محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

19

مخزن الأدوية ( ط . ج )

تامّ التركيب ناقص ضعيف رخو غير مستحكم . امّا تامّ التركيب آن است كه اجزاى بسائط عنصرى ممتزج آن بسيار لطيف صغير صافى باشد و با هم فعل و انفعال تام نموده كيفيت و صورت وحدانى يافته باشند به حدى كه حرارت غريزى بدنى بلكه حرارت خارجى نارى نيز اجزاى لطيفه آن را از كثيفه جدا و متفرق نتواند نمود تا از هر يك اثرى و كيفيتى و خاصيتى خاص ظاهر گردد بلكه كيفيت و خاصيت واحده اعم از آنكه معتدله باشد و يا غير معتدله از آن صادر و ظاهر گردد مانند ذهب و يا به دشوارى توانند تفريق نمود مانند ساير فلزات متطرقات . امّا غير تامّ التركيب ناقص ضعيف رخو غير مستحكم نيز به مراتب مىباشد : بعضى از آن را تفريق اجزاء از هم بسيار سهل مىباشد مانند گوگرد و نمك و بعضى را به دشوارى و به بيان ديگر آنكه ناقص التركيب يا بسيار ضعيف است كه تاب غسل و شستن ندارد مانند كاسنى و اكثر بقول كه طاقت طبخ بسيار ندارند مانند افتيمون و عدس و امثال اينها كه به مجرد شستن و طبخ بسيار اجزاى حاره قليله خفيفه لطيفه نافذه مفتحه آنها مفارقت نموده و تحليل يافته اجرام بارده غليظه كثيره مسدده ثقيله كثيفه آنها باقى مىماند و لهذا نهى وارد شده است از جناب حضرت شارع نبى صلى الله عليه و إله و از اطبا نيز در باب شستن كاسنى و امثال آن از جهت جدا شدن آن اجرام از هم و باطل شدن افعال مختصه به آنها مانند گوشت مرغ و عدس و ترب و كلم كه جوهر لطيف جالى بورقى مسهل آنها از ماده ارضى كثيف قابض از طبخ در آب جدا مىگردد و در آب مىآيد و باقى مىماند ماده ارضيه قابضه آنها و لهذا آشاميدن مرقه آنها ملين طبع است به خلاف جرم آنها كه مسدد و قابض است و نيز استعمال بعض آنها مانند كلم و ترب و عدس از خارج محلل و منضج است به خلاف از داخل و از آنها اقوى پياز و سير است كه استعمال آن هر دو از خارج منضج و متقرح است خصوصاً پياز پخته و سير خام و وجه تأثير سير و پياز در خارج از تقرح و انضاج و غيرهما به خلاف داخل شايد آن باشد كه چون در خارج به يك جا ساكن و مستقر مىمانند و رطوبت بورقيه حاره جاليه و حرارت آن تأثير در جلد بدن كما ينبغى مىنمايند و لهذا باعث انضاج و تقرح مىگردند و در داخل به سبب عدم استقرار و سكون كه طبيعت مدبره بدن آن را دايم در حركت و تقلب فعل و انفعال و كسر و انكسار مىدارد و صورت اصليه سورت آن را برقرار نمىدارد لهذا نمىتوانند تأثير نمود خصوصاً كه پخته شده باشند در خارج از حرارت ناريه با آب و از رطوبت بورقيه جاليه و حرارت آنها چيزى به تحليل رفته باشد و ديگر آنكه چون اكثر آنست كه سطح معده مملو و آغشته به بلاغم و رطوبات مىباشد و آنها حايل و مانع مىآيند از تأثير آنها و نيز آنها ممزوج و مخلوط با آن بلاغم و رطوبات گشته و حرارت بدنيه در آنها تأثير نموده كسر حدت آنها مىشود و لهذا تأثير نمىتوانند نمود و اگر محرور المزاج يابس كه در معده او فضلات و رطوبات نباشد بخورد خصوصا خام آنها را البته باعث سحج و تقرح مىگردد و همچنين هر دوا و غذاى حار حاد كه در بلدان بارده رطبه صاحبان امزجه بارده رطبه بلغميه تناول مىنمايند بدان جهت موافق است به امزجه ايشان و ادويه و اغذيه بارده رطبه كه در بلدان حاره حاده صاحبان امزجه حاره حاده دمويه و صفراويه تناول مىنمايند و از آن منتفع مىگردند البته مخالف و مضر است مقابل ايشان را و بسيارى از ادويه است كه تناول آنها تبريد بسيار مىنمايد و تضميد آنها تسخين و تحليل مانند گشنيز و آرد جو خصوصاً مخلوط با هم جهت آنكه جرم آن هر دو مركب است از جوهر ارضى مايى شديد التبريد و از جوهر لطيف محلل كه بعد ورود در معده و تصرف حرارت غريزى در آن آن جزو لطيف محلل به تحليل مىرود و باقى مىماند جوهر مايى شديد التبريد به خلاف در خارج و لهذا به تحليل مىبرند اورام صلبه بارده را مانند خنازير و اورام حاره را نيز و يا آنكه ضعف و رخاوت آن ادويه به اين مرتبه نباشد مانند شبت و امثال آن كه از غسل و طبخ اجزاى لطيفه آنها از كثيفه جدا نمىگردند و تحليل نمىيابند و بعضى از ادويه مىباشد كه صاحب دو جوهر مختلف و اجزاى متضادة الكيفيات‌اند از غير تركيب تام مستحكم و بعضى از آنها ظاهر و محسوس‌اند مانند اترج كه تخم و قشر زرد آن گرم است و حموضت و لبّ آن سرد و يا خفىاند مانند بزرقطونا كه قشر رقيق بالاى آن و تخم آن گرم است و لبّ آن سرد پس اگر درست بياشامند به سبب لب لعابى بارد خود تبريد مىكند و قشر و تخم آن تحليل نمىيابند كه اثرى از آن ظاهر گردد چون بكوبند و بياشامند ملصق به سطوح اعضاى باطنى گشته متقرح مىگرداند و لهذا در خارج چون كوبيده آن را به طريق ضماد بر اورام و دماميل بگذارند باعث تحليل و نضج و انفجار آنها مىگردد و ناكوبيده درست آن باعث انفجاج و خامى و الله اعلم . * و امّا مركبات صناعى * مانند ترياق فاروق و مثروديطوس و ساير معاجين كبار و جوارشات و حبوب و اكثر ادويه فادزهريه و ترياقيه و غيرها مانند حجر التيس و جدوار و جنطيانا و زراوند و شقاقل و امثال اينها از قبيل ثانى غير تام‌التّركيب‌اند كه بعد ورود در بدن و تصرف طبيعت در آنها اجزاى آنها از هم جدا گشته از هر يك اثرى و فعلى و كيفيتى و خاصيتى علىحده ظاهر مىگردد چنانچه در مركب القوى و ذو الخاصيه ايمايى بدان كرده شد و بيان هر يك بالاجمال در اماكن خود و در فادزهر و جدوار و چوب چينى و موميايى و غيرها ان شاء الله تعالى خواهد آمد و به تفصيل در كتب قوم مسطور است و الله اعلم .