محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
322
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مقدار شربت آن : يك دانگ است . حجر المسنّ به كسر ميم و فتح سين مهمله و نون مشدده . ماهيت آن : سنگى است كه با آن كارد و شمشير تيز مىكنند و به فارسى فسان و سنگ كارد نامند و به الوان مختلف مىباشد سفيد و سرخ و سياه و اغبر و سبز و زيتونى و سياه ذو طبقه مىباشد و بهترين آن سرخ و سياه و براق و سنبادج قسم زبون آنست . طبيعت : سرخ آن گرم و خشك و باقى اقسام آن همه سرد و خشك . افعال و خواص آن : جهت سلاق و بياض چشم و حكه و جرب و داء الثعلب و منع بزرگ شدن پستان و خصيه كحلًا و طلاءً و ساييده آن با آهن جهت رويانيدن موى و آشاميدن يك درم آن با سركه جهت صرع و ورم سپرز نافع . مضر گرده و مصلح آن كثيرا و قسم اغبر آن را چون بسايند بر روى مس و طلا نمايند بر قروحى كه دفعتاً به هم مىرسد مفيد و محرق قسم سبز زيتونى آن جهت سوختگى آتش و بياض عين و با سركه و نطرون جهت قوبا و خنازير و جرب و حكه و با قيروطى جهت سرطان و آكله و شقاق و خروج مقعده و اورام حاره اعضاى عصبانى و التيام جراحت عصب و درد آن نافع و ساييدن ادويه چشم بر روى آن باعث زيادتى تقويت و جلاى آن و ذرور قسم سرخ آن جهت بياض چشم و قروح و سوختگى آتش مفيد است . حجر المشقّق به ضم ميم و فتح شين معجمه و قاف مشدده و سكون قاف ثانى . ماهيت آن : سنگى است زعفرانى رنگ يعنى به رنگ تارهاى آن نه به رنگ ساييده آن و تو بر تو و زودشكن و از نواح مغرب خيزد و در شكل مانند سرنج و در قوّت قريب به شادنج و اندك از آن ضعيفتر . افعال و خواص آن : قطور آن با شير دختران جهت قروح عميقه چشم و التيام طبقه قرنيه و برآمدگى حدقه و خشونت اجفان بهتر از حجر لبنى است . حجر المقناطيس به كسر ميم و سكون قاف و فتح نون و الف و كسر طاى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله و مغناطيس به غين معجمه نيز آمده . به فارسى سنگ آهن ربا و به هندى چومك پتهر نامند . ماهيت آن : سنگى است سياه مايل به سرخى تيره كه از انتهاى عمان و حوالى بحر هند خيزد و بهترين آن لاجوردى رنگ صاف آنست كه آهن را خوب جذب نمايد و بعد از جذب آهن به آن خوب بچسبد و زبونترين آن سياه آنست كه قوّت جاذبه آن آهن را ضعيف باشد و چون به آهن مدتى بگذارند قوّت جاذبه آن كم گردد و از ماليدن سير و رسيدن عرق و رطوبت بدان نيز رفع قوّت آن مىشود و چون در خون گاو گرم اندازند اعاده قوّت آن مىشود و همچنين چون در خون بز اندازند و هر روز تغيير دهند و تازه كنند و حكماى اهل فرنگ مشاهده نمودهاند كه حجر مقناطيس را هر چند مدتى غير معين مخلتف ميل به جانبى است از يمين و يسار قطب شمالى و وجه آن را تا حال نيافتهاند . طبيعت آن : در اول گرم و در سيّم خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن آن جهت فالج و اوجاع مفاصل و عرق النساء و نقرس و تقويت جگر و و سپرز و ازاله حصات و عسر ولادت و با ماء العسل جهت اسهال اخلاط غليظه و با قوابض قاطع اسهال و ذرور آن جهت رفع مضرت جراحات آلات آهنى زهردار عجيب الاثر و جهت قطع نزف الدم و التيام جراحات و محرق مغسول آن در جميع افعال مانند شادنج است . مقدار شربت آن : تا نه قيراط و نگاه داشتن پيچيده آن در حرير سفيد با خود باعث قبول و جاه و هيبت و قضاى حاجات و نگاه داشتن آن در دست رافع كزاز در دست و پا و تعليق آن به طرف چپ جهت عسر ولادت و درد زاييدن و بخور آن كه نرم سوده اندك اندك بر اخگر بپاشند و به انبوبه به رحم برسانند جهت رفع سيلان آن هر چند مزمن باشد بغايت مفيد و مجرب و گويند چون حايض مس آن كند اين اثر از آن زايل گردد و گويند چون زحل در سنبله باشد آن را با گلاب شسته سرمه ترتيب داده ديگرى از آن اكتحال نمايد و شخص مكحول به مقناطيس مدت مديد نظر به شخص مكحول به آهن كند به مرتبه باعث محبت ثانى به اول گردد كه ما فوق آن متصور نباشد و از مجربات شمردهاند . حجر المنفى به نون ساكن بعد از ميم مفتوح و قبل از فاى مكسور و ياى نسبت . ماهيت آن : سنگريزه ايست ابلق به مقدار زيتونى به الوان مختلفه كه از منف از اعمال هيره خيزد . افعال و خواص آن : طلاى ساييده آن باعث بىحسى عضو است به حدى كه ادراك به قطع آن نشود . حجر النار به فتح نون و الف و راى مهمله در آخر و آن را حجر الاصم و حجر الزناد و به فارسى سنگ آتش زنه و سنگ چقماق نيز نامند .