محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
275
مخزن الأدوية ( ط . ج )
زفت جهت داخس و خشونت ناخن و كجى آن و طبيخ آن كشنده شپش و خاييدن برگ آن و بعد از آن مضمضه به نبيذ ريحانى زايل كننده رايحه آن است و گفتهاند اگر جهت فالج تا چهل روز هر روز درست خام آن را بلع نمايند بدين طريق كه روز اول يك دانه و روز دويّم دو دانه و روز سيّم سه دانه همچنين تا چهل روز كه روز چلهم چهل دانه شود و باز به دستور روزى يك دانه كم نمايند تا به روز هشتادم باز به يك دانه رسد در بين ان شاء الله تعالى زايل گردد و محتاج به دواى ديگر نگردد و چون بلادر را در زمين دفن نمايند تا پوسيده گردد و در آنجا سير را غرس نمايند تا قوّت گيرد پس برآورده آن را معجون سازند تقويت عظيم بخشد و موى ريش سفيد شده سياه رويد و ترياق الثوم و منافع آن و دهن و مخلل و معجون آن در قرابادين ذكر يافت . ثومون به ضم ثاى مثلثه و سكون واو و ضم ميم و سكون واو و نون به فارسى تخم زرداب و به تركى صفرااودى نامند . ماهيت آن : تخمى است شبيه به خبّه منبت آن جاهاى سايه . گياه آن شبيه به سداب و برگ آن درازتر از آن و گل آن سفيد و تخم آن تلخ و تند و ريزه و گويند تربد زرد بيخ آن است و در افعال مشابه خربق . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مقى و مسهل اخلاط غليظه و اقسام كرم معده و مخرج جنين و مدر بول و حيض و محلل اورام بارده . مقدار شربت آن : نيم درهم . مصلح آن كثيرا و گشنيز است . فصل الثاء مع الياء المثناة التحتانيه ثيل به كسر ثا و سكون يا و لام لغت عربى تخم و تخمه و خومه و به تركى پيلان افردى و در تنكابن گرگ جرواش و به فارسى بيد گياه نامند و گويند كه آن نوعى از حرشف است . ماهيت آن : اصناف است صنفى گياهى است كه در كنار آبها و راه و زمينهاى نمناك مىرويد و مفروش بر روى زمين و مخصوص به زمانى نيست و شاخهاى آن دراز و باريك و با گرهها و بندهاى بسيار و برگ آن بسيار ريزه و سرهاى آن تند و اندك صلب مانند صعتر و بر سر هر گرهى و بندى رسته و گل آن ما بين سرخى و سفيدى و طعم گياه آن بىمزه و بيخ آن مادام كه تر و تازه است آن را مىخورند طعم آن شيرين بىمزه و با اندك حرافت و قبض و دواب آن را مىخورند و طعم گرههاى آن شيرينتر و صنف ديگر گرههاى آن عريض و نرم و چون دواب آن را مىخورند مىميرند و منبت آن گفتهاند در بابل بسيار است و در راهها مىرويد و صنف ديگر برگ آن مانند لبلاب و گل آن خوشبو و ثمر آن كوچك و عروق آن پنج يا شش به سطبرى انگشتى و نازك و بدبوى . طبيعت آن : صنف اول آن در اول سرد و خشك و با قوّت قبض و گويند معتدل است و بيخ آن لذع و لطيف . افعال و خواص آن : آشاميدن طبيخ آن جهت مغص و قروح مثانه و عسر البول و طبيخ بيخ آن جهت تفتيت سنگ گرده و قروح مثانه و آب گياه آن از نيم رطل تا يك رطل جهت رفع سموم اقسام مارها و سگ ديوانه گزيده و حرقة البول و احتباس آن و تفتيت حصات و تبهاى حار و سل به غايت مجرب و ضماد بيخ آن جهت التيام جراحتهاى تازه و مادام كه خونآلود باشد و گزيدن هوام و ضماد حشيش آن جهت اورام حاره و منع نزلات و ضماد خاكستر آن جهت قطع خون بواسير و تحليل اورام و تجفيف قروح بغايت نافع و مدر بول و صنف دويّم عصاره آن با ادويه مناسبه مانند شراب يا عسل هر دو مساوى و نصف آن مر و ثلث آن فلفل و به وزن هر دو كندر چون طبخ نمايند جهت علل چشم و تحليل مواد آن و تخم آن بغايت مدر بول و جهت قطع قى و اسهال و ريختن مواد به معده و احشا و تفتيت حصات گرده و مثانه و قروح آن مفيد و قسم سيّم آن را چون در ظرف زجاجى بر آتش ملايم بسوزانند و در ظرف مس بسايند ضماد آن را جهت قطع خون بواسير مجرب شمردهاند و گويند زياده بر سه مرتبه احتياج نمىشود كه هر مرتبه نيم درم آن را بمالند و ضماد تازه آن با روغن گل بغايت ملين و منضج و محلل است .