محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

570

مخزن الأدوية ( ط . ج )

بدل آن : حب المحلب و ساذج و اگر يافت نشود بادام تلخ و سيسنبر نيز گفته‌اند . * الخواص * طرد الهوام : پاشيدن آب طبيخ برگ آن در خانه گريزاننده مگس و هوام است و به دستور افتراش برگ آن . صاحب فلاحه گويد : چون برگ آن را با دست بچينند به قسمى كه بر زمين نيفتد و بر پس گوش خود گذارند هر مقدار شربت كه بنوشند مست نگردند و چون در موضعى كه طفل خوابد و بترسد در خواب بگذارند ديگر نترسد و با خود داشتن آن مورث جاه و قضاى حاجت و تكيه كردن به عصاى آن باعث حدت بصر و تقويت همت و اغتسال بدان در حمام باعث رفع تعسر و سحر و چون روز چهارشنبه قبل از طلوع آفتاب بخور نمايد كسى كه از ازدواج و مردى مانده باشد زايل گردد و قادر گردد و دستور اخذ روغن آن آنست كه دانه آن را نيم كوفته در آب طبخ نمايند و بگذارند تا سرد شود آنچه بر روى آب ايستد بردارند و يا عصاره برگ و ثمر آن را در آب طبخ دهند تا قوّت آن در آب آيد پس با روغن زيتون در قدر مضاعف و اگر ميسر نباشد با آتش ملايم طبخ دهند تا آب برود و روغن بماند و امّا نسوزد پس صاف نموده به كار برند . غاريقون به فتح غين و الف و كسر راى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون . ماهيت آن : چيزى است شبيه به بيخ پوسيده كه در جوف بعض اشجار سالخورده كهنه پوسيده مانند درخت انجير و جميز و امثال اينها و يا ريشه آنها است كه پوسيده گشته به سبب تعفين مانند فاد كه از درخت بلوط به هم مىرسد و بعضى ريشه‌هاى پوسيده و بعضى فطر دانسته‌اند و آن نر و ماده مىباشد و به الوان مختلف و طعم آن با حلاوت ظاهر و حرافت و مرارت و قبض . نر آن اندك صلب‌تر از ماده و مستدير و با طبقات كه گويا شىء واحد است به خلاف ماده آن و قوّت آن تا چهار سال باقى مىماند و بهتر و مستعمل ماده سفيد سبك وزن املس با طبقات مستوى غير مستدير است كه قطعه‌هاى آن بزرگ و رخو باشد و با اندك سودن از هم بپاشد و آنچه به خلاف اين اوصاف باشد زبون و زرد و سرخ آن قريب به سميت و سياه آن سمى و همه آن غير مستعمل و همچنين نر آن و شرط استعمال آن آنست كه بر پرويزن موى بمالند تا لطيف آن بگذرد و اجزاى سميه آن بماند و نكوبند زيرا كه اجزاى سميه آن كه به شكل ناخن چيده هست به كوبيدن كوفته داخل مىگردد . طبيعت آن : خواه نر و خواه ماده به قول شيخ الرييس در اول گرم و در دويّم خشك با جوهر هوايى و مايى و ارضى لطيف و به قول ديگران گرم و خشك در دويّم و بعضى گرمى آن را زياده از خشكى آن تا سيّم و بعضى مركب القوى و بعضى تر دانسته‌اند و با قوّت قابضه و صاحب ارشاد گرم در اول و خشك در دويّم گفته . افعال و خواص آن : مسهل بلغم و سودا و صفراى مخلوط با هم و ملطف اخلاط غليظه و مقطع مواد لهجه غليظه و محلل نفخ و رياح غليظ و اورام صلبه و قولنج هر نوع كه باشد غير ايلاوس و مفتح سدد خصوص سده كبد و گرده و معين ادويه مسهله و رساننده آنها با اقصاى بدن و جاذب مواد از اقاصى و اعماق بدن و مدر بول و حيض و رافع وهن عضل و سموم منهوشه و مشروبه و ادويه سميه و بغايت مقوى عصب و دل و دماغ و مفرح بالعرض و مصلح فساد اخلاط فاسده و حميات بلغميه و بىغايله و محمود العاقبت است . * اعضاء الرأس * جهت صداع بارد و بلغمى مزمن و كهنه و شقيقه و رفع بخارات خصوصاً با هليله كابلى و مصطكى و با فاوانيا جهت صرع و با ريوند جهت نزلات و غرغره آن با ميفختج جهت تحليل ورم حلق و عضلات آن و تقويت لثه و دندان و احتقان آن جهت ابتداى نزلات وباييه . * اعضاء الصدر * نيم درم آن با آب جهت نفث الدم و نزف الدم صدر و يك درم آن با انيسون جهت ربو و نفس الانتصاب و با رب السوس به وزن آن جهت درد سينه و سرفه مزمن بارد بلغمى و ضيق النفس و عسر آن و با طلا جهت قرحه ريه . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن يك درم تا يك مثقال آن با ريوند جهت امراض جگر و معده و ترش شدن طعام در معده و با سكنجبين جهت يرقان سدى و سپرز و مثل آن اسارون با عسل سرشته جهت تفتيت سنگ گرده و مثانه و درد احشا و كمر و گرده و با افسنتين معجون با عسل به شرط مداومت جهت استسقاى لحمى و زقى و با انيسون جهت اوجاع باطنيه و با رازيانه نيز جهت درد احشا و سنگ گرده و مثانه و با عسل جهت قولنج و انواع رياح و حقنه آن نيز جهت قولنج و ورم و قروح امعا و مضغ آن به تنهايى و بلعيدن آب آن نيكو دوايى است براى وجع معده و جشاى حامض و ايستادن طعام بر سر معده و يك درم آن با ماء القراطن اگر تب باشد جهت اسهال بلغم و سودا و صفرا با هم مخلوط و اذابه خلط غليظ و جذب از اقاصى بدن و ادرار بول و حيض و رفع مغص و اختناق رحم و تحليل رياح آن و اگر تب نباشد با انومالى و با صبر نيز جهت اختناق رحم و قرحه آن و با قليلى جند جهت اقسام قولنج بلغمى و ريحى الا ايلاوس و با ريوند جهت تفتيت سنگ گرده . * الاورام و آلات المفاصل و الحميات * آشاميدن آن با ادويه مناسبه جهت جميع انواع اورام و به دستور طلاى آن و نيم درم آن تا نيم مثقال و يك درم با سكنجبين جهت اوجاع مفاصل و عرق النساء و با صبر جهت اوجاع مفاصل و عرق النساء و نقرس و امراض اعصاب و حميات نايبه بعد نضج ماده و حميات كهنه و