محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

519

مخزن الأدوية ( ط . ج )

از لحا و برگ آن با ماء العسل جهت علل كبد و ورم و غلظ آن و خشك آن با آب سرد حابس بطن و ذرور آن مدمل مواضع ضرب رسيده و با آب گرم سوخته خصوصاً لحاى نوع ذكر آن كه اقوى است در اين امر و طلاى مخلوط لحا و برگ آن با مرداسنگ و دخان كندر جهت التيام قروح ظاهر جلد و سوختگى آتش و با موم و روغن مورد جهت اندمال قروح ابدان نرم واقع بر ظاهر جلد و با زاج سرخ جهت قروح خبيثه ساعيه و غسل به طبيخ آن جهت رفع اعيا و كچلى و چرك بدن و عفونت عرق و جلوس در آن جهت امراض رحم و مقعده و مضمضه به طبيخ آن با سركه جهت درد دندان و بخور آن جهت اخراج مشيمه و ادرار حيض با تكرار عمل و دخان آن مانند دخان كندر و قطران است در نفع جهت ريختن موى مژه و ابرو و گداختن ماق و تأكل آن و دمعه و ضعف بصر و سلاق و ضرب نافع و ضماد برگ تازه كوبيده آن جهت نزف الدم جراحات تازه و چوب آن كه به دستور چوب چينى و عشبه استعمال نمايند مؤلف تذكره نايب مناب چوب چينى در علت آتشك و امثال آن دانسته و چون ريزه نموده با سركه بجوشانند و مضمضه بدان نمايند درد دندان را تسكين دهد و همچنين چوب آن را چون در دهان نگهدارند و پوست بيخ آن قابض و مجفف و دو مثقال آن جهت اسهال و سحج مفيد و ذرور آن جهت سوختگى آتش و آب گرم و رفع الم ضربه و سقطه نافع و حب صنوبر كبار در دويّم گرم و در اول تر و قوّت آن تا يك سال باقى است . افعال و خواص آن : مبهى و مشهى طعام و مقوى اعصاب و اعضا و باه و مفتح سدد و كاسر رياح موذيه حاده و جهت فالج و لقوه و خدر و كزاز و رعشه و قروح ريه و اوجاع مفاصل بارده و امراض جگر و يرقان و استسقا و درد گرده و مثانه حادث از حراقت مره صفرا و لعوق آن با عسل هر روز مقدار سه مثقال جهت فالج و رعشه مجرب و جهت امراض ريه و تنقيه آن از اخلاط غليظه و تنقيه گرده و سرفه كهنه خصوصاً با دوشاب مفيد و آشاميدن آن با تخم خيار جهت ادرار نمودن بول و منع قرحه گرده و مثانه و با عصاره بقلة الحمقا جهت تسكين درد معده و تقويت ابدان ضعيفه و قمع رطوبات فاسده و مطبوخ تر و تازه كوبيده با پوست آن با طلا كه صاف كرده هر روز مقدار چهار اوقيه آن را بنوشند جهت سعال مزمن و قروح ريه و مداومت خوردن حب الصنوبر كبار جهت استحكام اعضاى مسترخيه و سختى گوشت . شراب آن كه كوبيده در آب انگور اندازند مانع نزلات و سرفه و هاضم و قاطع اسهال رطوبى و استسقا و ضماد آن با افسنتين بر معده جهت رفع مغص آن مفيد . مقدار شربت از حب آن : تا دو درم و از عصاره آن سه درم و از طبيخ آن يك اوقيه و حب الصنوبر بطى الهضم و مضر محرورين و مصدع و مغثى ، مصلح آن سكنجبين و فواكه حامضه قابضه است مانند انارين و به و موافق مبرودين و در ايشان محتاج به مصلح نيست و در امر باه با كنجد و عسل بهتر كه مقوى آنست و بايد كه زياده از نيم اوقيه كه يك يك دانه تنقل نمايند زياده تناول نكنند . بدل آن : در تقويت باه شقاقل و حب المحلب و در علل معده و احشا حب الغار و حب الصنوبر صغار مسهل به عصر است به سبب قوّت قبضى كه دارد و جهت امراض سينه و گرده و مثانه قوىتر از كبار و در ساير افعال مانند آن و اكثار آن باعث مغص و التواى امعا ، مصلح آن در آب گرم با روغن كنجد خيسانيدن آنست يك روز و كرم سبزى كه در درخت صنوبر به هم مىرسد در سميت مانند ذراريح است و از خوردن آن زبان و كام و حلق ورم كند و معده و روده‌ها نيز و در تمام بدن سوزش و حرارت به هم رسد و ضعف عظيم روى دهد . علاج آن علاج ذراريح است . فصل الصاد مع الواو صوف به ضم صاد و سكون واو و فا به فارسى پشم نامند . طبيعت : سياه آن گرم‌تر از سرخ آن و از سفيد بسيار گرم‌تر و مجموع آن در آخر دويّم گرم و خشك و بهترين آن نرم خالص آنست . افعال و خواص آن : سرخ آن جهت شرى بيعديل و كماد سرخ آن كه در شراب گرم تر كرده جهت رفع سرفه و نزلات رقيقه و درد سينه و اوجاع ضربه و سقطه مجرب و با روغن گل سرخ محلل اورام و ترياق زخم سگ ديوانه گزيده و پوشيدن جامه‌هاى پشمين مسخن و مجفف بدن و مورث خارش و صلب كننده جلد است و افتراش آن جهت صاحبان نقرس نافع و محرق مغسول و غير مغسول آن در خواص مانند شعر است جهت قروح و لحم زايد نافع . صوف البحر به فتح باى موحده و سكون حا و راى مهملتين . ماهيت آن : چيزى است شبيه به پشم كه از صدف بزرگ سفيدى كه سر آن عريض و طرف دويّم آن مايل به باريكى و از اندرون شكافته و شبيه به شيح و اندرون آن مايل به زردى و سرخى و در جوف آن حيوانى ايستاده و از راه شكاف آن صوفى برمىآيد . افعال و خواص آن : جهت قطع اسهال و ضماد آن جهت نزف الدم هر عضو سريع الاثر .