محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
512
مخزن الأدوية ( ط . ج )
قسم ديگر نيز مىباشد مشهور به خضرمى و اين بعد از سقوطرى و بهتر از هندى و فارسى است و بعضى اين قسم را يمانى گفتهاند و قوّت صبر تا چهار سال باقى مىماند يعنى كمتر از چهار ساله آن قوى العمل و از چهار سال گذشته تا هفت ساله آن بسيار ضعيفالعمل و غير مستعمل و بايد كه مبالغه در ساييدن آن نمايند تا به خمل معده بچسبد و خوب عمل نمايد و جوانان و صفراوى مزاجان و محرورين و صاحبان ضعيفالاحشا به تخصيص صاحبان ضعف امعا و ماساريقا و جگر و علل مقعده و بواسير و كسانى كه در ابدان ايشان خون غالب و عروقشان ضيق باشد و در هواهاى بسيار گرم و يا بسيار سرد از استعمال آن اجتناب نمايند و همچنين هنگام بودن طعام در معده كه مبادا با طعام آميخته آن را فاسد سازد و صبر را مغشوش با اقاقيا و صمغ عربى و امثال اينها مىنمايند و فرق به رايحه و طعم و صلابت آنست كه اهل خبرت مىشناسند . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و بعضى در سيّم خشك و بعضى در اول خشك گفتهاند و قول اول اصح مىنمايد و تلخى طعم و قبض آن دلالت بر مركب القوى بودن آن دارد و اين اقوى است . افعال و خواص آن : مفتح سدد كبد و غير آن و محلل رياح احشا و مسهل قوى هر خلط مهياى مجتمع در معده و سر و مفاصل و غيرها و ضعيف الاثر در غير آن و جاذب از اقاصى بدن و منقى معده و عروق از اوساخ و مسهل و مخرج سودا و بلغم غليظ و مايى و صفرايى و زايل كننده يرقان به قوّت اسهال و تفتيح سده كبد و بهترين دوايى است براى معده و منقى و مقوى آن است و مقوى قوّت باصره و ساير حواس و دافع ماليخوليا و حديث نفس و اكثر امراض دماغى حادث به مشاركت معده زيرا كه معده را با آنها كمال شركت است و منوم و مجفف بىلذع خصوص مغسول آن و ملصق نواصير غايره و مدمل قروح عسرة الاندمال خصوص كه در دبر و مذاكير باشد و مانع خباثت مواد آنها است و اگر بيش از برآمدن عرق بدنى يعنى اول هنگام ظهور علامات آن سه روز پى هم بدين ترتيب بخورند كه روز اول نيم درهم و روز دوم يك درهم و روز سوم يك درهم و نيم و قدرى بر آن موضع گذارند ماده آن را به تحليل برد و باطل سازد و آشاميدن يك مثقال و نيم آن با آب نيم گرم اسهال معده نمايد به قوّت و تنقيه آن كند از فضول و با ماء العسل اسهال بلغم و صفرا نمايد و گاه است كه چون صبح و شام چند حبه از آن با مصلحات آن و راتينج و عسل كف گرفته به قوام آورده سرشته فرو برند با آب گرم اسهال بطن نمايد و فاسد نگرداند طعام را در معده و اوجاع معده را در يك روز زايل گرداند و با مصطكى منقى دماغ و با غاريقون جهت مفاصل و ربو و تنقيه سينه و يك درم آن با آب سرد جهت نفث الدم و يرقان و با گل سرخ و مصطكى جهت امراض معده و با ادويه مناسبه جهت جميع امراض سوداويه و اخراج اقسام كرم معده و امعا و امراض طحال و گرده و رفع تشنگى حادث از صفراى مخلوط به بلغم و اعاده كردن شهوت طعام باطل شده و اصلاح و التهاب حادث در لهات از حرارت صفراى كاين در معده و يا ادويه مسهله و رفع ضرر آنها از معده چون به اطفال شيرخواره با ادويه مناسبه بخورانند كرم شكم ايشان را دفع نمايد و اگر به طفل بخورانند و به مرضعه او بخورانند نيز همان اثر دارد به اعتبار تأثير در شير او و در طب قديم است كه چون مسهل سودا است اگر سه روز پى هم هر روز مقدار يك مثقال آن را بخورند و سه روز ترك نمايند و باز سه روز بخورند و همچنين عقدهها و گرههاى مزمنه قديمه را به تحليل برد . مقدار شربت معتدل آن : يك مثقال و يك و نيم درهم آن مسهل و سه درهم آن منقى اخلاط فاسده و اكثار آن مورث اسهال الدم . بدل آن : در اورام و جراحات دو وزن آن حضض مكى و در اسهال نيم وزن آن تربد و قدرى سقمونيا و گفتهاند به وزن آن افسنتين و نصف وزن آن زعفران . مضر امعا و معده و كبد ضعيف و مقعده به جهت آنكه مرخى و مفتح افواه عروق مقعده است و مورث سحج ، مصلح آن در امعا كثيرا و در ضعف معده و كبد برگ گل سرخ و مصطكى و در مقعده مقل و چرب نمودن آن موضع به روغن گل يا روغن بنفشه و يا پيه بز و مقوى فعل آن عسل و افاويه و هليله زرد است و اقسام زبون آن گاه باشد كه تا سه روز در معده بماند باعث قلق و كرب گردد و املاح آن عند الضرورت زيرا كه استعمال آنها بىضرورت جايز نيست غسل آنست با گلاب و با برگ گل سرخ و مصطكى و افسنتين و مقل و ماء العسل و يا با طبيخ افاويه و عسل آشاميدن و اكتحال آن مقوى باصره و سلاق و حكه و جرب و غلظ اجفان و پر كننده قروح غايره چشم و چاق كننده آن و قاطع دم منبعث به سوى آن و طلاى آن با روغن گل جهت قروح چشم و جرب و اوجاع آن كه از جانب موافق باشد و تجفيف رطوبات آن و بر پيشانى و صدغين جهت تنقيه فضول صفراوى از دماغ و تسكين صداع و با نمك و نطرون بر پيش سر جهت منع نزلات بارده و تسخين دماغ و مجفف رطوبات آن و با آب برگ بارتنگ و با سركه جهت قروح رطبه سر اطفال و با اقاقيا جهت استحكام شئون سر ايشان و با آب برگ بارتنگ جهت قروح بينى و گوش و با روغن كدوى شيرين جهت جراحت بينى و با مورد و شراب جهت سياه كردن موى سر و ريش و دفع قمل و رويانيدن موى كه از كچلى ريخته باشد و با عسل جهت ضربه و سقطه كه