محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

407

مخزن الأدوية ( ط . ج )

شقيقه و امراض بارده رطبه دماغيه و تحليل اورام آن و لعوق يك درم آن با عسل جهت سرفه و ربو و عسر النفس و تنقيه سينه از بلغم و رطوبت و آشاميدن مطبوخ آن با شراب جهت سموم هوام و ساير سموم بارده و قطور آن در گوش جهت دوى و طنين و بخور آن بر دندان جهت انداختن كرم آن و بر رحم جهت گشودن حيض و ضماد مطبوخ آن در شراب جهت شقيقه و صرع و امراض بلغمى و عرق النسا و ساير اوجاع بارده و به دستور مطبوخ برگ آن مانند مطبوخ بيخ آنست در منافع و ضماد برگ آن جهت شكاف عضل و تحليل اورام مفيد . مضر محرورين و مصدع و اكثار آن مفسد خون و محرق منى و قاطع باه ، مصلح آن سركه و ربوب حامضه و مكيدن انار ترش و خميره بنفشه . مقدار شربت آن : تا دو درم . بدل آن : به وزن آن ايرسا و يا قسط شيرين و گويند چون يك عدد دانه آن را بلع نمايند رفع سرعت انزال نمايد و بخور آن جهت تقويت دندان و رفع كرم آن و طلاى آن جهت نيكويى رنگ رخسار و با عسل جهت رفع آثار جلد مؤثر و شراب راسن كه معروف به شراب مليكه است به اعتقاد جالينوس در جميع افعال مذكوره بهتر از اصل آنست و مرباى راسن و قرص و معجون آن در قرابادين مذكور شد و گويند چون راسن زرد رنگ كه شاخ‌ها و برگ آن منبسط بر روى زمين و برگ آن انبوه و طولانى و بيخ آن كوچك و زرد رنگ و با اندك تلخى و منبت آن جاهاى نمناك و سواحل دريا مىباشد بياشامند جهت رفع الم گزيدن هوام و تسكين درد آن در ساعت مؤثر است و گفته‌اند چون پيكان تير را به عصاره آن آب دهند به هر حيوانى كه برسد به زودى آن را هلاك مىگرداند . رامك به فتح اول و الف و فتح ميم و كاف لغت يونانى است . ماهيت آن : از ادويه مركبه و از تراكيب جالينوس است و آن قرصى است كه در قديم از عصاره بلح مىساخته‌اند و در اين زمان از مازو و دوشاب خرما ترتيب مىدهند و بهترين آن آنست كه بگيرند يك جزو مازو و نيم جزو پوست انار ساييده سه روز در آب بخيسانند و بجوشانند و برهم زنند تا مانند خمير شود پس ربع جزو زاج و مانند آن صمغ محلول و يك جزو و نيم دوشاب خرما و يا عسل اضافه نموده طبخ دهند و اقراص سازند و اگر به وزن پوست انار بلح بسيار نارس اضافه كنند بيعديل است . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و بعضى گرم دانسته‌اند . افعال و خواص آن : ملطف و قابض و مجفف و مقوى معده و كبد و امعا و مسكن حرارت و مانع مواد به اعضا و جهت حبس اسهال صفراوى و دموى و نزف الدم و ذرب و سرفه و درد سينه و ضعف جگر و تجفيف قروح شرباً خصوصاً با ماء الآس و ضماد آن بر شكم جهت تسكين كرب و طلاى آن مقوى جلد مسترخى و دافع ورم حار و ورم مقعده و بروز آن و نقرس و حابس عرق و دافع عفونت و بخار فاسد و با حنا مسود شعر و قاتل شپش و سنون آن مقوى لثه و قاطع خون . مقدار شربت آن : تا دو مثقال . بدل آن : سك . مضر مثانه ، مصلح آن عسل است و در قرابادين نيز نسخ آن مذكور شد . راوند به فتح اول و الف و واو و سكون نون و دال مهمله و ريوند به ياى مثثاه تحتانيه به جاى الف و كسر را نيز آمده و به فارسى نيز بدين اسم مشهور است و بيخ جگرى نيز نامند . ماهيت آن : بيخ ريباس است كه در دامن كوههاى خطا و چين و تبت و تركستان و خراسان و بعضى از بلاد هند بهم مىرسد و اكثر چوپانان و مردمى كه بدان نواح مىباشند و آن را مىشناسند بيخ آن را برمىآورند و مىگويند كه بعد از حفر زمين اول بيخ باريك سياه رنگى ظاهر مىگردد و از آن ريشه‌ها به اطراف در زمين رفته چون دو سه ذرع ديگر بكاوند بر سر آن ريشه‌ها گره‌هايى به شكل شلغم بزرگ و كوچك برمىآيد آنها ريوند است برآورده هر يك را بريده به دو قطعه و يا سه قطعه و يا زياده كه سوراخ كرده براى سهولت باربردارى و آنكه به زودى خوب خشك گردد و كرم نزند و فاسد نشود و بر گردن حيوانات مىآويزند و لهذا اكثر قطعه‌هاى آن سوراخ‌دار مىباشد و بهترين همه خطايى و چينى و تبتى آنست كه قطعه‌هاى آن بزرگ شبيه به سم اسب و رنگ آن سرخ مايل به تيرگى و زردى و تندبو و سنگين مستوى الاجزا و جوهر آن ما بين صلابت و رخاوت باشد و چون بخايند به دشوارى نرم گردد و لزج باشد و چون ممضوغ آن را بر انگشت و يا بر عضو ديگر و يا بر پارچه بمالند زرد گرداند و چون بشكنند موضع كسر آن زرد اندك مايل به تيرگى باشد و اين مستعمل اطبا است و قوّت آن تا يك سال باقى مىماند پس ضعيف مىگردد و ماميران حافظ قوّت آنست كه با آن نگاه دارند و آنچه بر خلاف اين اوصاف باشد زبون و غير مستعمل و گفته‌اند آنچه مشهور به زنجى آنست از جهت رنگ آنست كه سياه است نه از جهت آنست كه منبت آن زنج است و اين مشابه آنست در اكثر افعال و مخالف آنست در هشاشت و خفت و رنگ و بهترين اين آنست كه صلب سنگين و موضع قطع آن سياه و مانند شاخ باشد و دير كوبيده و خاييده شود