محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
669
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كسموقا به فتح كاف و سكون سين و ضم ميم و سكون واو و فتح قاف و الف و كسميوقا با كسر ميم و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو نيز آمده اسم نبطى است . ماهيت آن : شيخ ابن بيطار نوشته غافقى گفته كه مسعودى در كتاب سموم بيان نموده كه آن حشيشى است منبسط بر روى زمين مدور قطر آن به قدر يك فتر كه طول ما بين انگشت سبابه و ابهام است . برگ آن شبيه به برگ مرزنجوش ، طعم آن لزج شبيه به طعم نبق كوچك عفص و آن را خشك كرده نگاه مىدارند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : عند الحاجت در آب ماليده به عقرب گزيده مىخورانند در حال تسكين مىنمايد . كسول به ضم كاف و سين و سكون واو و لام . ماهيت آن : ابن تلميذ تصريح نموده كه آن ثمرى است به قدر انگشتى و در رنگ و شكل شبيه به خيارشنبر اندك عريض و تخم آن به قدر خيارشنبر . منبت آن بلاد روم . طبيعت آن : سرد و خشك و بسيار قابض . افعال و خواص آن : آشاميدن يك درم آن قاطع خون و اسهال دموى و ذرور آن در رفع نزف الدم جراحات بيعديل است . كسوندى به فتح كاف و ضم سين و سكون واو و نون و كسر دال و يا و كسونجى به جيم به جاى دال نيز آمده . لغت هندى است . ماهيت آن : نباتى است هندى تا به يك قامت انسان و زياده نيز و شاخهاى آن انبوه و مايل به بنفشى و برگ آن شبيه به برگ سنا مكى و حلبه و گل آن زرد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت دفع سميت سموم مشروبه و تعديل فساد اخلاط و سعال نافع و خورانيدن آن به دواب جهت سرفه آنها كه كنار نامند مفيد و چون قدرى از بيخ نوع سياه آن كه به هندى كالى كسوندى نامند با چند دانه فلفل نرم سوده حبوب ساخته به مار گزيده بخورانند شفا يابد و ضماد آب بيخ تازه آن با صندل جهت قوبا نافع است . كسيرو به فتح كاف و كسر سين و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم راى و واو لغت هندى است . ماهيت آن : بيخ نباتى است هندى كه در غديرها كه به هندى تالاب نامند و آبهاى ايستاده مىرويد و از نبات آن بوريا مىبافند و بيخ آن كه كسيرو است مدور به قدر جوزبوا و پوست آن سياه بعضى اندك مايل به سرخى با ريشههاى بسيار باريك سياه و مغز آن سفيد روشن لذيذ خوش رايحه و گفتهاند بيخ نوعى از بردى است . طبيعت آن : مركب القوى و سرد و تر در دويّم با اندك حرارتى . افعال و خواص آن : با ترياقيت و قوّت قابضه و جهت تقويت قلب و خفقان و رفع هيضه شديد بعد آنكه قى و اسهال بسيار شده باشد نه در اول حال و دافع اسهال صفراوى و دموى و سوداوى و سوزش اعضا و سموم مشروبه و ملدوغه و طاعون را مفيد شرباً و طلاءً و گفتهاند حميات صفراويه و دمويه را نافع است . كسيلى و كسيله به فتح كاف و كسر سين و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح لام و الف مقصوره و يا و ها به جاى آن در لغت دويّم اسم نبطى است . ماهيت آن : چوب نباتى است شبيه به روناس و با چسبندگى و سياهى و سرخى بر آن غالب و تخم آن شبيه به حب الرشاد و گويند پوست درختى است در شكل شبيه به سليخه سياه و در طعم بدان مشابهت ندارد . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك . افعال و خواص آن : سنون آن مسكن درد دندان و رافع تحرك آن و آشاميدن آن مقوى معده و احشا و مفتح سده رحم و گرده و مدر بول و حيض و جالى گرده و مثانه و كشنده كرم معده و نيكو كننده رنگ رخسار و در فربه نمودن بدن بهتر از انزروت و جهت صاحبان بلغم و رطوبت نافع . مقدار شربت آن : از سه درم تا پنج درم . مضر ريه ، مصلح آن كثيرا است . فصل الكاف مع الشين المعجمه كشت بر كشت به فتح كاف و سكون شين و تاى مثناة فوقانيه و فتح باى موحده و سكون راى مهمله و فتح كاف و سكون شين معجمه و تاى مثناة فوقانيه لغت فارسى است به عربى به معنى التواء بر التواء به كسر هر دو كاف نيز آمده به معنى زرع بر زرع و بعضى آن را سواد السند و بعضى سواد الهند و بعضى سواد الاكراد و به فارسى پيچك و اهل شبانكاره فارس بچو و به يونانى فناغيوس و به رومى بروطوس و به هندى پهيلى و نواب معتمد الملوك قدس سره نوشتهاند يحتمل كه دوايى باشد كه به هندى مرورسينكه نامند . ماهيت آن : گياهى است مانند ريسمان باريك به هم پيچيده