محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
689
مخزن الأدوية ( ط . ج )
باب بيست و سيّم : در بيان ادويهاى كه حرف اول آنها لام است . فصل اللام مع الالف لاذن به فتح لام و الف و ذال معجمه و نون و به دال مهمله نيز آمده درخت آن را به فرنگى لدان نامند . ماهيت آن : رطوبتى غليظ چسبنده است كه از ساق و برگ درخت كوهى حاصل مىگردد و آن درخت به قدر درخت انار و شبيه به درخت دبق است و برگ آن عريض به هم متصل و رقيق و صلب و گل آن مايل به سرخى و ثمر آن مانند زيتون و در جوف آن دانه سياه باريكى و در كتاب مصور فرنگى ديده شد كه درخت آن عظيم با شاخهاى باريك بلند و برگ آن بر دو طرف شاخ زوج زوج رسته و باريك بلند از برگ انار بزرگتر و بر شاخها گل و ثمر آن و گل آن پنج برگ و اندك كوچك و لاذن اصناف مىباشد آنچه از ساق و برگ آن اخذ نموده باشند خالص و در كمال خوبى و خوشبويى و بهترين اصناف است و آن را لاذن عنبرى نامند و آنچه از آن رطوبت بر موى بز و گوسفندان در چريدن نبات آن چسبد و از آن جدا نمايند زبونتر از صنف اول و آنچه بر سم مراعى در حين چريدن چسبد و آن را اخذ كنند زبونترين همه اصناف و اين با خاك و ريگ آميخته مىباشد و بعضى گفتهاند شبنمى است غليظ لزج كه در فصل ربيع بر درختى شبيه به نبق مىنشيند و آن را جمع نموده اقراص ساخته به اطراف مىبرند و بعضى گفتهاند كه رطوبتى است كه از نبات قسوس كه نوعى از لبلاب است حاصل مىگردد و بر موى بز و گوسفندان در حالت چرا مىچسبد و از آنها اخذ مىنمايند و تصفيه نموده اقراص مىسازند و به اطراف مىبرند و بهترين آن قبرسى خوب نرم خوشبوى چرب سياه مايل به سرخى و سبزى عنبرى آنست كه سنگين و خالص و رمليت نداشته باشد و سياه قاوى آن زبون . طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم خشك و آنچه از بلاد جنوبى به هم مىرسد گرم و تر و بعضى در دويّم گرم و در سيّم خشك گفتهاند . افعال و خواص آن : ملطف قوى و مسخن و مفتح افواه عروق و مقوى ارواح و جاذب و اندك قابض و منضج رطوبات غليظه لزجه و محلل آنها به اعتدال و محلل صلابات و مسكن اوجاع و لهذا داخل ادويه مسكنه اوجاع مىنمايند . * اعضاء الرأس * طلاى آن جهت درد سر و با روغن گل بر يافوخ اطفال جهت حبس نزلات و سرفه ايشان و داخل ادويه معالجه صداع ضربانى كرده مىشود و قطور محلول آن در روغن گل در گوش مسكن اوجاع آن و طلاى آن بر پيش سر حابس نزلات و مانع آنها از نزول . * اعضاء النفس و الغذاء و النفض * آشاميدن آن جهت سرفه بارد و تقويت معده و تسكين اوجاع بارده آن و فواق ريحى و با شراب كهنه قابض و حابس بطن و مدر بول و شير و مخرج جنين و طلاى آن مقوى معده و مانع غثيان و سيلان آب دهان حادث از استرخاى معده و رافع صلابت آن و صلابت كبد و رحم و فرزجه آن نيز رافع صلابت رحم و اختناق آن و احتباس حيض و گرفتن دخان آن به قمعى در رحم مخرج جنين مرده و مشيمه و ضماد آن با پيه خوك و يا پيه گاو جهت ورم مقعده و درد آن و تحقين بدان با روغن گل جهت سحج بارد . * القروح و الجروح * طلاى آن مدمل جروح و قروح كهنه عسرة الاندمال و منقى گوشت فاسد . * الزينه * تدهين آن با روغن مورد و شراب جهت روييدن موى و انبوهى و بسيارى حفظ آن از اسقاط نافع جهت آنكه لطيف و غوص كننده در باطن عضو و منقى اخلاط فاسده و جذب كننده اخلاط صالحه قابل تكون موى است و به جهت داء الثعلب و داء الحيه نيز مفيد به همان اسباب و با زيت جهت قلع عضو و برص و با شراب قلع آثار قرحه و آبله . * الاورام و الاوجاع * ضماد آن با زفت محلل صلابات و با روغن بابونه و