محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

476

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مژگان و رسانيدن قوى ادويه به طبقات عين و نشف رطوبات آن و با عفص جهت دمعه مجرب و ضماد آن مقوى فم معده و محلل اورام آن و بر بدن قاطع عرق و باعث خوشبويى آن و طلاى مطبوخ آن در خمير جهت سياه كردن و درازى موى مؤثر و ذرور آن جهت التيام جراحات و فرزجه آن جهت نزف الدم رحم و قطع رطوبات آن و جلوس در طبيخ آن جهت درد گرده و ورم رحم و تسكين درد و تنقيه آن و گشودن حيض و به دستور تكميد به مطبوخ آن . مضر گرده ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : تا يك مثقال . بدل آن : اذخر مكى به وزن آن و گويند ساذج هندى و شراب آن كه رطلى را در پانزده رطل آب انگور بجوشانند تا به نصف رسد و سه هفته در آفتاب گذارند در جميع افعال مذكوره اثرش قوىتر است و جوارش و شراب و قرص و معجون آن در قرابادين مذكور شد . سنبل رومى آن را سنبل اقليطى نيز نامند و آن ناردين اقليطى است . ماهيت آن : بيخ و ساقى است گل دار و خوشبو و با صلابت و در شكل شباهتى به سنبل الطيب ندارد بلكه برگ آن باريك بلند و سر برگ‌ها عريض‌تر از پايين و از وسط آن برگ‌ها ساقى رسته و بر سر آن شاخ‌هاى باريك و بر سر هر يك گلى كوچك و بيخ آن بلند منحنى گره‌دار با ريشهاى باريك بلند و مستعمل بيخ و ساق گل آن است و بهترين آن تازه خوشبوى صلب آن كه سبك و مجوف نباشد و بيخ‌هاى آن بسيار باشد . طبيعت آن : گرم‌تر از سنبل الطيب و قبض آن كمتر . افعال و خواص آن : ضعيف‌تر از سنبل و با افسنتين با ترياقيت و محلل نفخ معده و ورم سپرز و جگر و رافع درد مثانه و گرده و مدر بول و در مراهم حاره داخل مىشود و شراب آن كه نيم من آن را در سى رطل آب انگور اندازند و بعد از دو ماه صاف نمايند و روزى بيست مثقال آن را با شصت مثقال آب بنوشند جهت جميع امراض بارده معده و جگر و گرده و يرقان و عسر البول و فساد رنگ رخسار مفيد و بعضى از سنبل اقليطى سه اوقيه و از وج دو جزو در هفتاد رطل عصير عنب به دستور خيسانيده صاف كرده استعمال مىنمايند . سنبل جبلى به فارسى ريشه و الا نامند در ماهيت آن اختلاف است انطاكى مو دانسته و بغدادى غير آن و گفته برگ نبات آن شبيه به قرصعنه و شاخ‌هاى آن مانند شاخ آن و از آن كوچكتر و بىخار و بىساق و بيخ آن زياده بر دو عدد و دراز و بيرون آن مايل به سياهى و اندرون آن سفيد و خوشبو و بىثمر و بىگل و اين را به مجاز سنبل نامند و الا مشابهتى بدان ندارد و آنچه از كتاب مصور فرنگى معلوم گرديده و ديده شده آن است كه نبات آن دو شاخ دارد و بر سر هر شاخى چترى و قريب به چتر آن در هر شاخى سه چهار شاخ باريك و بر آن برگ‌هاى باريك كوچك و در پايين شاخ‌هاى بلند آن نيز برگ‌هاى كوچك و بزرگ و برگ آن فى الجمله شبيه به برگ لسان الحمل و از آن كوچكتر و بيخ آن شبيه به پيازى و دو عدد به هم پيوسته يكى بزرگ و يكى كوچك با ريشه‌هاى قوى و ضعيف . طبيعت آن : قريب به سنبل الطيب . افعال و خواص آن : مقوى اعضا خصوصاً معده و جگر و مقوى قوّت ماسكه و محلل رياح و نفخ و رافع استسقا و قى بلغمى و شراب آن در منافع مانند شراب سنبل الطيب است كه سه رطل آن را در سى رطل آب انگور اندازند و به دستور مرتب نمايند و يك مثقال آن را بياشامند جهت عسر البول و علل كبد و استسقاى لحمى و تقويت فم معده و احشا و قوّت ماسكه و قطع قى بلغمى و تحليل رياح معده نافع . سنبل فارسى شامل پرسياوشان نيز هست . ماهيت آن : قسمى از رياحين است كه با نرگس مىرويد و در غايت خوشبويى و برگ و پياز آن ضعيفتر از پياز نرگس و گل آن بنفش و بعضى سفيد نيز مىباشد و شكل ياسمين در هر ساقى چند عدد بر بالاى يكديگر و در افعال قريب به نرگس ، پياز آن ضعيفتر از پياز نرگس و سفيد آن را در هند گل شب بو نامند زيرا كه در شب بوى آن بسيار مىباشد و ساق آن بلند و بر سر آن گل آن و برگ‌هاى نبات آن باريك بلند از برگ گندنا كوتاه‌تر و بيخ آن مانند پياز نرگس و در بساتين مىنشانند و هر سال و يا يك سال در ميان اوايل فصل نوروز برآورده ريشه‌ها و اندك از ته آن را بريده چند روز در آفتاب مىاندازند پس غرس مىنمايند نبات آن بلند و گل آن بسيار و باليده و خوشبو مىشود و از اطراف پياز آن پيازهاى بسيار بر مىآيد . سنبل اقليطى سنبل رومى است . سنبوسه به فتح سين و سكون نون و ضم باى موحده و سكون واو و فتح سين مهمله و ها لغت فارسى است به يونانى برماوردا و به هندى مثلث را نيز سنبوسه و مدور را پورى نامند .