محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

471

مخزن الأدوية ( ط . ج )

ماهيت آن : حيوان آبى است كه تعيش آن بدون آب نباشد و گاه بر آنچه بدون آب تعيش مىنمايند مانند سقنقور نيز اطلاق مىنمايند مجازاً و آن را انواع بسيار است بعضى را نامى مخصوص و اكثرى را نيست و تعداد آن غير خالق انام جل اسمه نمىداند و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله وارد است كه حق سبحانه تعالى خلق كرد هزار قسم از دابه را نه صد قسم آبى و يك‌صد قسم برّى و بهترين همه ماهى رضراضى است و هازنى و هر ماهى سخرى لطيف ديگر كه در آبهاى شيرين سبك خوشگوار كه سرچشمه آن بعيد و بر روى سنگ و سنگريزه كه صخره نامند و يا رمل گذرد و هميشه جارى و مكشوف باشد و باد بر آن بوزد تكون يابد و مقدار آن در بزرگى و كوچكى متوسط و سريع الحركت و فلس آن بسيار و استخوان آن بزرگ و خار آن كم باشد و سهوكت بسيار نداشته باشد و پشت آن منقط به سياهى با خطوط سياه مايل به سبزى و شكم آن سفيد و در همان روز صيد شده باشد و شب مانده آن زبون زيرا كه گوشت آن بسيار لطيف و نازك است زود فاسد مىگردد مگر آنكه آن را نمك‌سود نمايند و بعد از رضراضى ماهى شبوط و هازنى و امثال اينها است و ماهى درياى شور كه در لجّه و يا سواحلى كه زمين آن سنگستان باشد بهتر و نازكتر و لذيذتر از آب شيرين است و از اقسام آن ماهى حلوا و ماهى آبنوس كه در نواح سيلان به هم مىرسد و شاه‌ماهى كه در بحره طبرستان صيد مىكنند و در ولايت ايران قزل آلا كه منقط به سرخى است و اسلف كه پشت آن سبز و شكم آن سفيد و در هند ماهى روهو و در بنگاله هلسه و ليكن هلسه بسيار چرب و گوشت آن نازك و گرم و با سهوكت بسيار است امّا لذيذ و امثال اينها و بالجمله در هر ديار و مكان و بلد كه در آن چشمه و يا نهر و يا بر ساحل دريا واقع است نوع ماهى خوب مىشود و بهترين از انواع ديگر در همان جا و همچنين به حسب اهويه و فصول و اراضى نيز مختلف مىباشد در لطافت و كثافت و لذت و عدم آن و بدان كه به كبر و عظم جثه ماهى كه حيوان آبى است هيچ حيوان برّى نمىرسد و بدترين ماهيها ماهى قنوات و گودالها و چشمه‌هاى كوچك و زمينهاى پست و آبهاى كثيف متعفن است كه جارى نباشد و هميشه ايستاده باشد و همچنين ماهيهاى بسيار بزرگ و يا بسيار كوچك و پرخار . طبيعت مطلق آن : سرد در اول و تر در دويّم و بعضى گرم و تر مانند كواسج و تمساح و مارماهى و جرى و اربيان كه به هندى جهينكاه نامند و هلسه كه در هند و بنگاله به هم مىرسد و ماهى نهرى آب شيرين سردتر از ماهى بحرى آب شور و نمك سود هر نوع گرم و مايل به يبوست خصوص قديد كهنه نمك سود كه گرم و خشك است . افعال و خواص آن : كباب با آتش بريان كرده تازه آن بهتر از در روغن بريان كرده آن و سريع الهضم و صالح الكيموس و مرطب و مسمن و مولد منى و شير و پيه گرده و در محرور مبهى و منعظ و مصلح اخلاط حاره و جهت تصفيه و نرمى قصبه ريه و قرحه آن و سل و دق و سعال يابس و ضعف كبد و گرده حارين و يرقان و زحير و مغص حار و كباب آن با آب غوره و سماق جهت اسهال مرارى و دموى مجرب و مطبوخ ماهى هازنى با سركه جهت صاحبان امراض حاره و محرور المزاجان و با بزر يقطين جهت و هيج يعنى شدت حرارت و تسكين حدت آن و فساد دم احتراقى و خوردن ماهى تازه بريان با پياز تازه سبز و آشاميدن شراب معتدل بعد از آن مولد منى و نعوظ و آشاميدن مرقه آن جهت زهرهاى مشروبه و ملذوعه و مداومت بر آن جهت دفع زهر مار شاخدار و سگ ديوانه گزيده و بهترين انحاى استعمال آن جهت ترطيب بدن به طريق اسفيدباج و بعد از آن مشوى بر طبق و با آتش بريان كرده آن سبك‌تر بر معده از آنچه در روغن بريان كرده آن و آنچه در آرد ملتوت كرده به روغن بريان نموده باشند تشنگى بسيار آورد و دير از معده بگذرد و خوردن ماهى بسيارى بىنان و بعد از آن قى كردن با آب گرم و عسل و سكنجبين و آب مطبوخ ترب منقى فضول غليظه و اخلاط فاسده است و جهت اوجاع مفاصل و عرق النساء و بهق اسود و ابيض و رفع آثار مجرب و سمك مضر مبرودين و مرطوبين و دماغ رطب و عصب و معده بلغمى و مصلح آن پختن آن با روغن گاو و يا روغن بادام و يا كنجد و خوردن زنجبيل پرورده و صعتر و عسل و گلقند شكرى كهنه و يا عسلى و آبكامه و ادويه حاره و زيرباجات و محرورين را خوردن با سركه و سكنجبين بعد از آن و بالخاصيت مورث تشنگى و رافع آن سركه و آبكامه و در بعضى امزجه مملح آن موافق‌تر و عطش آن كمتر و در بعضى امزجه غير مملح آن و آشاميدن آب بسيار بعد از آن بغايت مضر به حدى كه گويا آن را زنده و خود را مرده گردانيدن است و باعث امراض مزمنه است و امّا شراب بعد از انحدار نافع و قبل از آن باعث سده به سبب نفوذ اجزاى غير منهضمه آن به عروق و جلد و امراض رديه از جرب و حكه و قوبا و امثال اينها و جمع آن با شير و يا بيضه مرغ و يا گوشت خصوص حيوانات برّى بسيار مضر و محدث امراض مزمنه و نمك‌سود كه پانزده روز و زياده بر آن گذشته باشد مايل به گرمى و خشكى و قاطع بلغم و مورث اشتها و موافق مبرودين و مولد بلغم زجاجى و مالح و مورث خارش و جرب و قوبا و تقشر جلد و بيدارى و امثال اينها و آنچه مدتى بر آن گذشته باشد مسدد و مولد اخلاط فاسده سوادويه سوخته و مصلح آن سركه و سكنجبين و آبكامه و قى فرمودن و خوردن مسهل و تنظيف بدن و قديد نمك سود آن كه