محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
677
مخزن الأدوية ( ط . ج )
هندى تالاب و جهيل نامند مىرويد . نبات آن شبيه به نبات نيلوفر و از آن قوىتر و برگ آن پهنتر و گل آن بزرگتر از گل نيلوفر و مضاعف و رنگ آن سفيد و سرخ و در هم آميخته و بسيار خوش منظر و خوش رايحه و بعض سفيد فقط و در وسط گل آن تخمهاى ريزه زرد كه آن را به هندى كيسر و كنجلك نيز نامند . طبيعت گل آن : سرد و تر . افعال و خواص آن : جهت حميات صفراويه و يرقان و تسكين عطش مفرط نافع و عرق آن قريب الفعل به عرق نيلوفر و زردى ميان گل آن سرد و خشك و مسكن حدت صفرا و قابض شكم و حابس خون بواسير و گوزه گل آن كه به هندى كنول كته نامند و بعد از ريختن برگهاى آن ظاهر مىگردد و به شكل سر فواره و نصف گره و در جوف آن خانهها مىباشد و در هر خانه دانه باد و غلاف يكى سبز اندك ضخيم و ديگر سفيد نازك و مغز آن دو پارچه مانند مغز بادام و سفيد و شيرين طعم لذيذ خصوص نازك آن كه صلب نگشته باشد و در وسط مغز آن زبانه سبز رنگ و تلخ طعم . طبيعت مغز آن : نيز سرد و تر و رسيده صلب آن خشك و دير هضم و مسكن حدت صفرا و خون و سوزش اعضا و سبزى ميان مغز آن نيز سرد و تر جهت حميات حاده نافع و ساق گل آن را امرنال و بيخ آن را شانوك گويند و سرد و خشكاند و مبهى محرورين و قابض اسهال و مسكن حدت صفرا و خون و سوزش اعضا . كليان كاته به فتح كاف و سكون لام و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و نون و فتح كاف و الف و فتح تاى مثناة فوقانيه و ها . ماهيت آن : نباتى است خاردار به قدر ذرعى و خار آن درشت و در ملك بنگاله در حوالى بردوان و ميدنى پور كثير الوجود . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : چون نيم مثقال پوست بيخ آن را با نيم مثقال ريوند چينى مدبر جهت وجع طحال شديد بخورند در ساعت تسكين يابد و تدبير ريوند آنست كه ريوند را در قدرى آب بجوشانند و آب آن را ريخته ريوند را خشك نمايند و سوده استعمال نمايند تكميد بدان جهت استسقا و جميع اورام و آلام و اوجاع مفيد و اگر طرف روى برگ آن را بر جراحت بندند زخم را چاق نمايد و اگر بر جراحات يا لحوم فاسده طرف پشت آن را بندند لحوم فاسده را بخورد و اگر بر خراج بندند منفجر سازد و چون پوست بيخ آن را كوبيده در كيسه كرده بر ورم استسقا بندند وجع عظيم در آن به هم رسد و ورم دفع گردد اما بايد كه چون وجع شديد شود آن كيسه را باز كنند و بر موضع ديگر بندند و همچنين به جميع مواضع ورم و مكرر اين عمل نمايند و به جهت ورم طحال و نزول آب نيز نافع است . كليه به ضم كاف و سكون لام و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها . لغت عربى است به فارسى گرده و به هندى نيز همين نامند و به اصفهانى قلوه و به تركى نوكرك نامند . ماهيت آن : عضوى است از اعضاى مركبه بدن حيوان و در هر حيوان دو عدد مىباشد يكى به جانب راست و يكى به جانب چپ مايل به طرف پشت از براى جذب ماييت از كبد و فرستادن به مثانه تا به ادرار بول دفع گردد . بهترين آن از براى اكل گرده گوسفند جوان فربه و بز است كه در همان ساعت ذبح كرده اخذ نموده باشند و حيوان عطش نداشته باشد . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : مقوى گرده و كمر و پيه آن ملين اورام صلبه . المضار : بطى الهضم و ردى الغذاء سريع الفساد به جهت آنكه ردىترين گوشتهاى اعضا به بدن حيوان است و اقبال طبيعت به سوى آن كما ينبغى نيست . مصلح آن طبخ و يا بريان نمودن آنست همان قسم با پيه آن و يا روغن زيت و يا روغن كنجد و با نمك و فلفل و دارچينى و كرويا و مصطكى و آبكامه و سركه مطيب نمودن است . فصل الكاف مع الميم كمات به فتح كاف و سكون ميم و فتح همزه و تا . ماهيت آن : اسم جنس فطر و كشنج و قعبل و سماروغ است و نزد بعضى مخصوص به مأكول آنست و فطر مخصوص به انواع مأكوله آن و هر يك مذكور شدند و آن را به تركى قارچ و به فارسى سمالو و سماروغ و هوره نيز و به شيرازى هكلو و به يونانى اوزونا و معرف بادى دولى و به سريانى ارذى و به رومى هوديا و به عربى نبات الرعد و به هندى كهنبى به ضم كاف و اشمام ها و نون و كسر باى موحده و يا نامند و ديسقوريدوس و دين ناميده . ماهيت آن : بيخى است كه از عفونت زمين در هنگام ربيع در زمينهاى رملى و دامنههاى كوه بيشتر به هم مىرسد و مدور سرخ رنگ بىساق و بى برگ و آن را خام و مطبوخ مىخورند و طعمى و رايحه غالب ندارد و بهترين آن آنست كه در زمينهاى مرتفع رملى طيب به هم رسد و متوسط در بزرگى و كوچكى و املس خوشبو تازه و طعمى و رايحهاى غالب نداشته باشد و بعضى