محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
293
مخزن الأدوية ( ط . ج )
گوشت آن سرد و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن پوست اندرون سنگدان و چينهدان طيور خصوصاً سنگدان خروس خشك كرده ساييده با طلا و با ماء العسل جهت وجع معده و الصاق پوست سر بزغاله تازه ذبح نموده بر سر صاحب سرسام مفيد و مجرب و پيچيدن عضو افعى گزيده در پوست تازه نيز جهت جذب سميت آن و پوست گوسفند جهت قروح خبيثه و حكه و جرب و تراشه پوست بز جهت قطع خون جراحت تازه پيچيدن عضو ضربه و صدمه رسيده در پوست بز يا گوسفند و يا امثال آن كه تازه و گرماگرم حين ذبح باشد مسكن وجع و ورم آنست و به دستور جهت تحليل اورام بارده مفيد و روغن پوست كرگدن جهت التيام جروح و قروح مفيد كه قطعه پوست كرگدن را در روغن كنجد اندازند و در آفتاب مدتى بگذارند و چون آن روغن به خرج آيد روغن تازه ديگر بر آن ريزند و خاكستر جميع پوستها جهت نواصير و سوختگى آتش و سحج جلد و ضماد سوخته پوست اسب آبى با آرد كرسنه سه روز متوالى جهت رفع سرطان مجرب و سوخته پوست قنفذ برّى با روغن زيتون جهت داء الثعلب و محرق پوست افعى جهت داء الحيه مفيد و آشاميدن پوست سوخته افعى كه كسى را گزيده باشد زايل كننده سميت خود است چون پوست آن را كنده سوخته به زودى به او بخوارنند و سوخته پوست ته كفش كهنه جهت سحج عارض از موزه و كفش مادام كه تورم نكرده باشد و جهت سحج عارض ميان رانها از حركت و جهت سوختگى آتش نيز و تعليق پوست فيل جهت تسكين حميات بارده و پوست شغال جهت گزيدن سگ ديوانه و منع ترسيدن او از آب و تعليق پوست آن بر كمر جهت دفع بواسير و پوست بوزينه بر درخت مانع سرمازدگى آن و گذاشتن پوست مار در ميان لباسها و اقمشه مانع كرم زدن آنست و پوست حيوانات مأكول دير هضم و مولد خلط صالح متين قليل الدمويه و مصلح آن مهرّا پختن و با سركه و مرى و ابازير و افاويه خوردن و متنجن به ادهان حاره نمودن و يا با انجير و عسل خوردن و نيز قدرى از خواص جلود حيوانات در ذكر آنها بيان شد و مىشود . جلنار به ضم جيم و سكون لام و فتح نون و الف و راى مهمله معرب گلنار فارسى است و اين را گل انار صد برگ و هزاره نيز نامند جهت آنكه گل آن بسيار بزرگ و پر برگ مىباشد و نيز گل انار نر مىنامند جهت آنكه ثمر نمىبندد مگر به ندرت و ثمر آن را منحوس مىدانند و در هر خانه و باغى كه ثمر آورد مىگويند زود آن را خراب و ويران مىگرداند . ماهيت آن : برّى و بستانى و سرخ و سفيد و درخت آن مشابه به درخت انار الا آنكه اندك انبوهتر مىباشد و بسيار بلند نمىشود و بهترين آن فارسى است يا مصرى . طبيعت آن : در اول دويّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : قابض و حابس سيلانات و رادع و مجفف و مقوى اعضا و جهت استحكام دندان و لثه و اسهال دموى و صفراوى و رطوبى و زلق امعا و سحج و قرحه آن و نزف الدم هر عضو و ادرار طمث و بواسير و جرب و حكه و منع ريختن مواد به معده و فتق شرباً و ضماداً و طلاءً و چون با سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند جهت بدبويى دهان و قلاع آن و استحكام لثه و دندان و ضماد آن جهت التيام جراحات و بدبويى زير بغل و منع تزايد اورام و انصباب به سوى آن اعضا و ذرور آن جهت نزف الدم قروح و سحج و لطوخ آن با سركه و طين مغره بر حوالى رحم مانع انصباب مواد به سوى آن . المضار : مصدع و مسدد و مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : از يك درهم تا دو درهم . بدل آن : به وزن آن اقماع رمان و يا پوست تازه انار و يا جفت بلوط و عصاره آن كه تازه آن را كوبيده فشرده آب آن را گرفته خشك نمايند مانند عصاره لحية التيس و يا آنكه خشك آن را در آب جوش دهند تا قوّت آن در آب باز داده شود پس بمالند و صاف كرده باز بجوشانند تا منعقد گردد در جميع افعال قوىتر و لطيفتر از جرم آنست و گفتهاند از خواص آنست كه چون روز چهارشنبه وقت طلوع آفتاب يك عدد غنچه ناشكفته آن را صاحب رمد و معتادين به آن از درخت به دهن بچيند و فرو برد تا يك سال رمد نكشد و مجرب دانستهاند و سفوف و اقراص آن در قرابادين ذكر يافت . جلنجبين به ضم جيم و فتح لام و سكون نون و فتح جيم و كسر باى موحده و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون . معرب گلنگبين فارسى است يعنى برگ گل سرشته با هموزن آن عسل كه حقيقت و اصل آنست و مجازاً بر معمول از شكر و گل هموزن را به فارسى گلقند و كمتر را كه گل كمتر و شكر سفيد زياده باشد گل شكرى نامند و بهترين آن آنست كه نيكو و محكم سرشته و گل آن خوشبو و تازه و عسل و يا شكر آن خالص سفيد جيّد باشد و بسا باشد كه باز در بين محتاج به داخل كردن عسل و يا شكر شوند زيرا كه آن مقدار عسل و شكر كم تخمير نيكو نمىيابد و حافظ آن نمىتواند بود از فساد و در قرابادين در حرف واو در ورد اقسام آن ذكر يافت . طبيعت : عسلى آن گرم و خشك در دويّم و شكرى آن گرم در دويّم و تر در اول .