محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

8

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* غذاى سمى * آنست كه تأثير آن به ماده و صورت هر دو باشد و بعد از فعل و انفعال با حصول تغذيه به دستور مسطور احداث سميت نمايد و امثال اين در خارج كم متحقق است زيرا كه اشياى سميّه بىكيفيتى از كيفيات نمىباشند و بلادر را بعضى غذايى سمى گفته‌اند . * غذاى دواى سمى * آنست كه تأثير آن به ماده و كيفيت و صورت هر سه باشد و بعد تأثير و تأثر با حصول غذاييت و كيفيتى غالب احداث سميت نمايد مانند لحوم افاعى و ساير لحوم سميه و گياهان سمى . * دواى مسهل ذو الخاصيه * آنست كه تأثير آن به كيفيت و صورت هر دو باشد و با آن نيز قوّت مسهله بود در كمال قوّت و شدت تأثير و براى كسر قوّت محتاج به اصلاح و تدبير و تشويه و غيرها باشد و بعد اصلاح و ورود در بدن و تأثير و تأثر ، نفوذ و سرايت در افضيه و سطوح و عروق و اعماق بدن نمايد و مختلط و متشبث به اخلاط و رطوبات رقيقه و غليظه گردد و اكثر آنها را به تبخير و ترقيق و تذويب و تقطيع و غيرها دفع سازد و بعضى را به تحليل برد مانند سقمونيا كه به كيفيت احداث حرارت و به صورت نوعيه دفع صفرا و بلغم مىنمايد و همچنين ساير ادويه مسهله قويه مانند ماذريون و دند و خربق و غيرها . * دواى مسهل * آنست كه تأثير آن به آن مشابه نباشد بلكه در هر فعل از آن اندك ضعيف‌تر باشد و محتاج به اصلاح بسيار نباشد مانند سناء مكى و تربد و هليلجات و امثال اينها كه به استعمال با ورد احمر يعنى سنا با گل سرخ و چرب نمودن تربد و هليلجات به روغن بادام كافى است . * دواى ملين * آنست كه تأثير آن از آن هم ضعيف‌تر باشد و همچنان متشبث به اخلاط و رطوبات موجوده حاضره در معده و امعا و حوالى آنها گشته دفع گرداند و با آن قوّت نفاذه چندان نباشد مانند فلوس خيارشنبر و ترنجبين و شيرخشت و شكر سرخ و تمر هندى و اجاص و امثال اينها و ليكن خالى از قوّت جاليه نباشد و از اينها نيز بعضى محتاج به اندك اصلاحىاند مانند فلوس خيارشنبر كه بايد به روغن بادام يا روغن گل سرخ چرب نموده شود براى رفع تشبث و چسبيدن آن به سطح امعا و احداث قرحه و سحج و زحير و يا نيستند محتاج بدان مانند ترنجبين و شيرخشت و ساير مليّنات مذكوره .