محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

306

مخزن الأدوية ( ط . ج )

ماهيت آن : نباتى است در هند اكثر مزروع و مأكول برگ آن اندك شبيه به برگ ريحان و بىمزه و با اندك حدت و ساق آن بسيار بلند نمىشود و بىگل و تخم آن ريزه مانند تخم بستان افروز و چون برگ‌ها و سرشاخه‌هاى نازك آن را ببرند باز شاخها و برگ‌هاى تازه مىرويد باز مىبرند و همچنين چند مرتبه و آن برگها را با گوشت و يا بىگوشت پخته و با روغن و پياز بريان نموده پخته مىخورند لذيذ مىشود و بورانى آن نيز لذيذ مىباشد . حكيم مير عبد الحميد در حاشيه تحفه نوشته كه در شبانكاره فارس در ده موسوم به تبريز ديده شده و آن را سليمانى مىنمايند و اهل آنجا آن را بورانى مىپزند . طبيعت آن : در اول گرم مايل به يبوست و اهل هند آن را سرد مىدانند . افعال و خواص آن : سريع الهضم و دافع صفرا چون آب بيخ آن را گرفته يك مثقال حضض هندى و يك مثقال نار قيصر با آن ساييده حب بندند و هر حبى به قدر دانه فندقى و هر روز يك حب آن را با يك پياله آب آن بياشامند جهت بواسير سايله نافع و مجرب و ليكن در ايام خوردن آن اجتناب نمايند از خوردن ادويه مضره به بواسير و چون بيخ آن را بسايند و بر عرق مدنى ضماد نمايند نفع مىبخشد آن را . فصل الجيم مع الياء المثناة التحتانيه جينت به فتح جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و خفاى نون و تاى مثناة تحتانيه . ماهيت آن : درختى است هندى و بسيار بزرگ نمىشود و برگ آن شبيه به برگ تمر هندى و گل آن بنفش و تخم آن در غلافى مانند باقلا و از آن باريك‌تر . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : آب برگ آن مسهل بلغم و قاتل اقسام ديدان چون صبح ناشتا اول اندك شيرينى بخورند و بالاى آن مقدار هفت هشت مثقال آب برگ آن را خالص بدون آنكه آب داخل نمايند بياشامند اقسام كرم شكم را دفع نمايد و مجرب دانسته‌اند و ضماد برگ تازه گرم كرده آن جهت تحليل اورام و نضج دماميل نافع و از گل آن كاغذ رنگ مىتوان نمود رنگ آن ارغوانى مىباشد و ليكن ثبات ندارد و بستن برگ درست گرم كرده آن جهت تحليل نزول آب در هر عضو كه باشد كوبيده يك طرف آن را پخته مانند گرده نان يكرو پخته جهت تحليل نزول آب در بيضه و گرم كرده آن بدون پختن جهت تحليل اورام بارده و نضج دماميل مفيد و تخم آن را چون ساييده بر ناصور و زخمهاى كهنه بمالند و به فتيله آلوده در جوف آن گذارند نافع . جيدار به كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح دال مهمله و الف و راى مهمله لغت فارسى است . ماهيت آن : نباتى شجرى است برگ آن مانند برگ بلوط و با شدت سبزى مايل به زردى و بر او شبنمى مىنشيند و از آن دانه سرخى به قدر عدسى منعقد مىگردد و سرخى آن زياده مىگردد و تا آخر آبار ماه الهى مىماند و آن را حب القرمز مىگويند و در حرف القاف مذكور خواهد شد و ثمر آن به قدر مازويى و مايل به تدوير . طبيعت آن : سرد و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : چون برگ خشك آن را ساييده يك مثقال با آب سرد بخورند امساك بطن نمايد و چون با عسل و روغن گل بسرشند و دو مثقال آن را بخورند زحير را دفع نمايد و ذرور آن جهت التيام جراحات و طلاى آن جهت تقويت اعضاى مسترخيه و ضماد برگ تازه آن جهت تحليل اورام حاره و تسكين اوجاع و زيادتى آن و هتك عضل و جلوس در طبيخ آن جهت تجفيف رطوبات رحم . مقدار شربت آن : يك مثقال . جيكلك به كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و كاف و فتح لام و سكون كاف لغت تركى است . ماهيت آن : ثمرى است شبيه به دل گنجشك و در جوف آن دانه‌هاى ريزه شبيه به دانه‌هايى كه در توت مىباشد و رسيده آن سرخ تيره و چاشنىدار و در بو شبيه به خربزه گرمك و لذيذ و گياه آن به قدر شبرى و زياده از آن و برگ آن شبيه به برگ گل سرخ و با اندك خار و گل آن مانند پاپچال و گل بنفشه و گياه آن هميشه سبز و در تنكابن ليدانه و در ديلم چميل و در گيلان و مازندران خربزه گاو نامند و ابن تلميذ ميجوتو ناميده است و گياه ديگر را كه دايم سبز است و دانه آن سرخ شفاف به قدر نخودى و از وسط برگ آن به چيزى مانند موى باريك متصل و برگ آن به قدر درهمى و با تقعير و انتهاى آن مثل سر سوزن و از جمله خارها است و آن را كجومن نامند و هر دو قسم آن در طبرستان به هم مىرسد و اخير را در تنكابن خير نامند و آن دانه آس برّى است . طبيعت آن : سرد و تر . افعال و خواص آن : مقوى دل و مطفى صفرا و مرطب بدن و جهت امزجه سوداويه و خفقان و سعال يبسى و جرب و حكه و بواسير و تصفيه خون و جدرى و حصبه نافع و در جميع افعال گياه آن مثل عليق است .