محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
675
مخزن الأدوية ( ط . ج )
تا به دو ذرع و بوى آن شبيه به بوى برنجاسف و سه قسم مىباشد زرد و سفيد يك رنگ و سفيد مايل به بنفشى . زرد آن بسيار و دو قسم ديگر كمتر و به لاطينى برطينى نامند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك . افعال و خواص آن : در جميع افعال قريب به برنجاسف و عرق آن مقوى و مفرح دل و آشاميدن گل آن با شراب محلل و دافع خون منجمد در معده و مخرج سنگ گرده و مثانه و مدر حيض و محلل رياح معده و گرده و مثانه و رحم . مقدار شربت آن : به طريق سفوف سه مثقال و در مطبوخ تا پنج مثقال و ضماد و عصاره گل مطبوخ زرد آن مجفف قروح و جهت سرطان متقرح از مجربات اهل فرنگ است و چون بگيرند از گل زرد آن به قدر يك مشت گشاده انگشت و از رازيانه به قدر يك درم و از زيره سفيد نيم درم و در آب خوب بپزند كه مانند مرهم گردد ضماد آن جهت تحليل اورام بلغمى در ايام تزايد مجرب و بيعديل است . گل مهندى به ضم كاف و لام و كسر ميم و سكون ها و خفاى نون و كسر دال مهمله و يا . ماهيت آن : گلى است در هند و بنگاله كثير الوجود و در باغات و باغچهها غرس مىنمايند در فصل گرما كه موسم بارش است و در اسد و سنبله و ميزان با اختلاف زمان به گل مىآيد و گل آن الوان يك رنگ سرخ و گلابى و بنفش و سفيد و چند رنگ درهم و افشان نيز و مخفف كه پنج برگ و مضاعف كه صد برگ نامند گل سرخ نيز مىباشد . نبات آن خوش منظر و پر گل و از يك ذرع تا دو ذرع بلند مىشود و بوته كوچك پرگل هزارا بهتر برگ آن اندك باريك بلند و نازك و در جوف ساق و شاخ و برگ آن اندك رطوبت لزجى و ساقهاى آن نازك متصل به گرهها . آن را اندك جوشى در آب داده رطوبت آن را نشف نموده و دو سه ساعت در آفتاب گذاشته در سركه پرورده مىنمايند آچار خوب مىشود و مىخورند و نيز مربا مىسازند لذيذ مىباشد و مقوى باه مىدانند و نيز برگ نازك آن را و گل آن را با گوشت پخته مىخورند و تخم آن ريزه سياه رنگ . طبيعت گل آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : خوردن مطبوخ آن در قلايا و با غيرها مقوى باه گفتهاند و آب كوبيده برگ و ساق و شاخ آن رافع سوزش اعضا با آتش و آب گرم سوخته و آبله آن كه بعد از سوختن بر آن به زودى مكرر بمالند . كلز به كسر كاف و سكون لام و زاى معجمه . ماهيت آن : گفتهاند حبى است هندى و به سريانى كلزى و به رومى سلوفتيج نامند و گفتهاند پوست درختى است هندى و به هندى ميده لكرى نامند و يحتمل كه مغاث هندى باشد جهت آنكه افعال و خواص اين مشابه آنست و غلط كرده كسى كه آن را حب كادى و يا بيخ رمان برّى دانسته . طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : جهت شكستگى استخوان و بى جا شدن عضو و بدر رفتن آن شرباً و ضماداً نافع و در ساير افعال مانند مغاث است و ان شاء الله تعالى در حرف ميم خواهد آمد . كلس به سكر كاف و سكون لام و سين مهمله لغت عربى است و نيز به عربى نوره و جير و به فارسى آهك و به هندى چونه نامند . ماهيت آن : به اصطلاح اطبا عبارت از اصداف و حلزونات و قشر بيض و احجارى كه مبالغه در احراق آن نموده باشند به حدى كه خوب سفيد و اجزاى آن يكسان سوخته شده باشد و بهترين آن كلس صدف مرواريد و پوست تخم مرغ و حجر رخام سفيد است كه مرمر نامند و دستور احراق آن آنست كه ريزه ريزه نموده در كوزه كرده سر آن را بسته و به گل حكمت گرفته در تون حمام و يا تنور يك شبانه روز بگذارند پس برآورند و اگر خوب سفيد و اجزاى آن يكسان سوخته شده باشد بهتر و الا باز گذارند تا سفيد گردد و اگر بسيار خواهند به دستور خشت خام و كوزه خام براى آن كوره سازند و در آن به ترتيب چيده و لابلاى آن هيزم و بر بالاى آن گل ماليده آتش دهند تا خوب محرق گردد و دستور تكليس قشر بيض و هر چه خواهند به همان نحو است كه در كوزه كرده محرق نمايند و نيز دستور احراق قشر بيض مذكور شد هر چند كلس سفيدتر و اجزاى آن متساوى و نرم و خالص باشد بهتر است . طبيعت آب نديده آن : در آخر اول گرم و در آخر دويّم خشك و تا بيست روز قوى القوّت و با حدت و محرق و مقرح جلد مىباشد پس ضعيف مىگردد و آب ديده قسم حجرى آن را تا سه روز قوّت احراق باقى است و بعد از آن مسخن مىباشد . افعال و خواص آن : سترنده موى خصوصاً با زرنيخ كه مقوى فعل آنست و ماليدن ثفل عصفر و برگ شفتالو رافع بدبويى آن و روغن گل ياسمين كه به هندى روغن چنبيلى نامند با سفيده تخم مرغ با هم آميخته نيز و ضماد روغن گل و آرد عدس و توتياى مغسول و گل سرخ ساييده رافع جراحت آن و كلس مغسول : طبيعت آن : مايل به اعتدال .