محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
616
مخزن الأدوية ( ط . ج )
نقوع آن در سركه و آب جهت قطع نفث الدم نافع ، مقدار شربت آن يك مثقال . * الجروح و القروح * ذرور آن مجفف قروح رطبه وسخه و غير وسخه و زخمى كه در پا از موزه به هم رسد و ملحم آنها و پيچيدن آن بر عضو مجروح با خون آن آلوده ملحم آن و چون با آب تر كنند و در حال رطوبت آن كتانى را با آن بپيچند و بگذارند تا خشك شود پس در سوراخ نواصير داخل نمايند آن را به سبب منتفخ شدن گشاد سازد . بدل آن : در اكثر امور بردى سوخته است . قرط به ضم قاف و سكون را و طاى مهمله مشاله لغت عربى است به فارسى شبدر و شبدار و به اصفهانى شودر و ثمر آن را رسين نامند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به رطبه و از آن شيرينتر و برگ آن بزرگتر . بغدادى گفته اسم مصرى نباتى است كه در مصر مىرويد شبيه به رطبه و نوعى از آنست درخت آن عظيم و برگ آن بزرگ قريب به برگ بلوط و در مصر زراعت مىنمايند براى فربهى اسبان و ثمر آن را رسيم نامند . طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : آشاميدن تر و تازه آن مسهل و خشك آن حابس و آشاميدن آب تر و تازه آن يا طبيخ خشك آن با شكر و يا انجير و يا عسل جهت سرفه و خشونت سينه نافع . قرطم به ضم قاف و سكون را و ضم طاى مهمله مشاله و ميم و به كسر قاف و را و به كسر هر دو نيز آمده . لغت عربى است و آن را حب العصفر و بزر الاحريض و به فارسى خسكدانه و تخم كافشه و به گيلانى تخم كاجره و تخم كازيره و به هندى كروكسبنه و كابيج نيز و به سريانى كشنى و به رومى قنطادوس و به يونانى اطرقطوس و ديسقوريدوس فنيفس ناميده و برّى آن را فنيفس اغريون يعنى اصفر برّى و برّى و بستانى مىباشد . ماهيت آن : بستانى آن دانهايست صنوبرى شكل مايل به پهنى و تربيع و پوست و مغز آن سفيد با دسومت و چون كهنه گردد پوست آن ميل به سياهى و مغز آن به زردى پس سياهى و لزوجت مىنمايد و در غلافى زير گل آن و در هر غلافى هفت و هشت دانه و نبات آن تا به دو ذرع خاردار و برگ آن بلند و با شرفههاى بسيار ريزه و بالاى برگ آن عريضتر از پايين آن و بر بندها و مواضع شاخها و بر شاخها نيز رسته و ساق و شاخهاى آن در خامى سبز رنگ و بعد از رسيدن سفيد مىگردد و گل آن خاردار و سرخ رنگ و صاحب اختيارات قرطم برّى را طريفان گفته و بعضى گفتهاند طريفان حب آنست نه نبات آن و شيخ الرييس غير آن دانسته و در حرف الطاء مع الراء مذكور شد و بالجمله بهترين آن سفيد بستانى تازه سنگين باليده آنست و وجه ذكر آن علىحده از احريض جلالت و عظم نفع آنست . طبيعت آن : در دويّم گرم و در آخر اول خشك با قوّت مسهله . افعال و خواص آن : قليل الغذا و مسهل و مخرج بلغم رقيق و اخلاط محترقه و محلل رياح چون پنج درم آن را كوبيده و شير گرفته با فانيذ و يا شكر سرخ و يا عسل بياشامند و نيز چون ده درم آن را بكوبند و در نيم رطل آب بجوشانند و بمالند و صاف كرده ده درم شكر سرخ در آن ريخته بنوشند و ايضاً چون ده درم مغز مقشر آن را با مغز بادام تلخ و قسط از هر يك نيم مثقال و نطرون و انيسون و از هر يك يك مثقال داخل كنند و با انجير خشك و عسل بسرشند و مقدار يك جوزه تا دو جوزه بخورند و به دستور چون از آن ناطف سازند كه ده درم مغز مقشر آن با مغز بادام و انيسون و نطرون به وزن مزبور با عسل و شيره انجير به قوام آورند و شب وقت خواب بخورند پيران را بسيار موافق . * اعضاء الراس * ماء الجبن مصنوع از آن كه افتيمون را در صره بسته در آن اندازند و يا بمالند تا قوّت آن در آن برآيد و بنوشند و بالاى آن شيرينى مناسبى بياشامند جهت ماليخوليا و وسواس و توحش و خفقان و جذام و جرب و حكه و اكثر امراض سوداويه مؤثر و به دستور آشاميدن لبن منجمد از شيره آن و اندك نمك هندى فعل آن اقوى . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * آشاميدن شيره آن با آب انجير خيسانيده و يا فانيذ و يا عسل منقى سينه و صاف كننده آواز و منضج نزلات و اكثر امراض بارده صدريه و مقوى باه و زياده كننده منى و نيكو كننده رنگ رخسار و دافع رياح و محلل آنها است و چون داخل مزورات ماشيه و حمصيه نمايند نضج و تحليل و اسهال بلغم خام و مواد محترقه نمايد و آشاميدن ده درم شيره آن با فانيذ و يا شكر سرخ و يا عسل جهت استسقاى زقى و لحمى نافع و با اندك نمك هندى ادرار آن قوىتر و انفع و خوردن مغز مقشر آن به دستور مسطور در دفع قولنج مؤثر و معتادين قولنج را اوفق و آشاميدن شيره آن كه مغز فلوس خيارشنبر در آن حل كرده باشند جهت تب بلغمى بعد از نضج ماده و آن از جمله ادويهايست كه هر خلط منجمد را مىگدازد و هر خلط رقيق را منجمد مىگرداند و لهذا بالاى شير نبايد خورد كه آن را منجمد مىگرداند در معده . مضر معده ، مصلح آن انيسون و شيرينيها . مقدار شربت آن : از پنج درم تا ده درم و از آن زياده مضر و غير مجوز . بدل آن : حبة الخضرا است و گفتهاند كه چون در شير داخل نمايند بايد كه در هر يك رطل شير ده درم حب القرطم باشد و نيم رطل آن را بياشامند تا عمل نمايد و دهن آن قريب به دهن انجره است و ضعيفتر از آن و منجمد كننده شير و جدا كننده