محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
320
مخزن الأدوية ( ط . ج )
نفط و قير باشد . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل و ملين و آشاميدن آن قاطع حمل و حيض و مفتت حصات . مقدار شربت آن : تا نيم درهم و بخور آن جهت غشى كه از اختناق رحم باشد و گريزانيدن هوام و دفع كرم اشجار . مضر ريه ، مصلح آن زعفران و مهيج صرع مصروعين . بخور آن و ضماد آن جهت نقرس و رويانيدن گوشت مفيد است . حجر الفتيله به فتح فا و كسر تاى مثناة فوقانيه و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح لام و ها . ماهيت آن : سنگى است اندك زرد رنگ شبيه به غاريقون و ريشه دار و از آن فتيله توان ساخت و در كرمان كثير الوجود و آن سنگ را كه بكوبند مانند پنبه نرم مىگردد و بر كف دست ماليده فتيله ساخته در چراغ مىگذارند و بر آن روغن ريخته مشتعل مىنمايند و مادام كه بر آن روغن بريزند مشتعل مىباشد و يك فتيله كوچكى تا دو سه ماه كفايت مىكند و مىگويند كه پارچه نيز از آن ترتيب مىدهند . افعال و خواص آن : گويند از براى التيام جراحات حيوانات بيعديل است . حجر الفلفل به ضم دو فا و سكون دو لام . ماهيت آن : نزد مؤلف ما لا يسع حجر حبشى است و مذكور شد و نزد ابن تلميذ سنگريزهها شبيه به فلفل است كه در حين خشك كردن فلفل به آن مخلوط شده كيفيت آن را حاصل كرده باشد . افعال و خواص آن : در اطليه كلف و امثال آن مستعمل است . حجر القبطى به كسر قاف و سكون باى موحده و كسر طاى مهمله و ياى نسبت به لغت اهل مصر معروف به اشنان قصارين است جهت آنكه گازران جامه را بدان مىشويند . ماهيت آن : سنگى است مايل به سبزى و سست و بغايت زودشكن و از جبال صعيد مصر خيزد و گازران در شستن كتان استعمال دارند بهترين آن سبز بسيار رخو سريع التفتيت و انحلال آنست در آب . طبيعت آن : سرد و خشك در اول . افعال و خواص آن : مغرى و مجفف بىلذع و قابض و مانع سيلان مواد به سوى عضو و قاطع سيلان خون ظاهر و باطن هر نوع كه استعمال نمايند و طلاى آن محلل اورام و مجفف قوى و ذرور آن جهت سيلان خون جراحات و اندمال جراحات اعضاى رخو و اكتحال آن به تنهايى و يا با ادويه مغريه جهت دمعه و جرب و سلاق و قروح عين و آشاميدن آن با آب جهت اسهال مزمن و درد مثانه و نزف الدم و طلاى آن محلل اورام و مجفف قوى و با موم و روغن جهت منع زياده شدن قروح خبيثه و التيام جراحات و فرزجه آن جهت قطع سيلان حيض و رفع بدبويى رحم نافع . حجر القمر به فتح قاف و ميم و سكون راى مهمله و آن را بزاق القمر و زبد القمر و به هندى چندركانت گويند . ماهيت آن : سنگى است سفيد مايل به غبرت و سبك و شفاف كه نقره را جذب مىكند و در حين زيادتى نور قمر اغبريت آن مبدل به سفيدى مىگردد و در مغرب و بلاد عرب يافت مىشود و گويند شبنمى است كه بر سنگها مىافتد و متحجر مىگردد و در هنگام ازدياد نور قمر بسيار سفيد مىشود و بهترين آن آنست كه در اوصاف مذكوره بهتر و زياده باشد . طبيعت آن : در دويّم سرد و معتدل نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : آشاميدن يك عدسه و سعوط آن جهت صرع مجرب و جهت وسواس و جنون و خفقان و نزف الدم مفيد و تعليق آن در پارچه كبود باعث قبول و جاه و رفع خوف و فزع و آويختن آن بر درخت خرما حافظ ثمر آن و باعث توليد ثمر . مضر گرده ، مصلح آن كثيرا است . حجر القيشور به فتح قاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم شين معجمه و سكون واو و راى مهمله و صاحب منهاج به سين مهمله گفته . ماهيت آن : سنگى است متخلخل سفيد شبيه به اسفنج و بر روى آب مىايستد و گويند نوعى از زبد البحر است و سياه نيز مىباشد و از جبال اسكندريه و اعمال مصر خيزد و على ابن مجوسى گفته كه آن مستعمل اهل صناعت است در حل ذهب و فضه . بهترين آن سبك كثيرة التجاويف هش آنست . طبيعت آن : در اول گرم و در سيّم خشك . افعال و خواص آن : محلل و حابس نزف الدم و آشاميدن سركه كه آن را گرم كرده در آن انداخته باشند جهت ضيق النفس و طلاى آن جهت ستردن موى و تحليل رطوبات در استسقا و چون بر نوشتجات بمالند حك شود به حدى كه اصلًا معلوم نگردد و سنون محرق و مسحوق آن جهت جلاى دندان و استحكام لثه و بردن گوشت زايد و پر كردن قروح غايره و اكتحال آن جهت شبكورى و رفع آثار و ماليدن آن بر كف پا مانند سنگ جهت