محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
681
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مضر مشايخ و صاحبان فلج و مبرود المزاج و عصب و مورث قولنج ، مصلح آن عسل و جوارش كمونى و مانند آن و كندرى و پختن آن به بخار آب و مشوى نمودن يعنى به خمير گرفته و در زير آتش پختن و يا مربا نمودن با عسل و يا شكر و نارسيده زمخت آن بارد و يابس در دويّم و قابض و مورث قولنج و حابس قى و اسهال و ضماد آن ملصق جراحات است . كمثرى برّى درخت آن كوتاهتر و ثمر آن كوچكتر و بىآب و با عفوصت و رمليت . طبيعت آن : در دويّم سرد و در سيّم خشك . افعال و خواص آن : قابض و مسدد . آشاميدن سفوف خشك آن حابس اسهال و ذرور آن مجفف جراحات و روياننده گوشت . * السموم * فادزهر فطر ، چون فطر را با آن طبخ دهند ضرر آن زايل گردد و آشاميدن خاكستر چوب آن فادزهر كسى كه او را خناق از خوردن فطر و امثال آن به هم رسيده باشد . مضر عصب و مورث قولنج ، مصلح آن عسل و ادويه حاره خوشبو است . كمثرى جبلى نيز مانند برّى است و از آن سردتر و خشكتر و قابضتر و همچنين نارس زمخت هر نوع و نيز نوعى از جبلى كه در كوهكيلويه مىشود و مخصوص بدانجا است ثمر آن كوچكتر و زمخت و با خشونت و صلب و بعد از پختن اندك شيرين و با رمليت بسيار و در جوف آن تخم بسيار و ثمر آن را گرفته در خاك دفن مىكنند و بعد از آنكه لحم آن مضمحل شد برآورده شسته تخم آن را جدا مىكنند و آن را بريان نموده مقشر كرده مىخورند و داخل لبوب و مركبات ديگر نيز مىكنند و آن را به فارسى انجلك نامند و دانج ابروج همين است و در حرف دال ذكر يافت و از كوهستان رنگپور نيز ثمرى شبيه به امرود جبلى مىآورند به مقدار ليموى كاغذى و مدور و آن را بيوت بيو مىنامند و شراب كمثرى جهت انحلال طبيعت و رفع فساد معده و تقويت آن نافع خصوص كه از كمثرى نيمرس مرتب مىنموده باشند كه آب كمثرى نيمرس كه هنوز خوب نرسيده و نرم نشده باشد گرفته صاف كرده با شكر و يا عسل به آتش ملايم به قوام آورند و رب آن قابض و حابس اسهال صفراوى و قى صفراوى و رافع و دابغ معده و دستور مرتب نمودن آن مانند ربوب ديگر است . كمرزهره به فتح كاف و ميم و سكون راى مهمله و فتح زاى معجمه و سكون ها و فتح راى مهمله و ها . ماهيت آن : گفتهاند كه نباتى است كه در كوهستان سرد برف نشين به هم مىرسد برگ آن شبيه به برگ آس و به هم متصل بعضى به بعضى و شاخهاى آن بسيار و به مقدار دو وجب و زياده و كم از آن و از زمين بلند مىباشد و چون برگ آن را بشكنند شير بسيارى از آن برآيد و بر سر شاخهاى آن گلى و تخم آن مانند مازريون و به قدر كرسنه و بيخ آن با شعبه بسيار و بر درخت آن كرمى مانند كرم ابريشم منقط و منقش به سياهى و سرخى و سفيدى به هم مىرسد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : با قوّت سميت و قاتل بعضى حيوانات و نبات آن ترياق فايق نهش هوام و عقارب . كمرك به فتح كاف و سكون ميم و فتح را و كاف و عوام كمرنگه نامند . ماهيت آن : اسم ثمرى است هندى طولانى به قدر نيم شبر و شش پهلو به شكل شش پر و در خامى سبز و بعد از رسيدن زرد مىگردد و ترش و شيرين مىباشد درخت آن بلند و موزون به قدر درخت گردكان و برگ آن بعضى ريزه و بعضى بزرگ اندك طولانى در شاخهاى باريك و برگهاى اسفل شاخه آن ريزهتر از برگ اعلاى آن . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و سردى و خشكى ترش آن زياده از شيرين آن . افعال و خواص آن : قابض و مسكن حدت صفرا و عطش شديد و قى و اسهال صفراوى و طعم دهان را نيكو گرداند و در ساير افعال و خواص آن قريب به ريباس است . مضر مبرودين ، مصلح آن جوارشات و ادويه حاره . كم كوت به ضم كاف و سكون ميم و ضم كاف دويّم و سكون واو و تاى مثناة فوقانيه لغت فرنگى است به معنى صمغ درخت كوت زيرا كه كم در لغت ايشان به معنى صمغ است و آن را كوتاكنبا و غوتاغنبا و به لغت انگليس كمنبوس و به لغت پرتگالى برون نيز نامند و نزد عوام مشهور به عصاره ريوند است و ماهيت و طبيعت و افعال و خواص آن در حرف الغين مع الواو ذكر يافت . گويند چون آن را با مساوى آن صبر حب نموده هر حبى به قدر نخودى شربتى از سه حب تا هفت به حسب مراتب اسنان و ضعف و قوّت مزاج بخورند اسهال قوى نمايد بىمشقت و تعب .