محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

722

مخزن الأدوية ( ط . ج )

به شير گاو تازه دوشيده مكرر با جلاب و ميبه خوشبو و آب سرد بر بدن ريختن و بعد از آن مرقهاى چرب آشاميدن و مبردات قوى و مثروديطوس و ترياق طين مختوم بهترين مداواى آنست و چون با آرد جو و زيت و آب سرشته به موش و سگ و خوك بخورانند بميرند و شير درخت آن در چهارم گرم و خشك و سمى قتال و از داخل غير مستعمل و طلاى آن جالى بهق و برص و جوارش و دوا و حبوب و روغن و سكنجبين و سفوف و اقراص و معاجين برگ آن در قرابادين كبير مذكور شد . ماس به فتح ميم و الف و سين مهمله اسم فارسى الماس است و به هندى هيرا نامند . ماهيت آن : از احجار نفيسه و صلب‌ترين و خشك‌ترين احجار است و الوان مىباشد از سفيد و زرد و سياه و سرخ و سياه كم رنگ كه به هندى تيليا نامند و سفيد آن كثير الوجود و زرد و سرخ و سياه سبز كم رنگ و يك رنگ خالص هر يك از اينها كمياب و تيليا و داغدار سفيد آن معيوب و داغدار به داغ سرخ آن را بد يمن مىدانند و بهترين همه سفيد يك رنگ شفاف براق بزرگ قطعه آنست و همچنين الوان ديگر آن كه يك رنگ و صاف باشد و معدن آن ملك دكهن حوالى كلكنده و جهنه پنه است . طريق اخذ آن آنست كه زمين را حفر نموده خاك آن را برآورده بر زمين مىپاشند و بر آن آب ريخته در وقت ارتفاع آفتاب از كنارى بر آن نظر مىكنند هر جا برقى به نظر درآيد آن را نشان كرده رفته برمىدارند و همچنين باز زير و رو كرده بر آن آب پاشيده به دستور در آفتاب بر آن نظر مىكنند و در ابتدا قبل از حكاكى برق بسيارى و صفاى چندانى ندارد و حسن و قبح آن خوب ظاهر نيست و بعد از حكاكى حسن و قبح آن ظاهر مىگردد و در برازيل از جزاير ارض جديد جنوبى نيز به هم مىرسد و ليكن به خوبى و سفيدى و شفافى و صلبى دكهنى نيست و الماس را به الماس سياه سوده با لاك گرم كرده سرشته چرخى ساخته به جاى سنگ سنباده در حكاكى احجار ديگر حكاكى مىنمايند و قطعه‌هاى آن مانند طلق و زرنيخ ورقى ورق ورق بر روى هم چسبيده غير محسوس مىباشد بعضى از آن قابل جدا گشتن اوراق از هم است و بعضى نه و كسانى كه عارف بدانند آن را كه قابل است از هم جدا مىنمايند و آنچه مشهور است كه از سرب آن را مىتراشند و حكاكى مىنمايند اصلى ندارد و هر يك از الوان آن را به نامى مخصوص خوانند مانند آنكه آنچه شبيه به رنگ نوشادر است و شفاف نوشادرى و سفيد شبيه به رنگ نقره را قبرسى و آنچه سفيدى رنگ آن از نوشادرى كمتر و قطعه‌هاى آن بزرگ آن را ماقدونى نامند و زيتى نيز و اين را بعضى بهترين همه مىدانند و آنچه به رنگ آهن است حديدى و احجار ديگر و آلات حديدى هيچ يك در آن اثر نمىكند و آتش نيز مگر به دشوارى بسيار و اهل هند آن را مكلس مىسازند به نحوى خاص و مكلس آن را بسيار نافع مىدانند جهت امراض مزمنه صعبه . طبيعت آن : در چهارم سرد و خشك و بعضى گرم دانسته‌اند . افعال و خواص آن : تعليق آن مقوى دل و رافع خوف و فزع و باعث سرعت ولادت و غلبه بر خصم و مسدس شكل آن مانع صرع و سنون آن جالى دندان و خطرناك و اجتناب از آن اولى و گذاشتن آن بر دندان باعث تفتيت آن بدون كلفتى و گفته‌اند از خواص آنست كه به غير شكل مثلث شكسته نمىگردد . المضار : سمى است و قليل آن نيز قاتل به تقطيع اعضاى باطنى . مداواى آن قى نمودن با شير تازه دوشيده گاوى و با روغن مكرر تا تمام آن برآيد و آشاميدن مرقهاى چرب بعد از آن . ماش به فتح ميم و الف و شين معجمه لغت عربى است و مج نيز و به فارسى نيز مشهور به ماش و به هندى مونك نامند . ماهيت آن : حبى است از حبوب معروفه مأكوله و در اكثر بلاد كثير الوجود و آن حبى است كوچك مدور اندك طولانى پوست آن سبز و مغز آن سفيد و بعضى پوست آن سبز تيره و بعضى غير تيره و بعضى زرد رنگ و در بنگاله بعضى پوست آن سياه بهترين همه سبز تيره است پس سياه و سبز پس زرد و زرد آن ديرتر پخته گداز مىگردد از سبز خصوص زرد دانه ريزه آن و قوّت آن تا سه سال باقى مىماند . طبيعت آن : در آخر اول سرد و مايل به خشكى و مقشر آن معتدل در ترى و خشكى و قشر آن مركب القوى مايل به گرمى و با عفوصت . افعال و خواص آن : لطيف تر از عدس و نفخ آن كمتر از باقلا و در جلا كمتر از باقلا و اصلح حبوب مأكوله است و كثير الغذا و مولد خلط صالح الكيموس و ليكن بطى الانحدار خصوص مقشر آن كه قشر آن را بالتمام گرفته باشند زيرا كه يبس و قوّت تحليل و جلا در قشر آن است و از اغذيه تابستان و بهار و بلدان حاره و صاحبان مزاج گرم و حميات حاره حاده است جهت آنكه مسكن حرارت و حدت و التهاب صفرا و خون است . * اعضاء الصدر و الرأس و الغذاء * مقوى عصب و اعضاى عصبانى و قوّت باصره و جهت درد سر حار و نزلات و ورم لهات و سرفه و حميات حاره حاده و امراض گرده نافع زيرا كه موافق آنست و مطبوخ مقشر آن با روغن بادام مولد خلط صالح امّا از براى حميات صفراويه با برگ خرفه و كاهو و سرمق و جو مقشر و مطبوخ آن با پوست با حماض حابس بطن و از خواص آن است كه با وجود برودت تحريك سودا نمىنمايد و هم از جهت تليين و هم از جهت قبض