محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

665

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كرنب به ضم كاف و را و ضم نون و با و فتح اول و دويّم و سكون سيّم نيز آمده معرب از كرم فارسى است و نيز به فارسى كلم و به اصفهانى قمريت و به يونانى قرنبا و قرنيو و به سريانى كرانبى و كرنبا و به رومى اعاريسا و به عربى بقلة الانصار نامند . ماهيت آن : نباتى است و انواع مىباشد از بستانى و برّى و بحرى و بستانى را اقسام بسيار است و قنبيط قسمى از بستانى است و در حرف القاف مع النون ذكر يافت و قسمى معروف از بستانى آن را بيخ شبيه به چغندر و پوست آن خشن و سبز رنگ و برگ آن عريض و سطبرتر از برگ چغندر و رنگ آن سبز اغبر و تخم آن ريزه مدور سرخ تيره و اين را به يونانى قرنبا انمارس نامند و از اقسام كرنب نبطى است و نيز قسمى ديگر را بيخ شبيه به شلغم و اندك مفرطح در طول و رنگ آن سفيد و پوست آن چندان خشونت ندارد و جرم مغز آن نازك و بىريشه و برگ آن شبيه به برگ قسم اول و از آن كوچكتر و نيز قسمى ديگر مىباشد كه از بيخ آن ساقى مىرويد و قدرى از زمين بلند شده بر آن گرهى شبيه به شلغم سبز كم رنگ منعقد مىگردد و بر بالاى آن نيز ساق تا به دو شبر بلند مىباشد و در انتهاى ساق آن برگ‌ها فى الجمله شبيه به صنف دويّم و مأكول و مستعمل گره آنست نه بيخ آن كه در زمين است و نيز قسمى ديگر مىباشد كه از بيخ آن برگ‌ها مىرويد فى الجمله شبيه به برگ قسم اول و برگ‌هاى بيرونى آن از آن بزرگتر و اندرونى كوچكتر و در وسط آن از بيخ آن ساقهاى كوتاه نازك به قدر دو سه انگشت روييده و بر سر آنها قبه‌هاى سفيد و همه به هم پيوسته و در بين هر يك قبه برگى باريك كوچك و عدد قبه‌ها ده تا پانزده و اين را گل كلم نامند و مستعمل و مأكول شاخه‌هاى قبه نازك آنست نه بيخ آن و اين از همه انواع نازكتر و لطيفتر مىباشد و بالجمله اصناف آن از شامى و همدانى و موصلى و اندلسى و غيرها مختلف مىباشند در شكل و از مطلق آن مراد بستانى است و بهترين اقسام آن نازك بىريشه تازه آنست . طبيعت اقسام بستانى آن : مركب القوى و در اول گرم و در دويّم خشك و بيخ آن ارطب از برگ آن و برّى آن گرم‌تر و خشك‌تر از بستانى . افعال و خواص آن : منضج و ملين و مجفف خصوصاً چون طبخ دهند و آب اول آن را بريزند و غذاييت آن اندك و از عدس ارطب و چون با گوشت فربه و مرغ جوان طبخ دهند جيد الغذا مىگردد . * اعضاء الرأس * آشاميدن طبيخ آن و تخم آن مانع صعود ابخره به دماغ و مسكن صداع و رافع ظلمت بصر و مستى و مهرّا پختن آن قابض و رافع خمار و ارتعاش و منوم و مقوى ضعف بصر و سعوط عصاره آن منقى دماغ و منوم و مجفف لسان . * اعضاء الصدر * آشاميدن طبيخ آن و خوردن و مهرّا پخته آن رافع سرفه مزمن و ورم حجاب و احشا و آشاميدن هر روز يك اوقيه آن صاف كننده آواز و رافع گرفتگى آن و وجع طحال و به دستور چون مضغ نمايند و آب آن را بمكند جهت صوت منقطع نافع و غرغره به عصاره آن و يا طبيخ آن با روغن كنجد رافع خناق . * اعضاء الغذاء و النفض * بطى الهضم نفاخ خصوصاً آنچه در تابستان روييده باشد و مملح آن با آب و نمك ردىتر و خوردن برگ تازه آن با سركه رافع ورم طحال و آشاميدن آب مطبوخ آن مدر بول و حيض و آشاميدن تخم آن محرك باه و با ترمس قاتل ديدان و حمول تخم آن بعد از جماع مفسد منى و آشاميدن خاكستر بيخ آن مفتت حصات و آشاميدن عصاره آن با ايرسا و نطرون مسهل بطن و حمول گل آن مدر حيض و قاتل جنين خصوص با آرد شيلم . * السموم * آشاميدن عصاره آن با شراب جهت لسع افعى و سگ ديوانه گزيده و تخم كرنب مصرى از جمله اجزاى ترياقات است . * الاورام و البثور و القروح و الجروح * ضماد همه انواع ثلثه آن منضج صلابات و برگ كرنب برّى يا بستانى بسيار نرم كوفته به تنهايى و يا با آرد جو محلل اورام حاره و بارده بلغميه و حمره و شرى و سرطان و با نمك جهت نار فارسى و با زاج و سركه جهت برص و جرب با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى آتش و جرب متقرح و با سركه و حلبه جهت زخم‌هاى عميق و منع انتشار آنها و سوخته آن به غايت مجفف و رافع سعفه و مانع روييدن موى و با پيه خوك و امثال آن جهت خنازير و خراجات صلبه و دبيلات و با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى آتش . * آلات المفاصل * ضماد برگ آن جهت رعشه و با آرد حلبه و سركه جهت اوجاع مفاصل و نقرس و نطول طبيخ آن جهت اوجاع مفاصل و تخم آن در دويّم گرم و خشك و مبهى و كشنده كرم معده و طلاى آن رافع كلف و نمش . مقدار شربت آن : دو مثقال . المضار : مبخر و مولد سودا و ردى الغذاء و اكثار آن باعث ديدن خوابهاى ردى و كلم برّى در شكل شبيه به بستانى و سفيدتر از آن و برگ آن از آن كوچكتر و با زغب و تلخ و دواييت بر آن غالب‌تر از غذاييت و بعد از طبخ با آب انار تلخى آن زايل مىگردد و تخم آن شبيه به فلفل سفيد . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : بسيار جالى و محلل و ملين طبيعت و مسهل خصوصاً كه با گوشت فربه طبخ يافته باشد طبخ خفيفى و چون دو مرتبه و يا زياده طبخ يافته باشد مىباشد مسكن بطن و آشاميدن بيخ و تخم آن به قدر دو درهم رافع سم افعى و تخم آن بغايت محرك باه و كلم بحرى برگ آن دراز و بيخ آن سرخ شبيه به برگ زراوند و با اندك يتوعيت و لبن مانند برگ لبلاب و طعم