محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
442
مخزن الأدوية ( ط . ج )
بارده و لهات و ملازه و مرى و با روغنها و مرهمها جهت بردن گوشت زايد حتى گوشت زايد در بينى و بواسير و تحليل اورام مقعده و خشك نمودن دانه بواسير و زخمها و قروح خبيثه و با شراب جهت بثور و وضح و بهق سفيد و از سموم قتاله است . زهره به فتح زاى و سكون ها و فتح راى مهمله و ها قرنفل شامى را نامند و در مغرب قرنفليه نامند و مذكور خواهد شد به فارسى اسم مراره است و به عربى بر رغوه اطلاق مىكنند و وج را نيز مىنامند . فصل الزاء المعجمه مع الياء المثناة التحتانيه زيبق به كسر زاى معجمه و سكون يا و فتح باى موحده و قاف به فارسى سيماب و جيوه و به هندى پاره و به فرنگى سلواسون نامند ماهيت آن : از جمله فلزات معدنيه است و شبيه به نقره گداخته متحرك و معدن آن بلاد چين و فرنگ است و اكثر از آن بلاد مىآورند در ظرف چوبى و نيز مسموع گشته هر چند بر آن چندان اعتمادى نيست كه در شهر ناو و جنته بان كه از عرض جديد ربع جنوبى است قليلى به تعمل به عمل مىآورند بدين قسم كه حيوانات مرده متعفن شده خصوصاً سگ را در خمها پر مىكنند و سر آنها را بسته تا مدتى مقرر در زير زمين دفن مىكنند پس برمىآورند در آنها سيماب مىيابند و اگر از ايام مقرره بگذرد كه برنياورند خمها را خالى مىيابند و نيز مسموع شده كه در معدن طلق قليلى تكون مىيابد و در طبقات قطعه ضخيم طلق نيز مىيابند و از خواص آنست كه فلزات ديگر را فانى مىگرداند چون بدانها رسد و لهذا از چين در ظروف چوبى كه آن را به فرنگى پيپ نامند مىآورند و چون حرارت بدان رسد خود نيز فانى مىگردد و در آب و جاهاى پست نمناك مجتمع مىشود چنانچه جايى كه ملمّع گران كار مىكنند به نزديكى آن آب مىگذارند در آن قدرى جمع مىگردد . طبيعت آن : در دويّم سرد و در سيّم تر گفتهاند و بعضى گرم و تر دانستهاند . افعال و خواص آن : حاد و قابض . چون مبرود و مرطوب المزاج در هر سالى چند روز پى در پى در ايام زمستان هر روز به قدر يك حبه و به تدريج تا يك دانگ از خام آن را بخورد و بالاى آن آب گوشت بياشامد كه مانع مغص و معين زود گذشتن آن از امعا و برآمدن آن گردد زيرا كه سيماب خام در معده نمىماند و به زودى برمىآيد جهت حفظ صحت بدن و تقويت اعصاب و هاضمه و باه در مزاجى كه موافقت كند بيعديل است و طلاى مقدار قليل آن كه يك مثقال تا دو مثقال باشد بر تارك سر در آخر هر ماه در تحت الشعاع بعد از سر تراشى كه شش هفت تيغ خفيفى اندك غاير بزنند به حدى كه خون برنيايد و سيماب را با آب برگ تانبول و با آب برگ ريحان و يا با آب دهان و يا با كره ماست و يا بعضى ادهان مناسبه آن مقدار بمالند كه سيماب كشته گردد يعنى اجزاى آن متلاشى و ناپديد گردد بر آن بمالند تا تمام آن منجذب گردد بعد از لمحهاى سر را بشويند و بعضى بعد از هر سر تراشى لنگ يا پارچه صفيقى را در كنار خود فرش مىنمايند و مقدارى سيماب خام را در پارچه بسته بر يافوخ خود مىمالند و آنچه از آن ريخته شد از بالاى پارچه باز جمع نموده به دستور مىمالند تا قريب به يك ساعت و اگر آن را با آب برگ تانبول و يا آب برگ ريحان و يا آب دهن و يا غير آن كشته بمالند نيز نافع است و اگر در تحت الشعاع اكتفا به ماليدن نمايند نيز خوب است جهت تسخين دماغ بارد رطب و امراض حادث از آن و منع نزلات و مرضى كه در بنگاله مشهور است كه در انف به هم مىرسد و آن را اهوا مىنامند مؤثر و ماليدن اندك آن بر كف هر دو دست باعث خشكى جرب رطب و دانههاى آتشك است و به دستور ماليدن آن بر دانههاى آتشك و قروح و جروح خبيثه با روغن گاو كه با يك صد و يك آب شسته يا با موم و روغنهاى مناسبه و دود آن نيز همين اثر دارد امّا بايد كه بعد از تنقيه بدن در يك هفته سه بار به عمل آورند و در آن بين غذاهاى لطيف و بىنمك و يا كم نمك تناول نمايد و ليكن بايد كه به همان اعضا برسد و به دهان و حلق و دماغ و گوش نرسد زيرا كه بسيار مضر به دماغ و مولد فالج و بطلان قوّت سامعه و فساد قوّتهاى دماغى و زردى رنگ رخسار است و هوام مانند مار و عقرب و غيرهما از دود آن مىگريزند و اگر نگريزند مىميرند و طلاى كشته آن با تخم خربزه و بادام تلخ جهت جرب و حكه و رفع جميع آثار و آكله و سعفه رطبه و قروح ساعيه و سايله و دفع قمل و چون با حنا و روغن بر بدن بمالند نيز جهت دفع قمل و چون كشته آن را به ريسمانى بمالند و بر گردن و كمر و يا مو بندند مانع تكون قمل گردد و اگر بر گردن حيوانات بندند منع تكون قردان يعنى كنه حيوانات گردد و با كندر و راتينج و موم و روغن زيتون طلاى آن جهت دانههاى آتشك و قروح خبيثه و اكاله از مجربات است و خاك زيبق كه در ظرف آن به هم مىرسد در جميع افعال مانند مقتول آنست و در سميت نيز مانند آن و چون زيبق را به طعامى بسرشند و بخورد موش دهند بميرد . مقدار شربت آن : از غير مقتول تا دو درم . بدل آن : رصاص محلول و مصعد آن بسيار گرم و با حدت و از سموم قتاله و محرق اخلاط و محلل قوّتها و مقطع اعضا و چون