محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
702
مخزن الأدوية ( ط . ج )
طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : خفيف سريع الانحدار و مرطب بدن و با ادويه حاره خوشبو زياده كننده منى . المضار : سريع التعفن ، مصلح آن طبخ آن با سركه و يا گشنيز خشك و زيره و خولنجان در مبرودين و در محرورين سركه و گشنيز خشك خوردن است . لسان و آن را اذان الثور و كحلا نيز نامند به جهت آنكه گل آن به رنگ كحل است . ماهيت آن : نباتى است با لزوجت و رايحه آن شبيه به انجبار و غير لسان الثور است . برگ آن عريض مفروش بر روى زمين و مستدير و در خشونت مانند برگ گاو زبان و از ميان برگ آن شاخى مىرويد به قدر ذرعى و بر سر آن گلى سرمهاى رنگ و فرق ميان برگ اين و برگ لسان الثور به آنست كه برگ ابن عريض تر و مدورتر ، در بو شبيه به خيار و لزوجت آن زياده از لسان الثور و گل آن آويخته به سوى زمين و خام و پخته برگ آن را مىخورند به خلاف برگ و گل لسان الثور كه به اين اوصاف نيست . طبيعت آن : در دويّم سرد و تر . افعال و خواص آن : جهت علل زبان انسان و شتر و غير آن از حيوانات و بثورى صلب سرخ كه ظاهر مىگردد بر زبان مانند حب الرمان و آن را حارس مىنامند و جهت قلاع و ساير امراض حاره دهان و خفقان و حرارت معده نافع . لسان الابل به الف مكسوره و باى موحده و لام لغت عربى است . ماهيت آن : غير رعى الابل است و غلط كرده كسى كه آن را لسان الابل دانسته بلكه آن نباتى است ما بين گياه و شجر و شاخه آن پراكنده و مربع مايل به سفيدى و برگ آن شبيه به برگ تفاح و از آن بلندتر و باريكتر و اندك خشن و مجعد شبيه به تجعيد يثاب تازه شسته و با زغب نرمى و سفيد رنگ و خوشبو ثقيل الرايحه و ثمر آن زرد مايل به پهنى ، منبت آن زمينهاى خشن . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و در سيّم گرم و خشك نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : مفتح و جالى . * اعضاء الفم و الغذاء و النفض * آشاميدن آب طبيخ برگ و شاخ آن و مضغ برگ آن جهت رفع لكنت زبان و اضطراب و تلجلج آن و قروح باطنى و ادرار بول و حيض و اخراج جنين و آب طبيخ آن با مويز و عناب مفتح سدد و مدر بول و رافع التهاب باطنى . * القروح و الجروح * ذرور آن منقى قروح خبيثه و مجفف قروح و التيام دهنده جراحات و آشاميدن آن جهت قروح باطنى و ظاهرى و استنجا به آب مطبوخ آن مسكن حكه فرج و مقعده و ذكر . * الزينه * خضاب آن با حنا سياه كننده موى سر و شستن با آب آن و بدان خضاب نمودن نيز سياه كننده موى است . مضر گرده ، مصلح آن صمغ عربى . مقدار شربت : از جرم آن تا سه درم و از آب آن تا دو اوقيه و شراب آن كه هفتاد مثقال آن را در دو هفتاد رطل آب انگور ريخته ترتيب دهند جهت نفث الدم و سرفه و سستى عضل و قرحه گرده و مثانه و احتباس حيض نافع . مقدار شربت آن : تا يك رطل . * السموم * جهت گزيدن شفنين بحرى نافع است . لسان الثور به فتح ثاى مثلثه و سكون واو و راى مهمله لغت عربى است . به فارسى گاو زبان و به يونانى فو و به لاطينى بكلورم و به لغتى ديگر يرااجم و به هندى سنكاهولى نامند . ماهيت آن : نباتى است جميع اجزاى آن با خشونت و مزغب و منقط به نقطههاى شبيه به خار و ساق آن باريك و خشن مانند پاى ملخ و سبز مايل به زردى و به قدر ذرعى و بزرگ و آن بزرگتر و سياه و ضخيم و با خشونت و منقط به نقطههاى سفيد شبيه بخار و مزغب شبيه به زبان گاو و مفروش بر روى زمين و ربيعى است و تازه آن سبز مايل به زردى و كهنه آن مايل به سياهى و هر چند كهنهتر گردد سياهتر شود و گل آن لاجوردى رنگ به شكل گل انار و از آن كوچكتر و طولانى و تخم آن كوچك اندك طولانى و سفيد و از حب القرطم اندك باريكتر و در قمعى و اندك لعابى و تخم آن را مدور نيز گفتهاند منبت آن اكثر بلاد خصوص گيلان كه در آنجا بسيار خوب مىشود و در عظيمآباد از ملك هند نيز مىشود و ليكن برگ آن نازك و حكيم مير محمد مؤمن در تحفة المومنين نوشته قسمى را كه در اصفهان و بعضى بلاد گاو زبان مىدانند مرماحوز است و گل آن لاجوردى و كوچك و مدور مىباشد و بهترين آن گاو زبان تازه ضخيم سبز مايل به زردى منقط گيلانى است . طبيعت : تازه آن در اول گرم و تر و خشك آن را رطوبت كمتر و مايل به يبوست و قوّت آن تا هفت سال باقى مىماند و گل آن الطف جميع اجزاى آن . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى ارواح و حرارت غريزى و اعضاى رييسه و حواس و ملين طبع و مسهل مره صفرا و اخلاط محترقه و سوداى متولد از خلط سوداوى و تسكين اعراض آنها و امراض سوداويه مطلقاً . * اعضاء الراس و الصدر و الغذاء * آشاميدن