محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

560

مخزن الأدوية ( ط . ج )

غليظ و بطى النزول از معده و نفاخ و احياناً به سبب يبسى كه دارد مقوى معده است و سفيد آن لطيف و سريع النزول‌تر از آن و خاكستر چوب آن مفتت حصات و محلل اورام بارده بيضه و خوذه و شقيقه و بواسير شرباً و ضماداً و جوارش حصرم و خل و دبس و دهن عقيد آن و رماد الكرم و شراب حصرم و شراب عنب و شراب ريحانى و ميبه و ميفختج در قرابادين كبير ذكر يافت . عنب الثعلب به فتح ثاى مثلثه و سكون عين مهمله و فتح لام و باى موحده و آن را قنا و زبرق و ثلثان و توليدون و به فارسى روباه تربك و روباه تورك نيز به معنى انگور روباه و شكر انگور روباه نيز و به تركى قوش اوذى و به اصفهانى تاج ريزى و به هندى مكوه مكوى و كاك ماجهى نيز و به لاطينى سلاطم و به بربرى مرابله و به كستيلان ازمور نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است و انواع مىباشد از بستانى و برّى و جبلى و هر يك نر و ماده مىدارد . نر بستانى آن را كاكنج و اهل مغرب حب اللهو و ماده آن را عنب الثعلب و اهل مغرب قناد و نزد اطلاق مراد اين است و برّى نيز دو قسم مىباشد جبلى و سهلى و جبلى نر آن را اهل مغرب كاكنج غاليه نامند و در خانه‌ها مىكارند و اين كوچكتر و صلب‌تر از كاكنج بستانى است و نافع‌تر از آن و گويند نر قسم جبلى را كاكنج منوم و ماده برّى را عنب الثعلب مجنن نامند و كيفيت اين بسيار قوى مىباشد و نبات عنب الثعلب بستانى ما بين شجر و گياه و تا به دو ذرع و پرشاخ و برگ آن بزرگتر و عريض‌تر از برگ ريحان و مايل به سياهى و ثمر آن زرد مايل به سرخى و شيرينى و لزوجت در خوشه و تخم آن ريزه به قدر خشخاش و سفيد و ثمر اين نوع نيز سياه مىباشد و گويند سياه آن خالى از سميتى نيست و غير مستعمل از داخل و بهترين آن مستعمل زرد مايل به سرخى باليده تازه فاسد نشده آنست و مستعمل ثمر و برگ و عصاره آن و يا عرق آن و يا مطبوخ يعنى سلاقه آن و يا طلا و ضماد آن از خارج و عصاره آن نيز و نبات كاكنج بستانى از نبات عنب الثعلب بزرگتر و برگ آن عريض‌تر و ثمر آن به قدر نبقه كوچكى و انگورى خرد املس و در غلافى و در خامى سبز و بعد از رسيدن سرخ مىگردد و تخم آن بزرگتر از تخم عنب الثعلب و نبات قسم اول سهلى كه آن را عنب الثعلب منوم نامند ثمنشى عظيم و برگ آن شبيه به برگ سيب و به و مزغب غبارآلود و در ساق آن چسبندگى است و گل آن سرخ به رنگ خون و ثمر آن در غلافى زرد و اصل قشر آن سرخ و در زمينهاى نمناك سنگلاخ مىرويد و قسم دويّم اين كه مجنن گويند نباتى است برگ‌هاى آن مانند جرجير و بزرگتر از آن شبيه به برگ حرشف و بىخار و ثمر آن در خوشه و در هر خوشه ده دوازده دانه و دانه‌هاى آن سياه مدور رخو مانند دانه دبق و بيخ آن سفيد غليظ مجوف به درازى يك ذرع . منبت آن امّاكن جبليه و نزديك درخت چنار و مواضعى كه بادهاى گرم آن را محرق سازد . طبيعت بستانى آن : در دوم سرد و خشك و با حرارت فاعله و گفته‌اند سرد در اول و خشك در دويّم و مخدر آن بارد يابس در سيّم و مخدر و منوم آن شبيه به افيون و ضعيف‌تر از آن . افعال و خواص بستانى آن : ملطف و مسكن حرارت و تشنگى و با قوّت قابضه و رادعه و محلل اورام حاره . * امراض الرأس و الصداع * ضماد برگ نرم سوده آن جهت صداع و ورم حجب دماغ و به دستور نطول بدان و بخور آن جهت نزلات و آشاميدن يك مثقال ريشه بيخ آن با شراب منوم . * الاذن * ضماد آن بر بناگوش جهت تحليل ورم آن و قطور آب برگ آن نيم‌گرم چند مرتبه جهت امراض گوش و بينى . * العين * عصاره برگ همه انواع آن حتى منوم جهت غرب و تقويت بصر و ساييدن شيافات نافعه چشم جهت اوجاع عين در آب آن بدل آب خالص و بدل سفيده بيضه مرغ انسب و قطور عصاره نبات آن به تمامه جهت زخمى و آسيبى كه به چشم رسد مؤثر . * الفم * غرغره به آب برگ آن جهت اورام حلق و درد دندان . * امراض آلات الغذاء و النفض * ضماد آن بر معده جهت ورم آن و التهاب آن و ساير اعضا و اورام حاره و آشاميدن چهار اوقيه آب آن با شكر محلل اورام باطنيه و امراض احشا و مسهل اخلاط مراريه و رافع مغص و زحير و ورم مقعده و استسقاى حار و به دستور دو اوقيه آن با آب رازيانه و آب كاسنى و با كشوث و حقنه آن جهت جنون و شرى و تنقيه امعا به سبب اطلاق آن و قوّت قبضى كه دارد و فرزجه آن جهت قطع سيلان حيض و رطوبات رحم و حمول آن مانع احتلام به سبب برودت آن و آشاميدن تخم مخدر آن مدر بول و مفتت حصات گرده و مثانه و مبرد و مانع احتلام . * الاورام و الحكه و الجرب و القروح و حرق النار و غيرها * آشاميدن آب آن جهت اورام باطنيه حاره و ضماد آن جهت منع اورام حاره ظاهريه و باطنه و سوختگى آتش و زخم آبله و قروح ساعيه و سرطان متقرح خصوصاً با آرد جو و تكرار استعمال و با اسفيداج و دهن ورد جهت حمره و نمله و به دستور با جنطيانا . گويند مضر مثانه ، مصلح آن قند . بدل آن : كاكنج و نزد بعضى بطباط . مقدار شربت آن : تا پنج مثقال و در مطبوخات تا ده مثقال و از آب آن تا بيست مثقال و آب غير مطبوخ آن بغايت مقى است و عنب الثعلب مجنن كه ماهيت آن ذكر يافت . طبيعت آن : در چهارم خشك و از سموم است . افعال و خواص آن : يك مثقال آن به غايت مسكر و زياده از آن تا چهار مثقال كشنده به خشكى زبان و كمودت رنگ و فواق و