محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
532
مخزن الأدوية ( ط . ج )
لطيفه و رطوبت فضليه و لهذا بغايت محرك باه مردان و محرك شهوت زنان است . طلاء به كسر طا و فتح لام و الف ممدوده . ماهيت آن : آب انگور جوشانيده است كه طبخ نمايند تا دو ثلث يا كمتر از آن برود و آن را ميفختج نامند و بعضى اعراب آن را خمر گويند و بعضى گويند آب انگورى است كه طبخ دهند تا آنكه نصف آن و يا بيشتر و يا كمتر برود و غليظ مايل به سياهى گردد و آن را طلا از جهت آن نامند كه اعراب در جرب شتران با قطران و زفت مىمالند و بعضى همه اقسام خمر را بدين نام مخصوص مىدارند و بعضى مثلث را . طبيعت و افعال و خواص آن : نيز قريب به خمر و مثلث است و ذكر يافت و مىيابد ان شاء الله تعالى . طلق به فتح طا و لام و قاف در آخر و سكون لام غلط است و به كسر طا نيز آمده معرب از تلگ فارسى و به عربى كوكب الارض و عرق العروس و به سريانى فتح جمشا و كوكبا ارغا نيز گويند و به رومى غوفوطس و غوقوطيه نيز و به يونانى چشمارون و فلون و اسطرو به معنى كوكب يعنى كوكب الارض و به فارسى ابرك و بهودل نيز و به هندى ابهرك نامند . ماهيت آن : جسمى معدنيست متكون كه از زيبق خالص و كبريت قليلى غالب بر آن ارضيت و يبس و فاعل انعقاد آن برودت و سه صنف مىباشد يمانى و اندلسى و هندى و بهترين همه يمانى است و آن سفيد نقره رنگ شفاف و براق صفايحى است كه خوب ورق ورق گردد و اوراق آن بزرگ و نازك سفيد براق صدفى باشد و مايل به سياهى نباشد و بعد از آن در خوبى هنديست و آن در سفيدى و نازكى كمتر از يمانيست و اندلسى كه مغربى نيز نامند از همه پست تر و اوراق آن نازك نمىگردد و رنگ آن با كمودت و نيز گفتهاند دو صنف مىباشد يكى صفايحى و ورق مىگردد و دوم مانند سنگ جص و معدن آن جزيره قبرس است و در هند معدن آن بعض جاها است مانند نواح عظيمآباد و مىگويند كه احياناً در بعضى قطعههاى آن قليلى سيماب برمىآيد و مستعمل از آن محلوب و محلول آنست و چون به تنهايى احراق نمىيابد ( لا بد با نوشادر و كلس البيض احراق مىنمايند ) « 1 » و دستور حلب و حل و احراق آن در مقدمه مذكور شد . طبيعت آن : در دويّم سرد و در آخر سيّم خشك و در اول سرد و در دويّم خشك نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : آشاميدن آن با ادويه مناسبه جهت اسهال دموى و كبدى و نزف الدم همه اعضا و رحم و ذوسنطاريا و تبهاى حاره و ريزانيدن سنگ گرده و مثانه و با عسل جهت سرفه گرم و مغسول آن با آب بارتنگ جهت نفث الدم سينه و رحم و بواسير بيعديل و طلاى آن جهت قروح رطبه قضيب و اعضاى عصبانى و اورام حاره پستان و خلف اذن و بواسير و حكه و جرب مذاكير و ساير اعضاى رخوه و جذام متقرح و رفع آثار سياهى جلد بغايت مؤثر . المضار : آشاميدن آن مطلق با خطر و مضر سپرز و گرده ، مصلح آن كثيرا و تخم كرفس و استعمال آن با عسل رافع تشبث آنست به اعضاى باطنى . مقدار شربت آن : تا نيم مثقال و چون محلوب آن را مانند غبار ساييده و مكرر با آب خالص غسل نموده و با صمغ عربى و آب حل كنند در اعمال نقاشى و مانند آن بهتر از ورق نقره است و چون در آن زعفران اضافه نمايند مانند ورق طلا محلول باشد و با زنگار زمردى رنگ و با عصفر فستقى رنگ گردد و چون با شب يمانى و خطمى و مغره و سركه و سفيده تخم مرغ بر اعضا طلا كنند مانع سوزانيدن از آتش شود و اهل صناعت طلق را مطهر قلعى مىدانند هرگاه به آن گداخته شود و دستور حلب و حل و احراق و دهن و اقراص كوكب در قرابادين ذكر يافت . فصل الطاء مع الياء المثناة التحتانيه طيرانه به فتح طا و سكون يا و فتح راى مهمله و الف و فتح نون و ها و طشير و طشور نيز آمده . ماهيت آن : نباتى است مانند فطر و بزرگتر از آن و در شب مانند چراغ مىدرخشد و تر و تازه آن سفيد و زرد و خشك آن سرخ رنگ منقطع مىگردد از ظروف مانند اسفنج قطعههاى سرخ و رطوبت آن بدبو و منبت آن اكثر زير درخت بلوط و زيتون و در سالى كه باران بسيار شود بيشتر مىرويد . طبيعت آن : گرم و خشك در چهارم . افعال و خواص آن : نفعى از آن تا حال ظاهر نشده و از سموم قتاله قويه است حتى بوييدن و لمس نمودن آن و اجتناب از آن واجب . طين به كسر طا و سكون يا و نون به فارسى خاك و به هندى متى و به سريانى چشما نامند . ماهيت آن : معروف است بهترين آن طين حر يعنى خالص از
--> ( 1 ) . لا بد بيالايند با نوشادر و كلس البيض و احراق مىنمايند : ب