب و جو طبخ مىدهند به حدى كه جو مهرّا گردد و منشق شود پس از جو جدا كرده با هم وزن آن نمك مىسايند و در آب مىخيسانند و هر روز بر هم مىزنند و هر سه روز آب را تبديل مىنمايند تا چهار مرتبه كه خوب صاف گردد و اجزاى خام در آن نماند پس استعمال مىنمايند و چون خواهند كه آن را سفيد گردانند كه مرتك نامند به فتح ميم و به كسر آن نيز و سكون راى مهمله و فتح تاى مثناة فوقانيه و كاف در پشم سفيدى پيچيده با آب باقلا بجوشانند و بعد از مهرّا شدن باقلا و سياه شدن پشم آب باقلا و پشم را تجديد نمايند و طبخ دهند تا سفيد گردد و اين مستعمل در اطليه و ذرورات است براى آنكه عضو را سياه نگرداند و مغسول آن الطف و حدت آن كمتر از غير مغسول و طريق غسل آن آنست كه هر مقدار كه خواهند نرم بسايند و آب نمك بر آن ريزند آن مقدار كه چهار انگشت بر بالاى آن آيد و تا چهل روز بگذارند و هر سه چهار روز بر هم زنند و هر هفته يك مرتبه آب را تبديل نمايند پس آب را ريخته خشم نموده نرم سوده به كار برند و بايد كه نمك به وزن مرداسنگ باشد و بدين طريق غسل نيز سفيد مىگردد . طبيعت آن : مايل به گرمى و در آخر دويّم و تا سيّم خشك گفته‌اند و مغسول آن در اول سرد و خشك در سيّم و سفيد كرده آن كه مرتك نامند الطف و اقوى . افعال و خواص آن : اقسام آن سم قتال و از داخل غير مستعمل و محلل و مجفف و قابص و مغرى و مسدد و حابس و جالى و برنده گوشت فاسد زايد و روياننده گوشت صالح و التيام دهنده زخمهاى عميق و ماده اكثر مراهم و جامع ادويه و كاسر شدت تحليل ادويه محلله قويه و خورنده گوشت فاسد عفن و از خاصيت آن آنست كه چون در سركه اندازند آن را شيرين گرداند . * اعضاء العين * سفيد كرده مغسول آن در اكحال جاليه جهت سلاق و جرب و ناخنه و قرحه چشم نافع . * اعضاء النفض * شيخ الرييس در ادريه