محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
42
مخزن الأدوية ( ط . ج )
خلاصة التجارب كه عصاره ابو خلسا است از آنها كمتر و امّا ازهار و فقاح كه گلها و شكوفهها باشند مانند بنفشه و نيلوفر و ورد احمر و گل گاو زبان و فقاح اذخر و قيصوم و امثال اينها و اوراق مانند سنا مكى و گاو زبان و ماذريون و ساذج هندى و ورق الآس و پرسياوشان و امثال اينها نيز به حسب قوّت و ضعف خود يك سال نهايت تا دو سال قوّت آنها قوى مىباشد پس ضعيف و باطل مىگردد و امّا البان و يتوعات مانند سقمونيا و فرفيون و افيون و امثال اينها پس سقمونيا قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند و بعد از آن ضعيف مىگردد و رفته رفته باطل مىشود و فرفيون تا چهار سال و افيون تا پنجاه سال قوّت آن باقى مىباشد و زياده نيز گفتهاند و بالجمله اكثر البان قوّت آنها تا قريب به ده سال باقى مىماند امّا ادهان مانند زيت و دهن بلسان و قنّه و قطران و مانند اينها پس بارده آنها به زودى فاسد مىگردد خصوص رطبه آنها كه در يك دو سه اسبوع و حاره رطبه و يابسه آنها به مراتب يك سال تا دو سال پس فاسد و متكرّج مىگردد و امّا دهن بلسان پس آن از قبيل البان است و قوّت آن مدت مديد باقى مىماند و گفتهاند هر چند كهنهتر شود جيّد و قوىتر مىگردد و همچنين دهن كافور و زيت و دهن اذخر تا دو سال و امّا اثمار مانند عناب و سپستان و حب بلسان و مازو و بلوط و آلو و آلوبالو و سيب و به و انار و لوز و جوز و جوزبوا و قرنفل و قاقله و فلفل و آمله و هليله و بليله و امثال اينها پس آنها مختلف مىباشند آنچه از آنها كثير الدهن است مانند مغز گردكان و بادام و پسته و جلغوزه و نارجيل و كنجد و خشخاش و خيار و هندوانه و خربزه و كدو و امثال اينها تا يك سال اگر در قشر خود باشند و الا تا يك هفته و كمتر از آن خصوص مغز پسته و گردكان و امّا به زور مانند بزر رازيانه و كمون و كرويا و كاسنى و گشنيز و كاهو و خشخاش و كنجد و امثال اينها پس از اينها آنچه قليل الدهن مانند حلبه و حرف و خردل و رازيانج و امثال اينها است دو سال تا سه سال به حسب حفظ و نگاهبانى از نم و رطوبت و خاك و باد و غيرها باقى مىماند و كثير الدهن كمتر مانند به زور مذكوره قبل و امّا اغصان و لحاء و اصول و قشور مانند عود بلسان و زرنب و شيطرج و شكاعى و بادآورد و بيخ كاسنى و رازيانه و لفاح و كرفس و اذخر و جنطيانا و عاقرقرحا و تربد و دارچينى و قرفه و سليخه و ماهيزهرج و پوست بيخ كبر و انجبار و امثال اينها پس مختلف مىباشد بقاى آنها به حسب قوّت جوهر آنها در صلابت و رخاوت و ضعف پس آنچه مانند قسط و زراوند و وج و درونج و زردچوبه و دارچينى و قرفه و سليخه و زنجبيل و امثال اينها است قوّت آنها تا ده سال باقى مىماند و خربق از اينها زياده و مگر آنچه در آنها رطوبت فضليه باشد مانند بيخ چينى و زنجبيل و زرنباد و زراوند مدحرج و بهمنين و بوزيدان و شقاقل و امثال اينها كه به زودى كرم مىخورد ضعيف و فاسد مىگردد و امّا آنچه از لحاء و عرق مسهله باشند تا سه سال قوّت آنها باقى مىباشد پس به تدريج باطل مىگردد . * و امّا ادويه حيوانيه * مانند شحم و مراره و انفحه و قرن و حافر و ظلف و زبل و بعر و دم پس شحم كه پيه باشد هرگاه بگيرند و نمكسود نمايند تا يك سال قوّت آن باقى مىماند و ليكن مستعمل در مراهم و بعض تراكيب ديگر و بعض امراض نخواهد بود و امّا مراره كه زهره حيوان باشد پس مدت بقاى قوّت آن بيشتر از شحم است و اگر خوب خشك كنند و نيكو محافظت نمايند سالها مىماند امّا انفحه كه پنيرمايه نامند بعضى شيردان بچه حيوان كاه نخورده مانند شيرمايه شتر اعرابى و غيره پس مدت بقاى قوّت آن يك سال تا دو سال است و امّا قرن و حافر و ظلف و غيرها كه عبارت از شاخ و سم و ناخن باشد پس قوّت آنها سالها باقى مىماند و امّا زبل و بعر و دم كه عبارت از سرگين و پشكل و خون حيوان باشد مانند سرگين سگ و كفتار و حمار و بز و ضب تا يك سال و همچنين خون آن و امّا جندبيدستر پس قوّت آن تا ده سال باقى مىماند .