محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

725

مخزن الأدوية ( ط . ج )

اكثر امراض قويه بارده رطبه مزمنه و تقويت قوا و باه و زيادتى حرارت غريزى مبرود و مرطوب المزاج قوى و از امراض متوسط المزاج چهل روز به همان ترتيب كه از يك دانه شروع مىنمايند و يك دانه مىافزايند تا چهل دانه و باز به دستور مىكاهند و از براى امراض دون آن تا بيست روز و يا ده روز و يا هفت روز به همان ترتيب كه به بيست و يا ده و يا هفت دانه رسد و باز به همان نسق كم مىنمايند تا به يك دانه و در ايام استعمال چند روز قبل و بعد از آن از ترشى و بادى و لبنيات و بقول و جماع و اعراض نفساينه و بدنيه و حركات عنيفه و اشياى حاره حريفه مانند خردل و سير و ترب و زنجبيل و امثال اينها اجتناب مىنمايند و گفته‌اند تدهين به روغن آن كه در روز چهارشنبه اخذ نموده باشند جهت رفع جذام و خورانيدن بدان نيز تا مدّت بيست و يك روز جهت جذام و نيز دانه‌هاى درست آن را در روغن گاو خالص بريان مىنمايند و روزى يك كف آن را مىخورند و مىگويند قوّت باه را به حدى مىرساند كه به شرح نمىآيد و نيز در شير گاو مىجوشانند و صاف نموده از آن شير ماست بسته روغن آن را مىگيرند و روزى مقدار يك اوقيه آن را با شير برنج مىخورند و مىگويند كه موى را سياه مىگرداند و ديگر موى سفيد نمىرويد و گفته‌اند كه اگر يك آثار آن را در آن ده آثار شير بخيسانند آن مقدار كه تمام را جذب كند و هر هفت روز دانه آن را بلع نمايد كسى كه عنين باشد يا قوّت باه او بسيار ضعيف گشته به حال اصلى آيد و قوّت عظيم يابد و چون آن را به روغن ضفدع چرب كرده روغن از آن اخذ نمايند و بر قضيب بمالند تقويت عظيم بخشد و امساك آورد و اگر در بول شير و يا شغال چند روز بخيسانند و سه روز متواتر به زن فاحشه زانيه بخورانند شهوت او بالكل زايل گردد چنان كه ديگر رغبت بر جماع نكند و كسى بر او قادر نگردد . المضار : مضر محرور المزاج و فصول و بلدان حاره و جوانان و چون حار حاد است اكثر ضرر مىرساند چنانچه شنيده شد كه چند كس خوردند و همه متضرر گرديدند و بعضى هلاك شدند پس اولى اجتناب از استعمال آنست خصوصاً از داخل و نيز دهن آن را و ادهان حبوب ديگر را بدين نحو اخذ مىنمايند كه در ديگى تا نصفه آب كرده و بر سر آن پارچه صفيق پاكيزه بسته بر سر آتش مىگذارند و تخم آن را هر مقدار كه مىخواهند كوبيده بر آن پارچه مىپاشند و سر آن را به سرپوش مىپوشند تا بخار در آن مجتمع گردد بعد از يك دو ساعت برداشته تخم كوبيده را با پارچه مىفشارند آنچه روغن از آن برآيد اخذ مىنمايند و مرتبه ديگر نيز به دستور به عمل مىآورند تا ديگر روغن در آن نماند و اين بهترين طرق آنست . ماليا به فتح ميم و الف و كسر لام و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف . ماهيت آن : بعضى مران دانسته‌اند و يونس گفته درختى است كه در بلاد شام مىشود . افعال و خواص آن : آشاميدن برگ آن رافع سميت افعى و طلاى پوست محرق آن رافع برص و خوردن نشاره چوب آن كشنده است . حكيم عبد الحميد در حاشيه تحفه نوشته كه به هندى آن را اكول نامند برگ آن شبيه به برگ بادام و گل آن سفيد است و چوب آن را چوب حيات دانند چون بيخ آن را ساييده به مار گزيده بخورانند رفع سميت آن نمايد و جهت هيضه نيز نافع و دفع خلط سمى و غذاى سمى به قى مىنمايد . ماليقراطن به فتح ميم و الف و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح قاف و راى مهمله و الف و ضم طاى مهمله مشاله و نون لغت يونانى است به معنى ماء العسل زيرا كه مالى به معنى عسل و قراطن به معنى ماء است . ماهيت آن : آنست كه يك وزن عسل صافى خالص را در دو وزن آب باران و يا آب صاف شيرين به آتش ملايم طبخ دهند و كف آن را بگيرند تا دو ثلث بماند پس صافى نموده نگاه دارند و عند الحاجت بياشامند و اين ماء العسل ساده است و اگر مركب خواهند بعضى ادويه مناسبه حاره و يا بارده به حسب عرض و غرض اضافه نمايند و نسخ آن به تفصيل در قرابادين كبير مذكور شد . طبيعت ساده آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : جالى و ملين و قاطع اخلاط لزجه و مفتح و منضج بلغم غليظ و مقوى اعضاى بارده و معده سرد و احشا و اشتها و دافع امراض بارده عصبانيه و دماغيه و اوجاع مفاصل و قى و قراقر شكم و اذيت ادويه قتاله و ضعفى كه از جماع به هم رسيده باشد و مدر بول و حيض . مضر محرور المزاج و صفراوى و اورام حاره احشا ، مصلح آن ربوب حامضه . مقدار شربت آن : تا سى مثقال است . شيخ الرييس در مبحث قولنج گفته كه ماء العسل مأخوذ براى قولنج بايد كه طبخ بسيار يافته باشد تا نفخ آن زايل گردد و الا ضعيف الطبخ نفخ مىنمايد . ماميثا به فتح ميم و الف و كسر ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح ثاى مثلثه و الف لغت نبطى است و آن را همينا نيز نامند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به خشخاش بحرى معروف به خشخاش مقرن و برگ آن مايل به سفيدى و با زوايد شبيه به اره و مزغب و با رطوبت چسبنده و گل آن زرد مانند خشخاش