محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

555

مخزن الأدوية ( ط . ج )

عقيق به فتح عين و كسر قاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و قاف . ماهيت آن : سنگى است معروف و معدن آن يمن و در كمنبايت بيشتر و ساحل بحر روم نيز گفته‌اند و بهترين آن يمنى است كه صاف و شفاف باشد و گفته‌اند فرق ميان يمنى و غير آن آنست كه يمنى صلب مىباشد به خلاف غير آن و به الوان بسيار مىباشد سرخ و زرد و سفيد و سياه و هر يك رنگين و نيم رنگ و سرخ و جگرى و صاف و شفاف و ناصاف غير شفاف و ابلق و شجرى و ذو طبقات و هر يك در هنگام برآوردن از معدن كم رنگ مىباشد قطعه‌هاى صاف شفاف بىجرم آن را جدا كرده طبخ مىدهند رنگين مىگردد و طريق طبخ آن آنست كه ديگ بزرگى خزفى و يا مسى را كه بلند باشد تا به گردن در آن چوبها مىچينند و ديگ را تا به نصفه آب مىكنند و قطعه‌هاى عقيق را بر آن چوبها مىچينند و سر ديگ را محكم بسته زير آن آتش ملايم مىافروزند كه بخارات گرم بدانها برسد و كسانى كه اين عمل مىكنند نزد خود زمانى معين مقرر دارند كه تا آن زمان طبخ رنگين مىگردد پس برآورده تراشيده حكاكى مىنمايند به هر نحوى كه مىخواهند آنچه از آنها بسيار رنگين صاف شفاف براق يك رنگ است بسيار خوب و مستعمل در ادويه و انگشترى و غيرها بسيار سرخ شفاف براق اين قسم است پس زرد و آنچه در جرم آن شكلى شبيه به شاخه درختى و يا پارچه كوهى باشد آن را شجرى نامند و آنچه ذو طبقات است هر يك به رنگى اكثر آن را بدان قسم تراشند كه طبقات آن يكى فوق ديگرى باشد آن را جزع گويند و در حرف جيم مع الزاء ذكر يافت و آنچه در عرض بريده باشند كه خطوط آن در سطح بالاى آن مدور و يا غير مدور باشد آن را حجر سليمانى و به فارسى باباغورى نامند و اين نوع اكثر صلب‌تر مىباشد و اكثر سنگ مهره را از اين نوع مىسازند . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و محرق آن الطف به سبب كسب حرارت و خشكى آن غالب . افعال و خواص آن : در احاديث شريفه فضيلت و خواص آن بسيار وارد است . آشاميدن دو دانگ نرم سوده آن به تنهايى و يا با شربت سيب جهت تقويت دل و رفع خفقان و به تنهايى و يا با ادويه حابس دم جهت نفث الدم و نزف الدم خصوص دم حيض كه به هيچ قسم بند نشود و با ادويه مناسبه مفتحه سدد جهت رفع سده كبد و طحال و با ادويه مفتته جهت تفتيت حصات . اكتحال آن به تنهايى و يا با اكحال جهت تقويت بصر و نيكويى اشفار . سنون محرق آن به تنهايى و يا با مرواريد و بسد جهت تقويت دندان متحرك و لثه و منع خون رفتن از بن دندان و جلاى چرك آن . * الخواص * تعليق آن جهت تسكين حدت غضب و خصومت و پوشيدن عقيق لحمى كه به رنگ آب گوشت شسته باشند جهت قطع نزف الدم از هر عضو كه باشد خصوصاً براى حيض جارى و پوشيدن انگشترى آن رافع خفقان و باعث هيبت در نظر خصم و استجابت دعوات و امن از درد سينه و گويند چون عقيق را با مشك و كافور و روغن زيت بسايند و بر روى و موى خود بمالند و نزد سلاطين و حكام روند عزيز و گرامى گردند و محبوب همه خلايق باشند همچنان كه عجم فيروزه را به فال نيكو دارند . مضر گرده ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : تا نيم درم بدل آن : بسد است . فصل العين مع الكاف عكبر به فتح عين و سكون كاف و فتح باى موحده و راى مهمله به فارسى برموم نامند . ماهيت آن : چيزى است شبيه به موم با اندك عسل آميخته و غير آن هر دو است كه مجتمع مىگردد در خانه زنبور عسل و در سالهاى جدب خشك كه گياه كم رويد بيشتر به هم مىرسد و رخنه‌هاى خانه خود را بدان بند مىكنند و بغدادى گفته كسانى كه وسخ الكواير دانسته‌اند غلظ كرده‌اند جهت آنكه وسخ الكواير چيزى است كه بر ديوار خانه آن كه كور نامند يافت مىشود و آن چيزى است كه اولًا زنبور عسل آن را به منزله اساس بنياد مىكند پس بر آن از موم خانه‌ها ساخته عسل در آن جمع مىنمايد . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : به سبب كمال رداييت خوردن آن را نشايد . ضماد آن جهت قوبا و جذب خار و پيكان مفيد براى آنكه جاذب قوى است و در جبر كسر و استحكام استخوان شكسته و ضربه و سقطه و حبس خون نايب مناب موميايى دانسته‌اند و لهذا آن را موميايى نحلى نامند و بخور آن جهت سرفه بارد كهنه و حمول آن قاتل و مخرج جنين . مقدار شربت آن : يك مثقال كه با ده مثقال نبات و عسل شربت نموده بنوشند . صاحب اختيارات بديعى گفته كه عكبر چيزى است كه در ميان عسل بود و به شيرازى آن را دارو خوانند و نوشته كه مؤلف گويد مگس نحل آن را براى خورش خود و بچگان خود مىآورد از مجموع گلها و آن الوان مىباشد زرد و سرخ و سفيد و بنفش و بغايت تلخ بود و اگر در ميان عسل بود عسل را تباه كند .