محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
463
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كفچه و يا به چوبى خوب بر هم زنند كه كف برآورد و آن را بر روى پارچه كرباس پاكى اندكى نم كرده و يا بر روى بورياى تر كرده از كفچه اندك اندك جدا جدا بريزند كه حبابى شكل و جوف آنها متخلخل باشد آن را فانيذ و به هندى بتاسه نامند و اگر بر آن كف سفيده بيضه مرغ و يا كف شير زنند و از تير معجون سازى برهم زنند كه خوب سفيد گردد و از آتش برگرفته آن را اقراص و يا قلمهاى باريك سازند و مقدار بند انگشتى ببرند و بگذارند تا سرد و بسته گردد آن را فانيذ و نيز به فارسى شكر پنير نامند و اگر آن را بعد از تصفيه به نحو مذكور و قرب انعقاد برداشته به دست خوب بكشند تا تار بندد و مكرر چنين كنند در بين كشيدن هر دفعه به تخته پاكيزه و يا بوته چوبى بزنند تا خوب سفيد گردد پس اقراص سازند آن را ناطف نامند و اگر بر آن كنجد مقشر بريان كرده بپاشند آن را ناطف سمسمى و به فارسى حلواى كنجد و به هندى ريورى خوانند و اگر در آن مغز بادام و پسته و يا گردكان داخل نمايند آن را حلواى مغزى گويند و اگر آن را مانند گيسو ببافند به فارسى كيسك نامند و بعضى در حلواى مغزى ربع وزن شكر عسل نيز داخل مىنمايند براى زيادتى شكنندگى آن و اگر در تصفيه شكر مبالغه زياده نمايند و چون به حد انعقاد رسد در قالبهاى صنوبرى شكل كه به طرف باريك آن سوراخى باشد ريزند و مدتى بگذارند كه خوب منعقد و خشك گردد و رطوبت و چرك آن از آن سوراخ تراوش نمايد آن را فانيذ سنجرى و به فارسى قند سفيد نامند و اگر در قالب مستطيل كه در هر دو طرف آن متساوى باشد ريزند آن را قلم نامند و اگر آن قند را باز صاف نمايند و به دستور باز منعقد سازند در آن قالبهاى صنوبرى و يا طولانى و يا مدور آن را ابلوج و به فارسى قند مكرر و به هندى اوله يعنى مانند دانه تگرگ نامند و بعضى آن را طبرزد گويند . بعضى گفتهاند كه اگر در طبخ آن به قدر عشر وزن شكر سفيد شير تازه دوشيده در آن ريزند و صاف كرده به قوام آورند و در قالب ريزند آن را طبرزد نامند و از شكر سرخ بعد از تصفيه به طريق مزبور نبات و قند و ناطف و غيرها نيز مىسازند و ليكن به لذت و لطافت شكر سفيد نيست . طبيعت : سفيد آن در دويّم گرم و در اول خشك و آب نيشكر تازه در دويّم گرم و در اول تر و شكر سرخ در آخر دويّم گرم و در آخر اول خشك و سليمانى در آخر اول گرم و در اول تر و طبرزد و نبات قريب به اعتدال و هر چند زياده آن را تصفيه نمايند حلاوت و حرارت آن كمتر و معتدلتر مىگردد و لطيفترين همه اقسام قند مكرر پس نبات قرارى پس قند پس نبات است و همچنين و هر چند شكر كهنهتر گردد بهتر مىشود و بر يبوست آن مىافزايد . افعال و خواص آن : ملين طبع و حلق و سينه و شش و جالى رطوبات آن و سريع النفوذ به عمق بدن و جهت تقويت ارواح و قوا و كبد و تحليل رياح امعا و تقويت باه و توليد خون صالح و استحكام اعصاب و عظام و منع پيرى و رفع خلط سوداوى و امراض آن و در تغذيه مرضى سريع الاثر و آشاميدن يك اوقيه آن با آب گرم و روغن بادام شيرين جهت بحت الصوت و تسكين قولنج و باد و مثل آن روغن گاو يعنى ده اوقيه كه نيم گرم باشد جهت رفع وجع ناف و سده جوف و تنقيه زنان نفساء و به جهت عسر البول مجرب و خوردن نبات در روزى به مقدار يك اوقيه كه يك حب يك حب به دفعات در دهان گيرند تا آب شود جهت رفع سرفه و خشونت صوت و سينه و درد آن و ارتعاش و خفقان كه حادث از جماع باشد نافع و با آب گرم جهت بحت الصوت عارض از نزلات و مدوامت آن جهت ازاله سرفه و آشاميدن جلاب آن با گلاب و آب سرد جهت ابتداى حميات محترقه و به دستور جلاب آن مطيب به گلاب و يا غير مطيب با آب سرد و نيم گرم جهت اغذيه مرضى در ابتدا به قدر حاجت هرگاه حاد باشد نافع جهت آنكه جالى است و با كره تازه جلاى آن زياده و منقى قروح وسخه و حك و خاريدن اجفان به نبات و قلم و مشقى و ابلوج صلب جهت رفع جرب آن و جلاى بياض و لحم زايد و با مرواريد و سرگين سوسمار جهت سلاق و جرب مجرب و ضماد آن با كبريت و قطران و سندروس و نوشادر جهت رفع قوبا و برص و ساير آثار قريب العهد و ذرور آن جهت حبس خون عضو مقطوع و مجروح و بردن گوشت زايد فاسد جراحات و رويانيدن گوشت تازه صالح و بخور اقسام آن خصوص نبات جهت رفع زكام و تفتيح سده مصفات بغايت مؤثر . المضار : مضر صاحبان سل و اسهال و مغص و صفراوى مزاجان و مولد خون صفراوى خصوص كه در هنگام گرسنگى مفرط تناول نمايند و محدث صداع در مرطوبين هنگام غلبه بلغم و رطوبات بر مزاج و مولد بلغم به تخصيص كه با روغن و يا ترشى استعمال كنند و اقسام كهنه آن مفسد اخلاط و محرق خون ، مصلح آن بادام و شير تازه دوشيده و ترشيها و آب انارين و سفرجل و طباشير و كاهو و امثال اينها . بدل آن : در تقويت باه و تليين و ترطيب به وزن آن ترنجبين و يا گزانگبين و يا شير تازه دوشيده و در تسكين قولنج عسل . مقدار شربت آن : تا سى درم و نبات و طبرزد از براى محرور المزاج و قلم سليمانى و متعصر مطبوخ بدون سفيد كردن كه اندك سرخ رنگ باشد براى مبرود المزاج و كسانى كه در ابدان ايشان اخلاط غليظه باشد بهتر و آب تازه نيشكر در اول گرم و در آخر آن تر . جهت تليين طبع و حلق و سينه و شش و جلاى رطوبت آن و جهت سرفه و احتباس بول و قرحه نافع و مولد خون معتدل و مورث نفخ و نزول آب در خصيه . اكثار آن و