محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
386
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ضماداً خصوصاً با انجير و خوردن آن با شكر جهت صداع بلغمى و درد سينه نافع . مضر رأس محرور المزاج و مصدع ، مصلح آن رازيانه و در محرور رازيانه با رب غوره يا رب ريباس و بهترين استعمال آن در خفقان و غير آن براى تسكين حدت گرمى آن با شراب سيب و قليلى كافور است . مقدار شربت آن : يك درم تا دو درم . بدل آن : در دفع مضرت رياح رحم به وزن آن زرنباد و ثلث آن قرنفل و گويند بدل آن عاقرقرحا است و از خواص آنست كه چون بياويزند قطعه آن را در اندرون خانه طاعون در آن داخل نگردد و تعليق سوراخ كرده آن به ريسمانى به زير كمرگاه زن حامله جهت تسكين درد ولادت و حفظ جنين از آفات و امّا بايد كه آن ريسمان را زن خود رشته باشد و تعليق سوراخ كرده آن به طول جهت رفع فزع در خواب و ديدن خوابهاى مشوش و باعث ديدن خوابهاى نيكو است . درياس به فتح دال و سكون راى مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و سين مهمله معرب از دورس فارسى است . ماهيت آن : نوعى از ورد منتن است گياه آن به قدر شبرى و زياده از آن و از ساق آن شاخهاى بسيار رسته و برگ آن شبيه به برگ كنار و سبز مايل به سياهى و در هر شاخى سه يا پنج تا هفت عدد برگ مىباشد و گل آن زرد و مستدير و پهن و كوچك و بدبو و تخم آن شبيه به فلفل كوچكى و شيخ داوود انطاكى درياس را تفسير به دواى ديگر نموده . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و با برودت يعنى مركب القوى . افعال و خواص آن : مبخر و مسكر نيم درم تازه آن مسكر قوى و محلل بلغم و سودا و منبسط كننده جلد و مفتح سدد و رافع يرقان و رياح و زردى بشره و سرخ كننده آن و گويند چون در روغن طبخ داده به وزن آن آرد گندم اضافه كرده با عسل به قوام آورند و بعد از طعام تا شش درم آن را تناول نمايند در تسمين بدن مجرب . مضر سينه و مصدع ، مصلح آن گشنيز و كثيرا است . دريان به ضم اول و سكون راى مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و نون . ماهيت آن : ميوه ايست مخصوص به بلاد زيرباد و تحت الريح كه عبارت از شهر تناسرى و مركى و ملاخه و شهر ناو و بلاد قريبه به آنها است مانند جزيره آچين و پليمان و مرتبان و بتاوى و غيرها و ساق درخت آن بلند و برگ آن شبيه به برگ كتهل و ميوه آن بزرگ و طولانى به هيأت خربزه سرده و پاييزه كوچك و پوست آن از پوست ميوه كتهل درشت تر و به هيات كتهل و دانه دارتر و بر سر هر دانه آن خارى چنانچه هنگام ثمر آن حيوانات مثل فيل و كرگدن و شير از خوف خليدن خار آن به زير درخت آن نمىروند و بوى ميوه آن بسيار تند و كريه به حدى كه در شامه كسى كه گاهى نرسيده و آشنا به آن نباشد موجب تنفر و خوش آينده نيست بلكه مورث صداع است و اندرون آن ميوه خانهها است در صفوف و عدد صفوف آن از سه تا پنج و ما بين فاصله خانهها پوست سفيد صلبى و در هر خانه از يك دانه تا پنج دانه مىباشد و يك دانه آن بهتر است و شكل آن دانه به شكل ثمر بلوط سه پهلو و تخم آن مثل تخم كتهل و بعضى بزرگتر از آن و مأكول لحم آنست بدون پرده محيط به تخم آن بسيار ملايم ذايقه شيرين و لذيذ مثل مسكه كه با قند ممزوج كرده باشند بلكه از آن لذيذتر و فرق همين است كه دسومتى ندارد و شنيده شده كه به سبب كمال لذت آن ميوه بسيار مرغوب فيل است و ليكن به سبب خوف اذيت خار آن فيل آن را در علف پيچيده فرو مىبرد و به سبب سختى پوست آن هضم ناشده درست دفع مىگردد و گاهى در ميان فضله فيل درشت آن يافت مىشود و مردم آن بلاد دريان چينى را بسيار جويان و خواهاناند و ميگويند كه آن براى تقويت بدن و قواى ديگر بهيمى بى نظير است . طبيعت آن : ظاهراً گرم و تر باشد . افعال و خواص آن : بطى الهضم و مقوى و مبهى است و از مردم مبالغات بسيارى در عفونت بوى آن ثمر و لذت خوردن آن شنيده شده چنان كه مىگويند و العهده عليهم كه بوى آن شبيه است به بوى فضله انسان شب مانده به تكرار متعفن شده و در باب لذت آن مىگويند كه تاجر مالدار صاحب جهازى آنجا وارد شده اول از بوى آن متنفر بود و چون عادى و آشنا به بوى آن شده و مأنوس به آن گرديد تمام اموال خود را فروخته صرف دريان نمود و آخر جهاز را نيز فروخت و بعد از آن مبلغى مديون شد و بعد از آن فقير شده در پاى درخت دريان ساكن گشته به ذكر دريان مشغول گرديد و آخر العمر وصيت نمود كه او را در پاى درخت آن دفن كنند و الله اعلم و عجب نيست زيرا كه سابق برين ابو المحجن ثقفى كه يكى از صحابه بوده در باب خمر گفته اين شعر عربى را * شعر * إذا متّ فادفنى الى جنب كرمه * تروى عظامى بعد موتى عروقها