محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
302
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : طعامى است كه از آرد گندم و سبزيها ترتيب دهند . طبيعت آن : گرم و مرطب و به حسب سبزيها مختلف مىگردد . افعال و خواص آن : ملين و موافق سينه و شش و قليل الغذا و نفاخ و مضر صاحبان رياح و رطوبت معده است . جوز ارقم به فتح جيم و سكون واو و زاى معجمه و فتح الف و سكون راى مهمله و فتح قاف و سكون ميم به لغت بربرى اكثار نامند . ماهيت آن : بيخ گياهى است مستدير به قدر گردكان و سفيد و مصمت و زودشكن و در طعم شبيه به شاهبلوط و باقلا و با اندك تندى و چون خشك شود پوست سياه رقيقى بر آن ظاهر مىگردد و زود از آن جدا مىشود و ساق گياه آن باريك مستدير و زياده بر ذرعى و خشن و اغبر و مجوف و گل آن سفيد و شبيه به قبه شبت و تخم آن بسيار باريك و تند طعم و برگ آن شبيه به برگ زردك و در مزارع و جبال مىرويد و در وسط تابستان به هم مىرسد و تا سه سال قوّت آن باقى مىماند و بعد از آن ضعيف مىگردد و بهترين آن سنگين پرمغز تازه آن است . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و در آخر سيّم نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : مخدر و مسكر و مفتت حصات و مخرج كرم معده به تخصيص چون با آب مطبوخ خسك بياشامند و نانى كه از آن ترتيب دهند بغايت منوم و ضماد آن جهت تحليل اورام بلغمى و ساق و غير آن مجرب دانستهاند . به حدى كه در يك شب گفتهاند به تحليل مىبرد . مقدار شربت آن : تا شانزده قيراط و مصلح تخدير آن شير تازه دوشيده و اكثار آن تا دو درم سم و باعث قى شديد و اسهال و استرخاى اعضا و كشنده و مصلح آن ريختن آب سرد بر اطراف و بوييدن خوشبويىهاى سرد و تر و ماليدن آنها بر قلب و آشاميدن آب سرد و عود و ميبه ساده . جوزبّوا به فتح جيم و سكون واو و زاى معجمه و فتح باى موحده و واو مشدده و الف معرب جوز بوياى فارسى است و به هندى جاى پهل نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است كه در جزيرهاى از جزاير زيرباد مسمى به جاوه كه به زبان فرنگى اياوا و بندر آن را بتاوى نامند به هم مىرسد و آن بندر در تصرف ولنديس است كه عوام ولنديز نامند و قومى از نصارى است خود بر جهاز به اطراف مىبرد و مىفروشد و نيز شنيده شده در دكهن سونده بنور جايى هست بسيار مىشود و جنگل و اشجار صندل هم هست و در اين اوقات انكلس نيز كه قومى ديگر از نصارى است نوعى از جوزبّوا يافتهاند و آن طولانى فى الجمله در شكل شبيه به بلوط در غلافى نيز مانند غلاف آن و از آن صلب تر و مغز آن از مغز جوزبّواى معروف اندك رخوتر و لطيف تر و در دهنيت و بو از آن كمتر و در قوّت ضعيف تر و درخت جوزبّوا درخت گردكان و از آن كوچك تر و برگ فى الجمله شبيه به برگ آن و كوچك تر و باريك تر از آن و ثمر آن به قدر ثمر گردكان كوچك تر با پوست سبز خام و آن را سه پوست مىباشد : يكى خارج و آن در خامى سبز و نرم و بى ريشه لحمى و ضخيم قريب به سطبرّى انگشت چنانچه درست آن را مربا ساخته از آنجا مىآورند و در زير آن پوست لحمى پوست ديگر صلب اندك صدفى و بر بالاى آن بسباسه پيچيده و در جوف آن پوست صلب صدفى جوزبّوا مىباشد به مقدار فندقى و اندك طولانى و از فندق بزرگتر و بهترين آن تازه كرم ناخورده سنگين تند طعم و رايحه و آن سرخ رنگ است و قوّت آن تا سه سال باقى مىماند . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و در سيّم خشك و با قوّت قابضه و رطوبت فضليه و لهذا به زودى آن را كرم خورد . افعال و خواص آن : مفرح و ملطف و مسكر و حافظ حرارت غريزى و هاضم طعام و مقوى معده و فم آن و مرى و جگر و باه مبرودين و جهت صلابت جگر و سپرز و اورام بارده آن و يرقان و خوشبويى دهان و عرق و بول و تحليل رياح و رفع كلف و نمش و غثيان و قى و رطوبت معده و زلق الامعا و اسهال معدى بارد رطب و ازاله رطوبات متعفنه معده و استسقاى لحمى و عسر البول شرباً مفيد و بريان كرده آن حابس اسهال رطوبى و ضماد آن جهت درد سر بارد و فالج و لقوه و استرخا و اورام بارده جگر و اوجاع بارده رطبه و اوجاع و ضعف اعضا حادث از خوردن چوب چينى و با افسنتين و عسل جهت ازاله كلف و نمش و آثار ضربه و با روغنها جهت كرى گوش و اوجاع بارده آن قطوراً و تدهيناً و اكتحال آن جهت تقويت باصره و سبل و جرب نافع . مضر محرورين و مصدع ، مصلح آن گشنيز و مضر جگر و شش و مصلح آن بنفشه و عسل . مقدار شربت آن : تا دو مثقال و اكثار آن مورث سوء خلق و حمق . بدل آن : به وزن آن بسباسه و در صلابات يك وزن و نيم آن سنبل الطيب و روغن و عطر آن در افعال مذكوره بسيار قوىتر و مرباى آن از آن ضعيفتر و مخلل آن نيز از آن ضعيفتر و جوارش و حب و دهن و سفوف آن در قرابادين ذكر يافت و جهت منع كرم خوردن آن را در آهك نگاه مىدارند . جوز جندم به فتح جيم و سكون واو و زاى معجمه و فتح جيم و سكون نون