محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

683

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كمون در قرابادين كبير مذكور شد . فصل الكاف مع النون كندر به ضم كاف و سكون نون و ضم دال و راى مهملتين لغت عربى است و گويند فارسى است و به يونانى قيبوطيسرون و به سريانى ليانو و به رومى سيفروس نامند . ماهيت آن : علك و صمغ شجرى است خاردار به قدر دو ذرع و برگ و تخم آن شبيه به برگ و تخم مورد و مايل به تلخى و منبت آن كوهستانها و بلاد شجر و عمان و يمن و در سرطان صمغ آن را اخذ مىنمايند و از آن آنچه مستدير الشكل مايل به سرخى است كندر ذكر و آنچه سفيد سست است انثى و تازه آن را كه در انبانها حركت داده مدور شده باشد مدحرج و پوستهاى رقيق و با صفايحى آن را كه از ساييدن به يكديگر جدا شده باشد قشار كندر و آنچه از غير صفايحى آرد باشد دقاق كندر نامند و قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند و بهترين آن تازه نرم خالص ذكر آنست كه ظاهر آن سفيد و زود شكسته نشود و چون شكسته شود داخل آن چسبنده و زرد و طلايى باشد و علامت خالص آنست كه زود با آتش مشتعل گردد به خلاف مغشوش آن زيرا كه آن را مغشوش به صمغ عربى و صمغ صنوبر مىنمايند و صمغ عربى مشتعل نمىگردد و صمغ صنوبر دود مىكند و نيز رايحه اصلى آن شبيه به رايحه مصطكى است و نيز قشار آن را مغشوش به قشر صنوبر و قشر تنوب مىنمايند و مستعمل از داخل و خارج هر دو است و اكثر مستعمل قشار آنست و بهترين قشار آن ثخين چسبنده تازه املس آنست و طريق استعمال آن آنست كه هرگاه در معاجين استعمال نمايند بايد كه در شراب و يا عرق رازيانه و يا عرق دارچينى بخيسانند و داخل نمايند و در مراهم در سركه بخيسانند زيرا كه تازه آن ساييده نمىگردد و گفته‌اند در بعضى بلاد هند نيز به هم مىرسد و رنگ آن اندك ياقوتى و به رنگ بادنجان است . طبيعت آن : گرم و خشك در اول دويّم و گفته‌اند خشك در اول و قشور آن تا سيّم خشك . افعال و خواص آن : با قوّت مجففه و قابضه و منضجه و جاليه كمى و بىلذع و حابس خون و اكثار آن محرق دم . * اعضاء الرأس و الصدر * منقى روح حيوانى و دماغى و محلل رياح و حابس سيلان خون ظاهر اعضا و حجب دماغى و نفث الدم و مقوى دل و قوّت حافظه و جالب و مجفف رطوبات دماغى خصوصاً با مصطكى و صاف كننده آواز و رافع خفقان و با صمغ عربى رافع بدبويى خيشوم و عسر النفس و سرفه مزمن رطوبى و ربو و با عسل جهت نسيان و با مويزج و صعتر جهت ثقل زبان شرباً و مضغاً و ضماد آن با نطرون و عسل جهت قروح رطبه سر و گرفتگى آن و تقويت دندان و لثه و با زفت جهت شدخ عارض در گوش و چون يك مثقال آن را در آب بخيسانند و بياشامند از آن آب هر روز صبح ناشتا جهت رفع زيادتى بلغم و بلادت و نسيان مجرب و اكتحال آن جهت جلاى بصر و قرحه چشم و پر كننده آن و تحليل خون منجمد در آن و مده تحت قرنيه و ظفره و سرطان و دمعه و سلاق و بياض و جرب و حكه و ظلمت آن خصوصاً با عسل و ذرور آن جهت قروح خبيثه رديه آن و بالجمله از اكبر ادويه امراض عين است خصوص ظفره سرخ مزمن و قطور آن با خمر حلو جهت درد گوش و ضماد آن با قيموليا و روغن گل جهت اورام حاره پستان و داخل ادويه مشروبه قصبه ريه كرده مىشود . * اعضاء الغذاء * آشاميدن آن با شكر جهت ضعف معده و تحليل رياح غليظه و تجفيف رطوبات و تسخين و استمساك آن و جودت هضم و حبس قى و خلفه و ذرب و ذوسنطاريا و نزف الدم مقعده و بواسير و رحم و آشاميدن نيم درم آن با وزن آن نانخواه جهت زحير بلغمى نافع و برداشتن فتيله سرشته آن با شير در مقعده مانع انتشار قرحه آن . * الحميات * جهت حميات بلغميه . * الاورام و البثور * ضماد آن با طين قيموليا و روغن گل جهت ورم كرم پستان زنان خصوصاً در هنگام نفاس و داخل ادويه اضمده محلله اورام احشا كرده مىشود و با سركه و زفت جهت وجعى كه به يونانى مرميقيا نامند از آن احساس به رفتن مورچه است بر بدن و از مقدمات خدر است و جهت قلع قوبا و ثواليلى كه آن را نيز به يونانى مرميقيا نامند و آن احساس به رفتار مورچه است بر عضو و با عسل جهت داخس و با زفت جهت شكاف عضل . * القروح و الجروح * جهت چسبيدن و اندمال جراحات عميقه خصوصاً جراحات تازه و قاطع نزف الدم آن و انتشار قروح خبيثه و با پيه بط جهت قوبا و با پيه خنزير و يا پيه بط جهت قروح با آتش سوخته و قروح اطراف و شقاق عارض از سرما . * اوجاع المفاصل * با روغن زيتون و عسل جهت اوجاع مفاصل و اوجاع بارده استخوان كه مزمن شده باشد و با روغن كنجد جهت تحليل صلابات . * الباه * آشاميدن آن با زرده تخم مرغ نيم برشت و جهت تقويت باه و توليد منى خصوصاً با جوزبوا و بسباسه . * الزينه * با روغن مورد مانع ريختن موى است . مقدار شربت آن : نيم درم . المضار : اكثار آن محرق خون و بلغم و مصدع محرورين و مورث جنون و جذام و بهق سياه ، مصلح آن برنج فارسى و شكر . مقدار زياده آن شراب و سركه كشنده . بدل آن : مصطكى و قشار و آن و تدهين بدان رافع و با اما قشار آن در دويّم گرم و در سيّم خشك .