محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
410
مخزن الأدوية ( ط . ج )
وجع بسيار و رعشه قوى و عرق و برآمدگى شكم عارض گردد و احياناً هلاك گرداند و عوارض انواع ديگر آن قريب بدانها است علاج همه آنها بعد مكيدن موضع لسع و جذب سم به قوّت ، فرو بردن عضو در آب گرم و نطول با آب و نمك و دفن كردن در رمل و خاكستر گرم كرده و ضماد نمودن موضع لسع به مر و نمك و يا به خاكستر چوب انجير و آهك و قلى و با آب گرم سرشته و خوردن شونيز و تخم كرفس به طريق سفوف و خوردن دواء الحلتيت و ترياق مخصوص به رتيلا است . فصل الراء مع الجيم رجل الغراب به كسر را و سكون جيم و لام و الف و لام و ضم غين معجمه و راى مهمله و الف و باى موحده و آن را رجل الزاغ گويند و به پهلوى پاى كلاغ و كلاغ پا و به تركى غازياغى و به فرنگى كرتويس نامند . ماهيت آن : گويند نبات آطريلال است و اكثر تصريح نمودهاند كه غير آنست و در نواح بيت المقدس بسيار و آن گياهى است به قدر شبرى و نيم و نبات آن منبسط بر روى زمين و برگ آن بسيار سبز و مايل به سياهى مانند برگ رشاد بستانى و هر برگى مشقوق به دو شق و بر آن سه برگ باريك وسطى بلندتر از هر دو طرف شبيه به چنگال غراب و شعبههاى آن متفرق و طعم آن با تندى و اندك قبض و شيرينى مانند طعم زردك و بيخ آن فرو رفته در زمين و مستدير الشكل و گرهدار همه مدور ظاهر آن مايل به زردى و ساييده آن بسيار سفيد مانند سورنجان . طبيعت آن : در آخر اول گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : مفتح سده ظهر و مسكن رياح و محلل و جهت رفع قولنج و مغص و درد كمر و پشت و مفاصل و اسهال مزمن بغايت نافع و آشاميدن مرقه مطبوخ آن با رأس المغره يعنى بچه بز كه بزغاله نامند جهت وجع صلب و پهلو و ورك و اوجاع ساير اعضا و اعيا و اسهال مزمن بيعديل و طلاى عصاره آن كه با آتش به قوام آورده باشند بدين قسم كه مجموع آن را از برگ و شاخ و بيخ كنده و با آب شسته تا خاك و گل و غبار آن بر طرف گردد پس در هاون سنگى نرم كوفته با دسته چوبى و آب آن را افشرده باز بكوبند و تمام آب آن را بگيرند و در پاتيل كرده با آتش ملايم طبخ دهند تا دو ثلث آن برود و ثلث بماند و در جامهاى شيشه و يا ظرف سرگشادى كرده در آفتاب گذارند و هر روز با قاشق مسى بر هم زنند تا منجمد گردد مانند شمع و به دست بچسبد چون به دست گيرند پس اقراص ساخته سوراخ كرده به ريسمان كشند و در آفتاب آويزند تا خوب خشك گردد و عند الحاجت به قدر ضرور گرفته با آب حل كرده بر مفاصل بمالند و اگر وجع و ضربان شديد بسيار باشد در دويّم آن را در آب حل كنند و با دو درم بيخ يبروح نرم كوفته بيخته بياميزند و بر مفاصل بمالند تسكين درد آن دهد و زايل سازد . فصل الراء مع الخاء المعجمه رخبين به فتح را و سكون خاى و كسر باى موحده و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون لغت سريانى است و به فارسى لور و به شيرازى قراقروت نامند و لور كشك تازه خشك ناشده است . ماهيت آن : گويند ماييت شير است كه به طبيخ غليظ گردانند و بچكانند تا ماييت آن جدا گردد از جبنيت آن و غير مصل است و ماست چكيده را نيز نامند . طبيعت آن : در اول گرم و در آخر آن خشك . افعال و خواص آن : كثير الغذا و مبهى و مسدد و بطى الهضم و ثقيل و برداشتن شياف آن مسهل است و مصل در حرف الميم مذكور مىشود . رخمه به فتح را و خا و ميم و ها لغت عربى است به فارسى مردار خوار و به هندى كدوهركيله نامند . ماهيت آن : قسمى از كركس است و بزرگ جثه سفيد مايل به تيرگى با خطوط سياه و چشم آن بسيار زرد و در كوهستان و بيابانها مىباشد و از مردم بسيار خايف و در اماكن بعيده تخم مىدهد و تخم آن از تخم مرغ خانگى بزرگتر است و ديده شده كه در بنگاله و هند در كنار درياها و رودخانهها بسيار مىباشد به اعتبار آنكه هنود اكثر مرده خود را نيم سوخته در آب دريا مىاندازند و به كنار آمده خوراك آنها و سگ و شغال و كلاغ و غيره است همه با هم جمع شده مىخورند و حيناً با خود اندك جنگى نيز مىكنند و به سبب وفور مردار و سيرى و سستى طبيعت باز هم متوجه خوردن مىگردند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك و در سيّم بعضى گرم دانستهاند . افعال و خواص آن : گويند تخم آن بهترين اجزاى آنست اگر هفت عدد آن را بدين طريق بخورند كه اولًا تنقيه نمايند و بعد از آن يك عدد آن را خام تناول نمايند و تا شش ساعت مطلقاً چيزى نخورند پس شورباى چرب بياشامند و باز بعد از يك هفته ديگر تكرار عمل نمايند كه تا هفت هفته هفت عدد خورده شود جهت رفع جذام مفيد و اگر فايده نبخشد از هيچ دواى ديگر منتفع