محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

618

مخزن الأدوية ( ط . ج )

طبيعت آن : مطلقاً سرد و تر در دويّم . افعال و خواص آن : مبرد و مرطب و مفتح سدد و مدر بول و ملين بطن و زايل كننده يرقان و خلفه مزمنه و حميات حاده و خوردن پخته آن قليل الغذاء و سريع الانحدار و مناسب محرور المزاجان و صفراوى و مولد خلط صالح تفه اگر در معده فاسد نگردد قليل الانهضام زيرا كه به تنهايى سريع الفساد و استحاله به خلط غالب موجود در بدن است و مولد خلط سمى به سبب لطافتى كه دارد و چون با فواكه مناسبه خلط تركيب نمايند كيفيت آن را مبدل گرداند مانند آنكه اگر با سفرجل و يا آب غوره و يا آب انار و يا سركه در روغن بادام و يا زيت الانفاق طبخ نمايند مولد خلط صالح و جهت صفراوى مزاجان و محرورين و حميات حاده نافع و به دستور چون با سركه طبخ نمايند و ليكن ضرر آن براى صاحبان قولنج و معتادين بدان زياده زيرا كه قرع مولد قولنج است و با شىء حريف مانند خردل مولد خلط حاد و با شىء مالح مولد خلط شور و با قابض قابض و همچنين با هر چيز مستحيل به خلط مناسب آن . * اعضاء الرأس * قطور و نشوق يا ريختن آب افشرده خام آن با شير دختران در بينى و گوش و به دستور گذاشتن جراده آن بر سر جهت صداع حار و سرسام و هذيان و جنون و اورام حاره و بىخوابى و ضماد ساييده آن بر پيش سر اطفال و غير اطفال جهت ورم حار آن و صداع حار و رفع خشكى دماغ و بىخوابى و بر چشم جهت ورم حار آن و شستن سر با آب آن و آشاميدن و قطور آن در بينى باعث تسكين صداع حار و تنويم مبرسمين و غرغره و مضمضه آن جهت وجع حلق و درد دندان حار و قطور آن در گوش جهت تسكين درد آن خصوصاً با روغن گل و سعوط آب مطبوخ پوست خشك آن به تنهايى و يا با روغن گل جهت درد دندان و قطور آب كدوى بسيار كوچك تازه منعقد كه هنوز گل آن نيفتاده باشد كه در خمير گرفته و زير آتش مشوى نمايند در چشم براى رفع زردى حاصل از يرقان مؤثر و به دستور آب گل آن و جهت رمد حار نيز نافع و آشاميدن آب مطبوخ آن با تمر هندى و شكر جهت تسكين حرارت دماغ و درد سر حار و وسواس و جنون و رمدى كه از بخارات معده باشد . * اعضاء الصدر * آشاميدن اسفيدباج مطبوخ آن با كشك الشعير و يا با ماش مقشر و يا مطبوخ آن در روغن بادام جهت درد سينه و سرفه حار و به دستور آشاميدن سويق آن به تخصيص كه مغسول باشد . * اعضاء الغذاء و النفض * مطبوخ آن مسكن عطش و گرمى كبد حار و كرب صفراوى و دافع فضول حاره به سبب ازلاقى كه دارد و ليكن موجب سستى و ارخاى معده و امعا است و سويق آن حابس بطن و مسكن عطش و حدت صفرا و خون و كرب و آشاميدن آب مطبوخ معصور آن به قدر ثلث رطل يا دو ثلث رطل و با عسل و اندك نطرون ملين بطن و مسهل به اعتدال با مغز فلوس خيارشنبر و ترنجبين و بنفشه مربا و با شراب آن مسهل صفرا و جهت تبهاى صفراوى و دموى و با تمر هندى و شكر مسهل صفراى سوخته و منقى امعا و گرده جهت حرارت دماغ و رمد و حميات حاره و آب مطبوخ درست در خمير و گل گرفته آن به دستور ماء القرع به قدر نيم رطل با ده درم شكر و با شربتهاى مناسبه لطيفه جهت تسكين حرارت معده و كبد و قلب و حميات حاده دقيه و غيرها و اكثر امراض حاره حاده و شيخ الرييس نوشته در ذات الجنب هر چند ماء القرع نافع است از جهتى گاه مضر است از جهت آنكه مدر است و مطبوخ آن با سركه نيز جهت حميات حاده صفراويه و كسر حدت صفرا و خون و اكثر امراض حاره حاده و نيز باعث سرعت خروج آنست از معده و با گوشت باعث سرعت و نيكويى هضم آن و با مزورات ماشيه و حمصيه با روغن بادام جهت سرفه و ترطيب دماغ و بدن و تسكين حرارت جگر و تبهاى حاره و آشاميدن مرق مطبوخ كدو با خروس بچه و يا با مغز تخم آن جهت رفع غشى و تبهاى حاره و غشيه و رفع سميت اخلاط سميه بىعديل و ضماد آن بر معده و كبد و گرده و احشا مسكن حرارت و لهيب آنها و آشاميدن پوست خشك آن جهت بواسير و نزف الدم احشا و بالجمله اقسام قرع جهت محرور المزاجان صفراوى و دموى و جوانان و بلدان حاره نافع و مضر مخالف آنها و مولد قولنج و نفخ و ثقل در معده و مسقط اشتها و مولد بلغم و مواد بلغمى و سوداى احتراقى از بلغم و مطبوخ تراشه آن با ماست كه كدو ماست و به هندى رايته نامند چون با خردل و سير و فلفل و نمك و نعناع استعمال نمايند مبرود المزاجان را موافق و محرور المزاجان را احتياج بدانها بدون نمك و اندك نعناع نيست . مصلح آن قى فرمودن و آشاميدن با ماء العسل و عود هندى و قرنفل و زيره و سعد و نعناع و جوارشات حاره عطره و پختن آن با روغن و داخل كردن فلفل و خردل و آبكامه و اشياى حاره ديگر و نمك در مبرودين و در محرورين و صفراوى مزاجان آب غوره و انار و سركه و امثال اينها و مرباى آن كه مسير نامند با شكر و يا با عسل معتدل‌ترين مربيات و لذيذ و مقوى دماغ و مولد خون صالح و دافع مواد سوداويه و امراض حادث از آن و سريع الهضم اگر در معده بلغم بسيار نباشد و الا مستحيل بدان مىگردد و عسلى آن براى مبرود المزاجان بهتر از شكرى و محلل آن ملطف و هاضم و مسكن حدت صفرا و خون خصوص چاشنىدار آن موافق محرور المزاجان و مضر مبرودين . * القروح و الجروح * ذرور پوست خشك سوخته آن جهت قطع نزف الدم جراحات و رفع آكله زخمها و زخم ذكر و اعضاى يابس المزاج و با روغن گاو تازه جهت سوختگى آتش و با سركه جهت بهق و به دستور مغز