محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
452
مخزن الأدوية ( ط . ج )
بعد از رسيدن سرخ و زرد رنگ مىگردد و بستانى آن كم خار و ثمر آن بزرگتر و لذيذتر و خوشبوتر و شيرين و در شاهجهانآباد و اكبرآباد بسيار خوب و شاداب و به اشكال و انواع و بزرگ و باليده تا به قدر آلوچه و زردآلو مىشود وفور بسيار دارد و ارزان است و در بلاد گرمسير به هم مىرسد و بهترين آن بزرگ پرگوشت رسيده شاداب زرد رنگ و يا سرخ رنگ آنست كه دانه آن كوچك باشد و از سدر مراد برگ ساييده آنست . طبيعت ثمر آن : در اول سرد و در دويّم خشك و بستانى تازه آن سرد و تر و خشك آن سرد و خشك و سردى و ترى ترش آن زياده از شيرين و ميخوش آن معتدل و بعضى شيرين آن را در اول گرم دانستهاند . افعال و خواص : نارس آن قابض و لزج و نفاخ و رسيده آن قليل الغذا و دير هضم و صالح الكيموس و مسهل به عصر و نيم رطل آن مسهل صفرا از معده و امعا و مطفى حرارت غربيه و خوردن ترش رسيده آن مانع صعود بخارات به دماغ و دافع صفرا و تشنگى و آب شيرين آن مفتح سده و كشنده كرم معده و امعا و مضر مبرودين ، مصلح آن سكنجبين و خشك آن قوى القبض و آرد آن كه سويق النبق نامند كه كنار رسيده را خشك نمايند و هسته آن را برآورده آس نموده عند الحاجت به قدر مطلوب با آب ممزوج كرده اندكى شيرين و يا با يكى از شربتهاى مناسبه بياشامند و بريان آن بسيار قابض جهت اسهال مرارى و قرحه امعا و حميات حاد نافع . مضر دماغ ، مصلح آن در محرور سكنجبين و در مبرود گلقند و مصطكى و آشاميدن شيره مغز دانه آن مطفى حرارت حميات حاده دمويه و صفراويه و دقيه و جدرى و حصبه و مسكن عطش و مطبوخ دانه آن بغايت قابض و ضماد كوبيده آن جهت شكستگى اعضا و تقويت آنها مجرب و طلاى مطبوخ آن به حدى كه غليظ گردد جهت سستى اعضا و تقويت آنها و عضلات و سرعت حركت اطفال مؤثر و ضماد شكوفه آن در حمام جهت رفع شرى مجرب و گفتهاند كه چون دانه نبق را در گلاب بخيسانند و بكارند از برگ و ثمر آن بوى گلاب آيد و اگر به عسل آلوده بكارند ثمر آن شيرين شود و اصلى ندارد و برگ آن كه سدر باشد ضماد آن و شستن بدن در حمام بدان جهت زخمها و تنقيه چرك بدن و تقويت موى و منع سقوط و تقويت اعصاب و طرد هوام و ضماد آن با شراب جهت نضج ورمهاى حاره و تحليل آنها و به تنهايى نيز جهت تحليل اورام حاره و نضج آنها و به دستور طبيخ تازه و يا خشك آن همين اثر دارد و به تنهايى نيز جهت تحليل اورام حاره و نضج آنها و نشاره چوب آن در آخر اول سرد و در آخر دويّم خشك و قاطع نزف الدم و رافع قرحه امعا و اسهالى كه از ضعف معده به هم رسيده باشد و دفع استسقا و سپرز و به دستور حقنه آن جهت جراحات امعا و ذرور آن جهت زخمهاى حاره مانند جدرى و غيره نافع و مقدار شربت آن تا هفت درم و آشاميدن آب مطبوخ ريشه و بيخ آن كه از زمين برآورده اندك پوست آن را خراشيده پاك شسته ريزه ريزه كرده مقدار نيم رطل آن را در آب بسيار جوش دهند تا قوّت آن برآيد و غليظ سرخ رنگ گردد پس صاف نموده بنوشند جهت تقويت و فربهى بدن و نيكويى رنگ رخسار نافع و غذاييت بسيار دارد و اكثر فقرا و جوكيان هند اين را مستعمل و صمغ آن طلاءً جهت حزاز نافع است . فصل السين مع الراء المهمله سراج القطرب به كسر سين و فتح را و الف و جيم و الف و لام و ضم قاف و سكون طا و ضم را هر دو مهمله و باى موحده و قطريل نيز نامند . ماهيت آن : گياهى است كه تر و تازه آن در شب مانند چراغ مىدرخشد و اين اسم مشتق از دو معنى است يكى از معنى سراج كه به فارسى چراغ نامند و دويّم از قطرب كه كرم كوچكى است بعضى پرنده و بعضى غير پرنده كه در شب مىدرخشد كه به فارسى كرم شب تاب و به هندى بهكه جوكنى نامند و نيز قطرب اسم حيوانى است كوچك به قدر مگسى كه بر روى آب هميشه حركت مىكند بدون قصد به جانبى و در شب تاريك بالجمله مىدرخشد و آن اسم دوايى است كه به يونانى افينوس نامند به معنى حدقى و نيز نباتى ديگر كه آن را به يونانى خيس نامند و بعضى بر چيزى جبلى كه گل آن آسمانجونى است و بر گياه ديگر كه آن را به يونانى لوسيماخيوس نامند و بر گياهى نيز كه آن را به لغت مغربى بخيله نامند و در ميان گياه كتان بسيار به هم مىرسد و گل آن سرخ مانند ورد احمر و بيخ آن به قدر گردكان و حفاران و فلاحان آن را يافته مىخورند و بر يبروج نيز اطلاق مىنمايند جهت آنكه در شب بيخ آن نورانى و روشن مىباشد مادام كه تر و تازه است و لهذا آن را در پارچه تر كرده نگاه مىدارند و نيز بر يبروح الوقار اطلاق مىنمايند و يوسف بغدادى آن را يبروح الصنم دانسته و گفتهاند آن را شجر سليمان بن داوود عليهما السلام مىنامند جهت آنكه حضرت سليمان عم به آن استعانت مىجسته بر همه اعمال خود و همچنين اسكندر رومى و آن درختى شريف بزرگ قدر است از قديم الايام و بيخ آن يبروح الصنم است كه پادشاهان تعظيم آن مىكنند و در خزاين خود نگاه مىدارند و درخت آن شبيه به عليق است و به تفصيل در ما لا يسع مذكور است و صاحب تحفه حكيم مؤمن گفته افينوس است و در حرف الالف مع الفا مذكور شد . افعال و خواص آن : جهت رفع سموم و گزيدن رتيلا نافع است .