محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
312
مخزن الأدوية ( ط . ج )
افعال و خواص آن : مسمن بدن و گرده لاغر و مولد خون صالح و جهت تقويت باه و كبد ضعيف و حرقة البول و خشونت سينه و سرفه و امراض سوداويه مانند جنون و اكثار آن مضر حلق و ثقيل و مولد سدد ، مصلح آن سكنجبين . مقدار شربت آن : تا دوازده مثقال . بدل آن : حبة الخضراء و بهترين طرق استعمال آن از براى تسمين بدن آنست كه آن را بكوبند و در آب بخيسانند يك شب پس بمالند و صاف نمايند و با شكر بياشامند . حب القلت به ضم قاف و سكون لام و تاى مثناة فوقانيه معرب از كلت هندى است . حكيم على در شرح قانون نوشته كه آن را به هندى كلتهى نامند به ضم كاف و سكون لام و كسر تاى مثناة فوقانيه و خفاى ها و سكون يا و كلته نيز و قسمى را چكرك و قسمى را راپج به باى فارسى و جيم عربى و اين قسم را به عربى كاسرالحجر نامند . ماهيت آن : نوشتهاند دانهايست سياه مايل به ازرقى و براق شبيه به تخم كتان و از آن بزرگتر و مايل به تدوير و شيرين و در حين خاييدن احداث حرارتى مىكند و آنچه در بنگاله ديده شده نه چنان است بلكه دانهايست اكثر سفيد مايل به زردى بعضى مايل به سرخى و بعضى تيره مفرطح اندك طولانى به قدر دانه عدس و حلبه و مغز آن دو پارچه و سفيد رنگ . طبيعت آن : گرم در سيّم و خشك در دويّم و گويند گرم در دويّم و مايل به رطوبت است . افعال و خواص آن : بغايت مفتت حصات گرده و مشهى طعام و رافع فواق و امراض چشم و مدر بول و حيض و ملين طبع و مجفف منى و بواسير و مفتح سده سپرز و قولنج و بلغم . آشاميدن طبيخ آن به تنهايى و يا با ادويه مناسبه ديگر و چون شش مثقال آن را با شش مثقال تخم شلغم در هفتاد و پنج مثقال آب جوش دهند بر آتش اخگر تا بيست و پنج مثقال آب بماند پس صاف نموده دوازده و نيم مثقال آن را صبح ناشتا نيم گرم و دوازده و نيم مثقال را شام نيز نيم گرم نموده بنوشند جهت تفتيت و اخراج سنگ گرده و مثانه مجرب است و ضماد آن جهت نيكويى رنگ رخسار و رفع بواسير نافع . مضر ريه ، مصلح آن عسل . مقدار شربت آن : يك درهم با آب برگ ترب براى تفتيت حصات چنانچه در سند سنگ تراشان آن را كوبيده در آب جوش داده و بر سنگ مىريزند نرم مىشود و به آسانى بريده مىگردد و اهل هند را عقيده آنست كه چون بكوبند و بر سنگ بمالند سنگ را قابل قطع مىگرداند . حب الكلى به ضم كاف و فتح لام و يا . ماهيت آن : حب اناغورس است و در حرف الف ذكر يافت و آن تخمى است شبيه به گرده كوچكى از باقلا بزرگتر و مايل به طول و در وسط آن خطوطى و رنگ آن ممزوج به الوان مختلفه و قوّت آن تا سه سال باقى مىماند بهترين آن مأخوذ در سنبله و حكيم مير عبد الحميد در حاشيه تحفه نوشته كه به هندى كونچ نامند به خفاى واو و درخت آن شبيه به درخت نسرين و برگ آن زرد و ريزه و پرشاخ شبيه به گل لسان الحمل كه بر او تخم مىبندد و بر او گلهاى زرد و ريزه رسته و تخم آن در غلافى مانند غلاف باقلاى بسيار بزرگى و پر خارهاى ريزه كه چون به دست برسد سوزش كند و خارش بسيار نمايد . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و در اول خشك . افعال و خواص آن : مخدر و مسكر و جالى آثار و مقى بلغم به قوّت با آب گرم و آشاميدن يك مثقال آن با شراب مسمى به فلوقر كه آب انگور و روغن است جهت ربو و اخراج مشيمه و جنين و ادرار طمث و نيم مثقال آن با شراب جهت صداع بارد و خوردن هفت عدد آن و بخور هفت عدد آن و به دستور تعليق آن جهت اخراج مشميه و جنين و عسر ولادت مجرب دانستهاند . مقدار شربت آن : از نيم مثقال تا يك درهم و زياده آن مكرب و مغثى و تا دو درهم كشنده و مصلح آن روغنها و صمغ عربى و مصطكى است . حب المحلب به فتح ميم و به كسر نيز آمد و فتح اصح است و سكون حاى مهمله و فتح لام و باى موحده به فارسى پيوند مريم و به هندى كهيونى نامند . ماهيت آن : حب درختى است شبيه به درخت بطم و پراكنده و تا يك قامت انسان و زياده بر آن و برگ آن دراز و شبيه به برگ بيد و از برگ زردآلو كوچكتر و خوشبو و چوب آن نيز خوشبو و لهذا قصاران اهل نهاوند چوب دستى جهت كوبيدن ثياب از آن مىسازند تا بوى آن به مشام رسد و درست بماند و گل آن سفيد و حب آن بسيار خوشبو و با تلخى و بر سر شاخهاى آن مىرويد و مدور به قدر جلبان كه خلر نامند و به هندى متر كابلى و پوست آن سرخ و مايل به سياهى و مغز آن سفيد با تندى طعم و چرب و داخل اكثر خوشبوييها مىنمايند و روغن آن را نيز مىگيرند و بهترين آن تازه باليده سنگين خوشبوى بسيار چرب آنست كه مغز آن در سفيدى مانند مرواريد باشد و بدترين آن سياه آن . منبت آن قلههاى كوه و بلاد سردسير و در ميزان مىرسد و اكثر از آذربايجان و نهاوند مىآورند و روغن آن را نيز از آنجا