محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

423

مخزن الأدوية ( ط . ج )

باب يازدهم : در بيان ادويه‌اى كه حرف اول آنها زاى معجمه است فصل الزاء مع الالف زاج به فتح زا و الف و جيم معرب از زاگ فارسى است . ماهيت آن : از معدنيات است و اقسام مىباشد و غير شب است و سفيد و سرخ و زرد و زرد آن منقلب به سبز مىگردد و سفيد آن را قلقديس و شوغار و زرد را قلقطار و سبز را قلقند و قلقنت سورى نامند و به شيرازى زاج سياه . زاج ابيض به فارسى زاج سفيد و به يونانى خلل القيس و به هندى پهتكرى نامند . ماهيت آن : چيزى سفيد و اندك مايل به زردى و خفيف الوزن و بهترين آن مصرى براق شبيه به زرنيخ بدخشى است كه چون در دست بمالند زود ريزه گردد و پاك باشد از آلايش و كوفته نباشد و آنچه را كه خواهند رنگ كنند و خوب رنگين صاف يكسان شود اولًا در آب محلول آن تر نموده خشك كرده پس رنگ مىنمايند و معدن آن اكثر جاها است از آن جمله پنجاب از صوبه لاهور در قصبه بهره مشهور و خوش آب و نمكسار ما بين نهر جهنا و ( دراوى ) « 1 » كه معدن نمك است شرقى آن معدن زاج است و در حين برآوردن مانند نمك اندك نرم مىباشد و با رسيدن هوا بدان صلب مىگردد . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك و مايل به اعتدال و الطف همه اقسام است . افعال و خواص آن : بسيار قابض و جالى و در جميع افعال قريب به زاج زرد است و آشاميدن ثلث درم تا نيم درم آن با دو وزن آن نبات سفيد نرم سوده كف كنند و بالاى آن شير گاو تازه دوشيده به قدر نيم آثار هندى كه همان مقدار آب داخل كرده باشند نهار بياشامند و اگر آن مقدار شير و آب را به يك دفعه نتوانند آشاميد به دفعات بياشامند و وقت شام نيز همين مقدار زاج و نبات با شير و آب بياشامند و از ترشى و بادى و گوشت پرهيز نمايند و تا هفت يوم به دستور به عمل آورند جهت رفع قرحه گرده و مثانه و احليل و تحليل رياح آنها و تفتيت حصات نافع و اگر براى تفتيت حصات تا پانزده و بيست يوم به عمل آورند بهتر است و چون دو جزو آن را با يك جزو اقليميا با سركه ساييده در ظرف سفالى كرده چهل روز تابستان در آفتاب در زير سرگين اسب دفن كنند بغايت تند و جالى مىگردد و ازاله بياض غليظه و ناخنه مىنمايد و در ازاله گوشت زايد زخمها بيعديل و اكتحال زاج محرق جهت تنقيه چرك گوشه‌هاى چشم و با عسل جهت سطبرى پلك آن و نفوخ آن در بينى جهت رعاف و به دستور طلاى آن بر يافوخ با آب گندنا و با قيروطى جهت آكله دهان و بعضى با خمير ساييده به دستور مذكور مىسازند و آن نيكوترين دوايى است براى جرب طلاءً و طلاى زاج با آب گشنيز جهت حمره و سلعه و جرب و حكه و خشكريشه بستن زخمها و ذرور آن جهت قروح خبيثه و نزف الدم همه اعضا و ورم بن دندان و عضلات حلق و فرزجه و حمول آن با آب گندنا جهت نزف الدم رحم و فتيله آن با عسل جهت قرحه گوش و رفع چرك آن و جهت بواسير و نواصير مفيد و قطور قليل محلول آن را در آب باران جهت تنقيه بصر و رفع غشاوه رقيق و بياض و امثال اينها نافع است . زاج احمر قسمى از زاج سفيد مايل به سرخى است و جوف آن سياه و با تجاويف و ثقبه‌ها و با زهومت و غليظتر از ساير اقسام و در

--> ( 1 ) . وراى : ب