محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

468

مخزن الأدوية ( ط . ج )

و كسر نون و ياى نسبت و سلمانى نيز آمده به فارسى داراشكنه و در مصر دواء الشعث و به هندى كسنالكه و راستينا نيز نامند . ماهيت آن : چيزى است مصنوع از زيبق و سم الفار كه زيبق يك رطل و سم الفار كه رهج نيز نامند يك اوقيه كه بعد از سحق بليغ تصعيد نموده باشند . بهترين آن تازه سفيد سنگين آن است . طبيعت آن : در چهارم گرم و خشك و سم قاتل . افعال و خواص آن : داخل مراهم مىنمايند و دافع گوشت زايد است و خوردن آن مهلك ، مداواى آن خوردن شير تازه دوشيده و امراق دسمه و قى كردن پى در پى تا صحت يابد و از علامات كسى كه آن را خورده باشد دوران سر و اغما و بيهوشى و غثيان و قى است و اعراض و مداواى آن مانند اعراض و مداواى زنجفر و زيبق و سم الفار خورده است . فصل السين مع الميم سماق به ضم و به فتح سين نيز آمده و فتح ميم و الف و قاف آن را سماقيل و طمطم و تمتم نيز و به هندى تترك و تماتير و تنزيك نيز و يونانيان و عرب آن را در دباغت جلود مستعمل دارند و لهذا آن را سماق الدباغين نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است به قدر عدس و بعضى بزرگتر و بعضى كوچكتر و پهن‌تر از آن و در خوشه مانند خوشه حبة الخضراى و بر بالاى آن پوستى . طعم آن ترش و با قبوضت و مستعمل پوست آن است كه گرد بالاى سماق باشد و درخت آن به قدر درخت انار و بزرگ‌تر از آن و برگ آن بلند و اندك سرخ رنگ و مزغب و اطراف آن مشرف مانند اره و دو نوع مىباشد بستانى و جبلى و در بلاد سردسير به هم مىرسد و بهترين آن سرخ رنگ پر گرد و ترش خوش طعم آن است كه قبض آن كمتر باشد و ترشى آن زياده و تخم آن كوچك و قوّت آن تا سه سال باقى مىماند . طبيعت آن : سرد و خشك در دويّم و جبلى آن در سيّم خشك و برودت برگ آن كمتر از دانه آن . افعال و خواص آن : قابض و رادع و مقوى و مدبغ معده و احشا و مانع انصباب صفرا به معده و امعا و قى و غثيان و ذرب و اسهال مرارى و مزمن و ذوسنطاريا و نفث الدم و نزف الدم و كثرت بول و آشاميدن ساييده آن يعنى سويق آن با آب سرد قاطع سيلان خون از فوق و تحت و نيم كوفته آن با زيره با آب سرد جهت قى عنيف و كسى كه هميشه قى كند و طعام در معده او نماند مجرب و مهيج اشتهاى طعام محرور المزاج و با زرده تخم مرغ و گشنيز خشك قاطع اسهال و لحومى و يا زرده تخم مرغى كه در آن پخته شود نيز قابض و مانع اسهال است و مرغ و دراج بهتر و قوىتر است و با شراب قابض جهت اسهال و نزف الدم رحم و تقليل كثرت بول و قوّت قبض بريان آن زياده و ليكن قوّت كسر عاديه و حدت صفراى آن ضعيف‌تر است . مضر معده و جگر بارد ، مصلح آ ن مصطكى و انيسون و طبخ آن با بادنجان . مقدار شربت آن : پنج درم . بدل آن : سركه و اقاقيا است و سفوف گردى كه بر روى آن است كه آن را تراب سماق نامند بسيار قابض و با اندك تلخى است جهت قطع اسهال مزمن و سيلان رطوبات سفيد از رحم و سنون آن جهت تقويت و استحكام لثه و قلاع خبيثه و درد دندان كرم خورده و به دستور مضمضه نقوع سماق در آب و چون گرد آن را پاك كرده در آب بخيسانند و در چشم بچكانند جهت ابتداى رمد و خصوصاً با قدرى كثيرا و چون يك اوقيه آن را در نيم رطل آب بجوشانند تا آنكه قوّت آن در آب برآيد پس خرقه را بدان تر كرده بر چشم اندازند و تكميد بدان كنند جهت جرب اكال و سلاق و تسكين حدت آن و به دستور تكميد پيشانى بدان جهت قطع رعاف مجرب و جهت جرب و دمعه و سلاق و حكه و منع بروز آبله در آن و قطور آن در گوش جهت منع سيلان چرك از آن و بروز آبله در آن و نطول آب طبيخ آن مانع ورم ضربه و صدمه و وثى و ضماد آن با آب جهت منع ورم قحف و ساير اعضا و مواضع ضربه و زوال آثار خدشه و قروح ساعيه و با عسل جهت جلاى خشونت اجفان و با زغال چوب بلوط جهت بواسير مفيد و چون آن را با برگ و چوب و شاخها در آب بجوشانند تا بقوام عسل رسد در جميع افعال مانند حضض و به جهت امراض جفن و تحليل ورم چشم و ساير اورام و نمله و قروح رطبه و شهديه و فساد لثه و كلف و داخس و نزف رحم نافع و طبيخ برگ آن مسود موى و حقنه به طبيخ آن جهت قرحه امعا و ذوسنطاريا و سحج مفيد و چون برگ آن را مهرّا پخته آب آن را گرفته منعقد سازند در ردع و تبريد خصوص ردع مواد از چشم مانند اقاقيا است و طلاى محلول آن با آب بارتنگ جهت قروح خبيثه و ضماد آن بر سر و فقرات ظهر و بيخ قضيب جهت سلس البول و استرخاى اعضا و ضماد برگ آن بر معده اطفال رافع اسهال و مقوى احشا و گويند كه از خواص آن است كه چون در صوفى سرخ رنگ بندند و در موضع نزف الدم ببندند قطع آن نمايد و صمغ درخت آن شديد اليبس و با اجزاى حاره و بارده و رادعه و محلله است و جهت حدت بصر و امراض جفن و التصاق جراحات و تسكين درد دندان كرم خورده گذاشتن بر آن مفيد و جوارش سماق و حب و سفوف و شياف آن در قرابادين مذكور شد .