محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
529
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ثمر آنست و سر شاخ آن بزرگ و بر طرف آن ثمرى سياه رنگ و آن نبات را مىخورند و رازى گفته حشيشى است كه در ميان گندم مىرويد و آن را مثلث مىنامند و صاحب فلاحت گفته كه شاخى است كوتاه بسيار سبز گاه با برگ نازك باريك طولانى مىباشد و گاهى بىبرگ و عروق آن طولانى غليظ اغبر و پوست آن غليظ و بر شاخ آن ثمرى شبيه به جوز القطن و در ميان آن تخمها و آن را مىخورند و لذيذ و خوشبو است و بيخ آن شيرين و آن را با شاخ آن مىخورند . افعال و خواص آن : اكتحال آن جهت منع كثرت دموع عين و خاييدن و خوردن آن نيكو كننده بوى دهان است . طراغين به فتح طا و را و الف و كسر غين معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و بعضى سقونيوس نامند . ماهيت آن : نباتى است كوچك بر روى زمين به قدر يك شبر و زياده و كمتر از آن و بىبرگ و بر شاخهاى آن ثمر به قدر دانه گندم و شبيه به حب انگور كوچكى و اطراف آن نيز و كثير العدد . طبيعت آن : گرم و خشك و سرد و خشك نيز گفتهاند و با قوّت قابضه . افعال و خواص آن : آشاميدن ده دانه آن با شراب جهت اسهال و سيلان رطوبات رحم مزمنين نافع و بعضى مردم آن را كوبيده و حبوب و اقراص ساخته عند الحاجت استعمال مىنمايند . طراغيّون به فتح طا و را و الف و كسر غين معجمه و ضم ياى مثناة تحتانيه مشدده و سكون واو و نون لغت يونانى است بعضى شبيه به بيش جهت آنكه رايحه برگ آن در خريف مانند بيش مىباشد . ماهيت آن : دو قسم است يكى بزرگ و برگ و ساق آن مانند اسقولوقندريون و با اندك زغبى و صمغ آن مانند صمغ عربى و در جزيره اقريطس بسيار به هم مىرسد و دويّم كوچكتر از آن و در سواحل دريا به هم مىرسد و بىبرگ و بسيار بلند نمىشود و بر شاخهاى آن دانههاى سرخ بسيار به قدر گندمى و هر دو سر آن باريك . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : يك مثقال از هر دو نوع آن با شراب مفتت حصات و مدر حيض و مخرج جنين شرباً و حمولًا و ضماد آن جاذب و پيكان از بدن و كوچك آن قابض و جهت حبس اسهال و سيلان حيض و باقى سيلانات شرباً و از دانه آن تا ده دانه نافع است . طرخون به ضم طا و به فتح نيز آمده و سكون را و ضم خاى معجمه و سكون واو و نون و معرب ترخانى فارسى است و به سريانى طرخونى و به رومى اورسيطون و به يونانى ميورسينه نامند . ماهيت آن : نباتى است معروف در بلاد ايران خصوص در فارس و در شيراز كثير الوجود و مانند سبزىهاى ديگر از نعناع و پودنه و جرجير كه تره تيزك نامند و مانند اينها با نان و پنير و غيره مىخورند و برّى و بستانى مىباشد و نبات آن هم از تخم و هم از قلم شاخ آن به هم مىرسد و در طعم آن حدت و قبوضت و عفوصت و اندك حلاوتى است و خاييدن آن ناشتا به تنهايى فى الجمله خدارتى در زبان به هم مىرساند و لهذا بعضى مردم پيش از آشاميدن مطبوخات مسهله بشعه مىخايند طعم آنها خوب محسوس نمىگردد و طعم برگ نورسته بيل ترش هندى كه به هندى كت بيل و كويتهه نيز نامند فى الجمله شبيه بدان است و ليكن حدت و لطافت ندارد و در كثافت و عفوصت بسيار بر اين غالب و بيخ برّى آن عاقرقرحا است و اهل فلاحت گويند كه چون تخم اسفند را در سركه كهنه بخيسانند تا مزاج گيرد پس بكارند طرخون مىگردد و نيز اگر در ميان ترب گذاشته بكارند طرخون مىرويد بهترين آن بستانى تر و تازه آنست . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك خصوص برّى آن و بستانى آن را در اول گرم و خشك نيز گفتهاند و با قوّت مخدره . افعال و خواص آن : محلل رياح و اخلاط لزجه و مفتح سدد و مقوى معده و مشهى و مجفف و ناشف رطوبات و خاييدن آن خوشبو كننده دهان و مغير ذايقه و مخدر دهان و زبان و جهت قلاع نافع چون مدتى بعد از خاييدن در دهان نگاه دارند و جهت اصلاح هواى وبايى و طاعون و چون آب تازه آن را با شراب كادى حل كنند و بنوشد جهت منع آبله و حصبه و منع حدوث علل وباييه نافع و آشاميدن آب بعد از مضغ آن لذيذ نمايد . مضر محرورين و اكثار آن محرق خون و قاطع باه ، مصلح آن بقول بارده و مخشن سينه و مصلح آن عسل و بطى الهضم و مصلح آن كرفس و مقوى فعل آن رازيانه است . طرفا به فتح طا و سكون را و فتح فا و الف به فارسى گز و به هندى جهاو و به رومى موريقا و به سريانى عرا و به يونانى اريغا بوشا و بعضى گفته به يونانى مورسقى نامند . ماهيت آن : چهار صنف مىباشد يكى درختى است عظيم و برگ آن مانند برگ سرو و اين را به عربى اثل و ثمر آن را عذبه و به هندى ننهى مايى و درخت آن را سال نامند و دويّم درخت آن نيز عظيم شبيه به اثل و اين را صنف برّى است و بى ثمر و سوم