محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
710
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : قسمى از لوز برّى است شبيه به حب الصنوبر و بزرگتر از آن و زرد رنگ و در جوانب آن شعبهها كه به مغز آن نرسيده . طبيعت آن : گرم و خشك و بسيار قابض و روغن آن را زيت السودان نامند و مذكور شد در حرف الزاء مع الياء المثناة التحتانيه . لوسيماخيوس به ضم لام و سكون واو و كسر سين مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح ميم و الف و كسر خاى معجمه و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و سين مهمله لغت يونانى است به معنى شبيه الذهب و نزد اهل اندلس قصب الذهبى و خويصه مصغر خوصه و لخوخ الماء و عود الريح نيز و به هندى جورا و راج ناكهه نيز نامند . ماهيت آن : نوعى از سراج القطرب است و آن نباتى است قريب به ذرعى و بىساق و شاخهاى آن باريك و گرهدار و بر هر گرهى برگها رسته شبيه به برگ بيد و طعم آن با اندك قبضى و گل آن سرخ مايل به زردى طلايى رنگ . منبت آن آبهاى ايستاده و نى زارها و مستعمل برگ و عصاره آن . طبيعت آن : در آخر دويّم سرد و خشك و انطاكى گرم و خشك در دويّم دانسته . افعال و خواص آن : قاطع رعاف و نزف الدم همه اعضا فرزجه برگ آن قاطع سيلان حيض و حقنه آن جهت قرحه امعا و ضماد آن جهت التيام جراحات و تحليل اورام و با حنا جهت دراز كردن موى و بخور آن گريزاننده هوام و در قتل موش مجرب دانستهاند . مضر ريه ، مصلح آن عناب . مقدار شربت از آب آن : نيم مثقال و از برگ آن يك مثقال است . لوعجيديطوس به ضم لام و سكون واو و فتح عين مهمله و كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر دال مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم طاى مهمله و سكون واو و سين مهمله . ماهيت آن : ابن تلميذ و محمد ابن احمد گفتهاند گياهى است برگ آن شبيه به برگ اسقولوقندريون و تخم آن مثلث شكل و برّى و بستانى مىباشد برّى آن گرمتر از بستانى . افعال و خواص آن : آشاميدن برگ خشك آن و ضماد پوست آن با سركه جهت جرب مجرب و جميع اجزاى آن جهت التيام زخمها مفيد است . لوف به ضم لام و سكون واو و فا لغت عربى است و به فارسى فيل گوش و به فرنگى كونكلوس و سربن طين نيز نامند به معنى شبيه به مار . ماهيت آن : نباتى است و سه قسم مىباشد : قسم اول لوف الكبير يعنى بزرگ و آن را لوف الارقط و لوف الحيه نامند جهت مشابهت ساق آن به مار ابلق و به يونانى درافيون و دراقيطن نامند به معنى لوف الحيه . ماهيت آن : ساق آن سطبر و شاخهاى آن مانند عصا و رنگ ظاهر آن مرقش يعنى مانند مار ابلق و برگ آن شبيه به برگ لبلاب كبير و بنفش و با رنگهاى مختلف و ثمر آن مانند خوشه و در ابتدا سفيد و بعد از رسيدن زرد و بيخ آن مانند بلبوس و منبت آن مكانهاى نمناك و سايهدار . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و با جوهر ارضى . افعال و خواص آن : ملطف و مخرج و مقطع اخلاط غليظه لزجه و مفتح سدد و به غايت جالى . * اعضاء العين * قطور عصاره آن رافع بياض عين حادث از قرحه . * الاذن * قطور آب خوشه تازه آن با روغن زيتون مدر بول و رافع عسر آن و رافع حصات . * اعضاء الصدر و النفض * آشاميدن لوف كبير جهت عسر نفس و نفس الانتصاب و ربو كهنه و با عسل و يا شراب محرك باه و با سركه مسقط جنين و حمول آن مخرج جنين و بوييدن گل آن نيز مخرج جنين و آشاميدن سى عدد از دانه آن با سركه جهت اسقاط جنين و مشيمه بيعديل . محمد بن احمد گفته كه چون بيخ لوف را خشك كرده كوفته بيخته با آرد گندم و روغن كنجد و نمك خمير نمايند و خميرمايه نان نمايند و هر روز هفت مثقال از آن نان را تناول نمايند در رفع بواسير ظاهرى و باطنى مجرب . * الزينه * ضماد بيخ آن با عسل جهت كلف و بهق و نمش و برص و با شراب جهت شقاق عارض از سرما مفيد . * الجروح و القروح * ضماد آن بهترين ادويه سرطان و نواصير الانف و تنقيه جراحات متعفنه و زخمهاى تازه است خصوصاً برگ و ثمر آن و از آن شيافات مىسازند براى نواصير و چون داخل قروح حيوانات نمايند فاسد گرداند و ضماد پخته آن رافع شقاق مزمن و آثار قروح . * طرد الهوام * ماليدن آب ريشه آن بر بدن گريزاننده هوام است خصوصاً افعى مضر جگر و مولد خلط غليظ ، مصلح آن صمغ عربى . مقدار شربت آن : يك درم . بدل آن : افسنتين . قسم ثانى لوف را لوف الجعد و فيل جوش و به يونانى ارب و لادن و به بربرى الونى و اهل اندلس صياره و به فرنگى اريسارم نامند .