محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
435
مخزن الأدوية ( ط . ج )
داء الثعلب و با آرد جو جهت خنازير و با ادويه مناسبه جهت رويانيدن گوشت زخمها و غرغره آن جهت ورم عضلات حلقوم و مرى و قطور آن با روغن بادام جهت رفع رطوبات گوش و حقنه آن جهت ورم حار و صلب امعا و رحم و گزيدن عقرب مؤثر . مضر ريه مصلح آن كثيرا و بنفشه . مقدار شربت آن : تا سه درم . بدل آن : به وزن آن قير است و گويند ربع آن قطران و روغن زفت كه رطوبت بخار آنست كه در حين جوشانيدن پشمى را بر روى آن گذارند و آنچه در پشم جمع شود افشرده اخراج نمايند و يا به قرع و انبيق مقطر نمايند ضماد آن با آرد جو جهت خنازير و رويانيدن مو در داء الثعلب و جرب انسان و حيوان و تمدد اعصاب و برص ناخن و عرق النساء و سوزش آن و امثال اينها انفع از زفت است و قاطع نزف الدم ، مسهل و ترياق سموم و جالى است و دوده زفت جهت نيكو كردن مژگان و منع ريختن آن و قرحه چشم و رفع سوزش آن و دمعه و تقويت باصره بغايت مؤثر است . زفت يابس ماهيت آن : زفت رطب است كه به خودى خود خشك شود و يا به طبخ خشك كنند و آن را ابوسفاس نامند . طبيعت آن : در سيّم گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : يبس و تجفيف اين زياده از رطب آن و در انضاج ضعيفتر از آن و جهت التيام قروح فاسده و ضربه و سقطه و قوبا و تحليل و انضاج ورمهاى صلبه و تفتيح سدد و آشاميدن آن با زرده تخم مرغ نيمبرشت جهت قطع خون حيض و بواسير و سستى كمر و تقويت رحم نافع و در ساير افعال ضعيفتر از رطب . مقدار شربت آن : تا دو مثقال است . فصل الزاء مع القاف زقال به ضم زاى و فتح قاف و الف و لام اسم فارسى قرانيا است به نون قبل از ياى مثناة تحتانيه . ماهيت آن : ديسقوريدوس گفته ثمر درختى است عظيم به قدر زيتونى و طولانى و در خامى سبز و بعد از رسيدن ياقوتى رنگ و بعد از خشكى سايه مىگردد و طعم آن ترش با اندك عفوصت و قبضى و آن را مانند زيتون مملح نيز مىنمايند و در ملك هند و بنگاله ثمرى فى الجمله شبيه بدين به هم مىرسد و آن را جامون نامند و در حرف جيم ذكر يافت و گفتهاند آن را كرونده نامند و در حرف كاف ان شاء الله تعالى خواهد آمد . طبيعت آن : سرد مايل به اعتدال و خشك و با قوّت قابضه . افعال و خواص آن : جهت اسهال و قرحه امعا و تقويت آن و تسكين عطش و التهاب معده و كبد و غليان خون و صفرا و منع صعود ابخره به دماغ نافع . مضر سينه ، مصلح آن شكر است و ثمر خشك نارس آن كه سبز باشد جهت اورام و قروح مزمنه بغايت مؤثر . خاكستر برگ آن جهت رفع آثار مفيد و بغدادى صاحب ما لا يسع نوعى از انبرباريس دانسته چنانچه در انبر ذكر كرده و طبيعت آن را در آخر دويّم سرد گفته و غير قابض و با رطوبت غرويه بلغميه و مرخى و قاطع عطش در ساعت و مسكن لهيب سريعاً و نافع براى آنچه نافع است انبرباريس گفته . زقوم به فتح زاى و ضم قاف و سكون واو و ميم به هندى تهور و سنده و سيج نيز نامند . ماهيت آن : از جمله اشجار است و دو نوع مىباشد حجازى و شامى حجازى آن به قدر قامتى و برگ آن از برگ انار عريضتر و با تشريف و گل آن از اطراف شاخها به هيأت ياسمين و زرد پستهاى رنگ و ضخيم و ثمر آن سياه رنگ و شبيه به هليله و در جوف آن دانهاى مانند كنجد و درخت نوع شامى بزرگتر و خاردار و گل آن زرد و ثمر آن از هليله بزرگتر و رسيده آن شيرين طعم با تفاهت و عفوصت و مغثى و اين نوع را طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح و جالى و رافع آثار مقدار شربت تا پنج درم و روغن تخم آن با اندك تخدير جهت تحليل رياح مفاصل و مواد بلغميه و اخلاط غليظه و مسهل آنها و رافع سدد و فالج و نقرس و سپرز و امثال اينها شرباً و ضماداً . مصدع محرور و سياه كننده موى ، مصلح آن شير تازه دوشيده . مقدار شربت آن : چهار قيراط . بدل آن : نفط است و نوع اول با برگ و بار و تازه آن جهت التيام جراحات تازه نافع و قوى القبض و تجفيف و رادع و آنچه در بنگاله و هند ديده و شنيده شد چهار نوع مىباشد يكى شاخهاى آن سه پهلو و اين را به هندى تدهارا نامند و گرهدار مىباشد و بر سر گرهها برگهاى بسيار كوچك و شير اين را گرفته با آرد نخود بريان سرشته حبوب مىسازند و براى رفع آتشك مىگويند قوى الاثر است و اسهال قوى مىنمايد و دويّم چهار پهلو و اين خاردار و بىبرگ مىباشد و سيّم ساق آن خاردار و شاخها و تنه بالاى آن بىخار و برگهاى آن اندك باريك و