محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
623
مخزن الأدوية ( ط . ج )
افعال و خواص آن : برگ و تخم آن مستعمل اهل آن نواح به جاى توابل و محلل رياح و محرك جشا و مسكن اوجاع بارده و مدر بول و حيض و در اطعمه باعث لذت آنها و آشاميدن آب طبيخ آن با ربع رطلى شكر در تحليل رياح و درد احشا مجرب دانستهاند . فصل القاف مع السين المهمله قس به ضم قاف و سين مهمله . ماهيت آن : لبلاب بىثمر است برگ آن ريزه و مشبك و شاخ آن باريك . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس * سعوط عصاره آن جهت عفونت خيشوم . * اعضاء النفض * آشاميدن آب برگ و ساق آن مدر حيض و فرزجه آن مخرج جنين . * السم * آشاميدن آب بيخ آن با سركه جهت گزيدن رتيلا نافع . قسب به فتح قاف و سكون سين مهمله و باى موحده اسم عربى حجازى تمر نخل خشك شده نيمرس است و اهل مغرب آن را مقلل و اهل نجد عرق و برشوم و به فارسى خرماى سنگ اشكن و به شيرازى قسبك نامند . ماهيت آن : خرماى بسيار خشك نيمرس است كه به كمال نرسيده باشد اقسام مىباشد و آنچه را بعد از جوش دادن در آب شكافته و پارچه غير متساوى نموده خشك كرده باشند شكم دريده نامند و آنچه سر آن را بلبل خورده و در درخت مانده خشك شده باشد بلبل خورده گويند و اين شيرينتر مىباشد و بهترين همه بزرگ فربه هسته كوچك آنست كه خشك و صلب باشد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : مقوى معده و ناشف رطوبات و مستحكم كننده الياف آن و حابس طبع و نفاخ خصوصاً كه آب بر آن بياشامند و خوردن آن با مغز گردكان منضج و محلل اخلاط سينه و اما اسرشى آن كه خوب خشك نباشد گرم و تر و خشكى ندارد و نفاخ و بطى الهضم و مرخى معده و گاه اسهال مىآورد ، مصلح آن مغز گردكان بريان كرده و گفتهاند قسب قاطع اسهال بلغمى و مسكن عطش حادث از بلغم مالح است و بهتر آنست كه خشك اندك مايل به سبزى آن را مقدار كمى بالاى طعام سرد و تر بخورند خصوصاً صاحبان ضعف معده و اما اوقال يعنى آنچه خام هسته نابسته خشكيده بىمغز باشد همه اصناف آن زبون و مورث رياح و كشيدگى معده و احشا و اجتناب از آن اولى است ، مصلح آن زيره در سركه خيسانيده و مطلق قسب مضر دندان و لثه است مانند ساير شرينيهاى نخلى ، مصلح آن در محرورين سكنجبين حامض و شراب انارين و در مبرودين زيره در سركه خيسانيده و بعضى گفته خرماى هيرونى عبارت از آن است . قسط به ضم قاف و سكون سين و طاى مهمله مشاله گفتهاند معرب از قسطس يونانى است و گفتهاند معرب از ( كت ) « 1 » هندى است و به سريانى قوشنا و قشنا و به فارسى كوشنه و به فرنگى كست و به هندى كته نامند . ماهيت آن : بيخى است شبيه به بيخ لفاح و نبات آن بىساق و مفروش بر زمين و برگ آن عريض و گويند بيخى است خشبى كه به هندى پهكرمول نامند . بدان كه قسط سه قسم مىباشد قسم اول آن شيرين سفيد اندك مايل به زردى سبك با عطريت است و اين را قسط بحرى و عربى گويند و دويّم تلخ مايل به سياهى و مغز آن مايل به زردى و سطبرى و سبك و كم بو و اين را قسط هندى نامند و سيّم مايل به سرخى و سنگين و در وزن شبيه به چوب شمشاد و خوشبوى و بىتلخى و اين سمى و قاتل است و آنچه بوى صبر از آن آيد زبون و از مطلق آن مراد قسط شيرين است و بالجمله از ادويه شريفه جليله النفع است و بهترين آن سفيد تازه شيرين كرم ناخورده با عطريت رايحه سطبر لحيم آنست كه چون بخايند اندك زبان را بگزد و پوست آن نازك باشد و بعد از آن هندى سياه سبك وزن و بعد از آن قسط شامى و قوّت آن تا ده سال باقى مىماند و بعضى بيخ راسن را قسط شامى نامند و مغشوش به قسط بحرى مىنمايند و فرق ميان آن و قسط بحرى صلابت و عدم عطريت رايحه و گزيدگى بيخ راسن است يعنى صفات قسط بحرى در بيخ راسن نيست . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . شيخ الرييس گرم در سيّم و خشك در دويّم گفته و با رطوبت فضليه نفاخه و گفتهاند قوّت حرارت و حرافت و مرارت مر آن به حدى است كه مقرح جلد است . افعال و خواص آن : مقوى اعضاى رييسه و غذاييت نافضه و اعصاب و باه و دافع امراض بارده رطبه از آنها و مسخن اعضا كه مراد تسخين آنها باشد و جاذب خون و ساير اخلاط و سم به ظاهر جلد . * اعضاء الرأس * مقوى دماغ و مستحكم كننده اعصاب و محلل و پراكنده كننده رياح مخدره دماغيه و دافع صداع بارد
--> ( 1 ) . كتهه : ب