محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
460
مخزن الأدوية ( ط . ج )
فتح ياى مثناة تحتانيه و الف به عربى محموده نامند . ماهيت آن : شير نباتى است كه در كوهستانها و زمينهاى سنگلاخ مىرويد و پر شير شبيه به لبلاب شاخهاى بسيار از يك ساق روييده به قدر سه چهار ذرع بر روى زمين مفروش و در بعضى امكنه گاهست كه راست نيز ايستاده مىباشد و بر ظاهر آن رطوبتى چسبنده كه به دست مىچسبد و برگ آن مانند برگ لبلاب و نرمتر و سبزتر و باريكتر از آن و گل آن سفيد مستدير و ميان تهى و ثقيل الرايحه و بيخ آن سفيد به قدر زردك عظيم حجم و كوتاه به سطبرى ساعدى و مجوف و بدبو و پر از شير و طريق اخذ شير آن آنست كه هنگام رسيدگى اطراف بيخ آن را از خاك خالى نموده برگهاى جوز بر دور آن فرش مىكنند و بيخ آن را شق مىنمايند تا شير آن در آن برگها جمع شود پس صبر مىكنند تا منجمد گردد برمىدارند و يا آنكه بيخ آن را مىسوزانند تا رطوبت آن برآيد و آن اوراق جمع شود و اگر شاخهاى مفروش بر زمين قريب بيخ آن را شق كنند از آن چيزى به دست نمىآيد و بهترين آن انطاكى و يا جرمغانى آنست كه از انطاكيه يا از جرمغان آورند و صاف و سبك وزن پرسوراخ شبيه به اسفنج و زود مفتت گردد و جرامغه در اصل طايفهاى بودهاند از عجم كه از آنجا نقل به نواح ديار موصل كرده و در آنجا وطن ساخته و رنگ آن شبيه به رنگ سريشمى باشد كه از پوست گاو مىسازند و مايل به كبودى و زردى و سفيدى و محلول آن در آب مانند شير سفيد و چون بر زبان گذارند زبان را بسيار بگزد و گفتهاند جرمغانى آن مايل به سياهى و مستدير الشكل مىباشد و سياه آن قتال و غير مستعمل و هر چه به صفات مذكوره نباشد زبون و مصنوع آن را از شير يتوعات ديگر مانند شير عشر مخلوط به آرد كرسنه مىسازند و قوّت مشوى آن تا دو سال و غير مشوى آن تا سه سال باقى مىماند و بعد از آن قوّت مسهله آن مبدل به مدره مىگردد و مدر مىباشد نه مسهل و بهتر آنست كه قرب به استعمال آن را مشوى نمايند و به كار برند نه بيشتر . دستور تشويه آن آنست كه با مصطكى سوده در كيسه كرده در جوف سيب و يا به خالى كرده گذارند و سر آن را باز به قطعه از آن سيب و يا به بند كنند و به خمير گرفته در تنور بر روى آجرى و يا ظرف سفالى گذارند تا مشوى گردد پس برآورده در سايه خشك كرده با مصلحات و مقويات آن مانند مصطكى و عود و صمغ عربى و زنجبيل و صبر و بزر جزر و نمك و فلفل و هليله و عسل و روغن بادام در مبرودين و با كثيرا و صمغ عربى و مغريات ديگر در محرورين استعمال نمايند و ابن تلميذ سنا مكّى و انيسون را بهترين مصلحات دانسته و در محرورين عصاره گل سرخ و كثيرا و رب به و در مبرودين انيسون و بعضى گفته كه ساييدن آن با گل بنفشه نيز اصلاح آنست و يا آنكه در جوف بيضه مرغ گذارند و بر آن آب به و سيب بريزند تا پر گردد و سر آن را بسته در خمير بگيرند و در تنور بر روى آجرى بگذارند تا جوش بخورد و مشوى گردد پس برآورده استعمال نمايند و اگر آب به و سيب نباشد جلاب بر آن ريزند و گفتهاند ساييدن آن با بادام مقشر كاسر حدت آنست و بالجمله بايد كه بدون مقويات معده و مغريات و معينات و مخمرات استعمال ننمايند يعنى بايد كه با ادويه مذكوره و با گل سرخ و انيسون و نشاسته و امثال اينها سرشته استعمال نمايند و بايد كه مبالغه در ساييدن آن ننمايند زيرا كه نرم آن مانند نرم كوبيده تربد به خمل معده مىچسبد و عمل آن ضعيف مىگردد و نفوذ به سوى محدب كبد مىنمايد و از جذب به جهت عضو و فضول باز مىماند بلكه بايد كه اندك جريش باشد و نيز بايد كه در هواى بسيار گرم و يا بسيار سرد و بلدان حاره و محرور المزاج و ضعيف القلب و ضعيف الاحشا و اطفال استعمال ننمايند . طبيعت آن : در سيّم گرم و در آخر دويّم خشك و بعضى در سيّم نيز خشك دانستهاند . افعال و خواص آن : جالى و محلل و مفتح و مسهل صفرا و لزوجات مخلوط به آن و جاذب از اقاصى بدن و مقوى فعل هر مسهلى و بغايت سريع العمل و مدر فضلات و قاتل جنين و مخرج آن و جهت گزيدن عقرب شرباً و ضماداً نافع و با هم وزن آن تا دو وزن تربد چون با شير تازه دوشيده ناشتا بنوشند جهت اخراج اقسام كرم معده و امعا مجرب و با لاجورد جهت امراض سوداوى و با زنجبيل و تربد جهت اخراج مواد بلغمى و با گل سرخ جهت تقويت معده و با آب كرفس جهت سرعت خروج آن از معده . مقدار شربت آن : نيم دانگ تا دو دانگ و زياده بر آن مضر دل و معده و كبد و امعا و مورث تشنگى و كرب و غم و رافع اشتها و اگر زن حامله بخورد بار اندازد و بچه او را بكشد و زياده از نيم درم تا يك درم آن كشنده است به حدوث امساك اولًا و كرب و غثيان و عرق سرد و اسهال مفرط پس اهلاك و مداواى آن قى فرمودن و خوردن دوغ و سويق سيب و رب سفرجل و رب سماق و ريختن آب سرد بر سر و نشستن در آن و طلاى آن با روغن بادام جهت درد سر و با سركه جهت صداع ضربانى و صداع مزمن و جهت قوبا نيز و ضماد غير مشوى آن و به دستور طلاى آن جهت بهق و برص و نمش و كلف و با روغن زيتون جهت خراجات و به دستور مطبوخ آن با عسل و زيت جهت تحليل خراجات و عرق النساء و چون در سركه بپزند و با آرد جو كوبيده سرشته ضماد نمايند جهت وجع مفاصل و ورك و عرق النساء و جرب متقرح و نيز ضماد پخته آن در سركه به تنهايى جهت جرب متقرح و با زهره گاو و ترمس چون بپزند و بر حوالى ناف بمالند جهت اطلاق نمودن اطفال و ضعيف الاحشا