محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

652

مخزن الأدوية ( ط . ج )

اوجاع بارده و تحليل اورام صلبه به تنهايى و يا با ادويه مناسبه نافع و به دستور ضماد برگ و شاخ درخت آن و به سبب كمال حدت و خالى نبودن از سميت اطبا در معالجه اشخاص انسانى از داخل كم مستعمل دارند بلكه اكثر مستعمل بياطره در معالجه دواب است . كامخ به فتح كاف و الف و فتح ميم و خاى معجمه معرب از كامه فارسى است و جمع آن كوامخ و بعضى گفته‌اند به فارسى جواب و به اصفهانى كومه نامند . ماهيت آن : نوع صبغ و نان خورشى است كه از پودنه و شير و ابازيز و فوذج كه خميره كوامخ و مرى است مىسازند و در قرابادين نسخه آن و فوذج ذكر يافت . بهترين اين معتدل الحرافت كثير الابازير است . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : مشهى و منحدر كننده غذا است به زودى الا آنكه ردية الكيموس معطش و مفسد معده و مضر طحال است و اكثار آن باعث تبهاى عفنى و اورام مزمنه و مضر سينه و سرفه نيست و تجفيف اين كمتر از مرى است و سزاوار آنست كه بسيار نياشامند . كانجى به فتح كاف و الف و سكون نون و كسر جيم و يا . ماهيت آن : اسم سركه هندى است كه از حبوب مأكوله مىسازند بهترين همه مصنوع از برنج است و آن را سركه هندى نامند . صنعت آن آنست كه هر يك از حبوب را كه مىخواهند مهرّا پخته صافى نموده با قدرى نمك در شيشه و يا در مرتبان چينى و يا سفالى لعاب‌دار كرده سر آن را بسته چهل روز يا زياده در آفتاب و يا پشت اجاغ مىگذارند تا برسد و خوب ترش گردد پس صاف نموده به كار مىبرند . طبيعت آن : مطلقاً سرد و تر با اندك قبضى . افعال و خواص آن : جالى و مقوى اعضا و مسكن قى و حرارت و حدت خون و صفرا و عطش . مضر معده و صاحبان امزجه بارده . مصلح آن گلقند آفتابى و يا ورد مربى و عسل است و گويند سير است كه كوبيده در آن داخل كرده بياشامند و آنچه از گندم و جو سازند مفرح قلب و مقوى قوا و رافع سستى بدن و مقوى موى شرباً و طلاءً و ليكن اكثار خوردن آن مضر . كاك ماجهى در بنگاله عنب الثعلب را گويند و كستى هم نامند . فصل الكاف مع الباء الموحده كباب به فتح كاف و باى موحده و الف و باى موحده لغت عربى است . ماهيت آن : گوشت بريان كرده به آتش است و اقسام مىباشد و بهترين همه كباب گوشت حلان چاق فربه چرب است كه قطعه‌هاى آن كوچك و همچنين گوشت ماهى لطيف كه با اخگر فحم هيمه جيد متساوى بريان نموده نمك و فلفل و غيرهما به قدر لايق و روغن نيز بر آن زده باشند و آنچه به سيخ به حد اعتدال تشويه يافته باشد بهتر است از آنچه در روغن بريان نموده باشند خواه قطعه‌هاى گوشت را درست و يا كوبيده مانند شامى كباب كه طباهيج نامند و يا غير آن و كباب گوشت آهو و گوزن و طيور و امثال اينها نيز لذيذ مىباشد و ليكن بسيار گرم و خشك است و بدترين آن آنست كه از گوشت پير لاغر و نمك بسيار بر آن زده و يا بر اخگر زغال چوب و فلى و انجير و خروع و زقوم و امثال اينها از هيمه‌هاى ردى بريان نموده باشند يا آنكه سوخته و يا غير متساوى الاجزا باشد . طبيعت آن : گرم و خشك به حسب اختلاف لحوم مختلف مىباشد در شدت و ضعف . افعال و خواص آن : نيز به حسب اختلاف لحوم مختلف و بالجمله مولد خون متين و مقوى اعضا و مسخن بدن و گرده و محرك اشتها و باه و موافق معده مرطوبين و كسانى كه فصد و يا حجامت كرده باشند و دير هضم و بعد از هضم مولد خون صالح و با سماق و گشنيز و فلفل و ساير ادويه حاره حابس اسهال رطوبى و در محرور المزاج مورث صداع ، مصلح آن سكنجبين و اطريفل و خوردن آب بسيار بعد از آن بغايت مضر خصوص كباب ماهى كه گويا آن را زنده و خود را مرده گردانيدن است . كبابه به فتح كاف و با و الف و فتح باى موحده دويّم و ها لغت عربى است و نيز به عربى حب العروس و به يونانى مهيليون و به رومى فريغليون و به هندى كباب چينى نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است كه از ملك چين و نواح آن و روم مىآورند و دو صنف مىباشد صغير و كبير . كبير را حب العروس نامند و آن فى الجمله شبيه به حب بلسان است و مايل به تيرگى و سياهى و مغز آن سفيد و خوشبو و تند طعم و درخت آن شبيه به درخت مورد و نوع صغير را فلنجه و افلنجه نيز نامند و در حرف الالف مع الفاء ذكر يافت و از مطلق آن مراد صنف كبار است و بهترين آن تازه خوشبوى تند طعم آنست كه از چين آورند و بعد از آن رومى و اين بهتر از هندى است زيرا كه هندى تلخ مىباشد