محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
359
مخزن الأدوية ( ط . ج )
معجمه به هندى پوست نامند . ماهيت آن : دو صنف مىباشد بستانى كه خشخاش سفيد و برّى كه خشخاش سياه است امّا خشخاش بستانى گل آن سفيد و تخم آن نيز سفيد و ريزه و مدور و گياه آن به قدر دو ذرع تا چهار ذرع به حسب اختلاف آب و هوا و زمين بلند و كوتاه مىباشد و برگ آن مشرف و مزغب طولانى و سر قبه و كوزه آن مشرف و قبه كوزه آن نيز به حسب بلاد و اختلاف آب و هوا و زمين بزرگ و كوچك مىشود و همچنين لبن آن كه افيون است قوى و ضعيف و در افيون ذكر يافت و در ايام بهار مىرسد . طبيعت پوست آن : در دويّم سرد و در اول خشك و بعضى در سيّم گفتهاند و افيون ناگرفته آن قوىتر از افيون گرفته . افعال و خواص آن : پوست آن مخدر و رادع و مسدد و نيم درم آن كه صبح ناشتا و شام وقت خواب با آب سرد بنوشند جهت اسهال دموى و صفراوى و التهاب معده و امعا و حرقت مثانه نافع و ضماد آن بر پيشانى جهت درد سر و با حلبه و گلاب كه طبخ يافته باشد جهت ابتداى رمد و تسكين درد آن و منع ريختن مواد به اعضا و آشاميدن آن جهت سعال گرم و سعال تر حادث از رطوبت رقيق به سبب تبريد و تغليظ و تجميد و ردع خود و با شراب عفص قاطع اسهال مزمن و عصاره آن كه كوكنار نامند سرد و مايل به رطوبت در آثار قوىتر از تخم آن مداومت آن مرخى اعضا و مشوش كننده حواس و قاطع باه و مفسد اشتها و هاضمه و مورث نسيان و مفسد بالعرض غريزى و مسكن اوجاع حاره يابسه و منشط . مضر ريه مصلح آن شكر و عسل و مصطكى . مقدار شربت آن : تا يك مثقال و نيم . و تخم آن در دويّم سرد و در اول تر . مخدر و منوم و منضج مواد رقيقه صفراويه و قابض شكم و مداومت آشاميدن ده درم آن با شكر جهت خشونت سينه و قصبه ريه و سرفه حار يابس و نفث الدم و تب دق و تقويت دماغ و ضعف جگر و گرده و تسمين بدن و حرقت مثانه و امراض حاره آن با مثل آن مغز بادام مولد خون صالح و رافع هزال خصوصاً بو داده آن با عسل مبهى و مداومت آن قاطع باه و بوييدن بو داده آن جهت رفع بىخوابى مؤثر و دو درهم آن تا پنج درهم منوم قوى و روغن آن در افعال از تخم آن ضعيفتر و منوم و مسدد . مقدار شربت تخم آن تا ده درهم و چون خشخاش تازه را با پوست و كنگره آن بكوبند و اقراص سازند جهت سرفه و درد سينه و حرقة البول و تسكين تشنگى و حبس اسهال كهنه و تجفيف رطوبات شرباً و نيز تجفيف رطوبات و تحليل اورام ضماداً . مقدار شربت آن : تا پنج درهم و همچنين چون بعد از رسيدن جمله آن را در آب طبخ دهند و ليكن ضعيفتر از قرص آنست و گل آن با آب گشنيز جهت رفع وجع و سوزش چشم و قرحه قرنيه اكتحالًا و طلاى آن جهت رفع آثار قروح و با آب گشنيز جهت نمله ساعيه و قروح و خبيثه ضماداً و روغن آن كه به دستور روغن گل ترتيب دهند مخدر و مسكن دردهاى حار و اورام و جهت نزله و سرفه حار شرباً و تسكين درد گوش و تحليل ورم حار آن قطوراً مفيد و آب مطبوخ برگ آن با عسل كه آب خشخاش نامند جهت منع نزلات و سرفه و اسهال مزمن لعوقاً نافع خصوصاً با اقاقيا و عصاره لحية التيس و آب مطبوخ آن نطولًا جهت رفع بىخوابى و ساييده كنگره آن با آرد جو جهت حمرت و اورام حاره ضماداً و طبيخ بيخ آن جهت جگر عليل و ترقيق خلط غليظ معده شرباً مفيد و چون برگ نازك تازه نورسته آن را در آب طبخ دهند مانند بقول ديگر و با روغن و پياز بريان نموده تناول نمايند تفريح و تنويم آورد و حبس اسهال نمايد . بدل خشخاش كاهو است . خشخاش برّى ماهيت آن : خشخاش اسود است و برگ آن خشنتر و زغب و تشريف آن زياده از خشخاش بستانى و گل آن ملون به الوان سرخ و بنفش و سياه و كبود و غيرها و تخم آن سياه و به اصطلاح اطباى سابق افيون عصاره آنست و به اصطلاح جديد افيون لبن آن . طبيعت آن : در آخر سيّم سرد و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : در جميع افعال برگ و تخم از بستانى قوىتر و جهت حرارت جگر و سيلان رحم نافع و طبيخ بيخ آن در آب كه به نصفه برسد جهت عرق النساء مفيد . مضر دماغ ، مصلح آن رازيانه . مقدار شربت : از جميع اجزاى آن به قدر نصف شربات اجزاى بستانى و از تخم آن يك مثقال . بدل آن : كاهوى برّى است در اكثر مواد . خشخاش منثور به فتح ميم و سكون نون و ضم ثاى مثلثه و سكون واو و راى مهمله و منثور از آن جهت نامند كه برگ گل آن زود مىريزد و آن قسمى از خشخاش برّى است و برگ آن شبيه به برگ تره تيزك و رازيانه و با خشونت و مايل به سفيدى و ساق آن خشن و قبه كوزه آن كوچك شبيه به قبه شقايق و در قوّت از خشخاش بستانى قوىتر و از خشخاش سياه ضعيفتر . خشخاش زبدى به فتح زاى معجمه و باى موحده و كسر دال مهمله و ياى نسبت . ماهيت آن : گياهى است بسيار سفيد و سبك و ساق آن به قدر ذرعى و برگ آن بسيار ريزه و دراز و بيخ آن باريك و ثمر آن