محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
114
مخزن الأدوية ( ط . ج )
سبز تيره شبيه به رازيانه است قسمى از دوقو است . مؤلف گويد اين نوع در طرف اهواز مىرويد و تخم خلال دان گويند و مستعمل و بهترين آن مصرى است كه بسيار ريزه و تيره رنگ مايل به كبودى و طولانى و بغايت تلخ و تند و زبان را بگزد و سنگين و تازه باشد . طبيعت آن : گرم و خشك است در سيّم . افعال و خواص آن : محلل رياح و جالى و مدر فضلات و مفتح سدد و منقى گرده و مثانه و چون با زجاج بسوزانند و با عسل بياشامند تفتيت حصات نمايد و يك درهم آن با عسل جهت دفع رياح ايلاوس بغايت مجرب دانستهاند و ضماد آن مجفف قروح و زايل كننده آثار جلد و نفوخ آن در بينى و به دستور شرب آن مسقط جنين و گويند در فصل تابستان يك درهم آن را با عاقرقرحا و تربد و زنجبيل از هر يك دانگى با عسل سرشته بعد از تنقيه به مسهلات لايقه بياشامند و در آفتاب نشسته موضع برص را مكشوف دارند تا آفتاب بر او بتابد و عرق كند و اگر عطش غالب شود آب بنوشند در روز اول نهايت تا روز سيّم موضع برص آبله كند و بعد دفع زرداب از آن بالكليه بر طرف گردد و مجرب دانستهاند و ابن بيطار و صاحب اختيارات بديعى نوشتهاند كه به كرات امتحان كرده شده و اين سرى عجيب است امّا به شرط آنكه اول تنقيه كرده باشند و نيز گفتهاند هرگاه از مفرد آن هر روز سه درهم با عسل تا پانزده روز متواتر بنوشند و يا از مركب آن به دستور مزبور و يا با عاقرقرحا در مدت مذكور استعمال نمايند يقيناً رفع برص نمايد خصوص از مواضع لحميّه كه قبول علاج زودتر مىكند از غير آن و بعضى گفتهاند به تنهايى و گويند چون يك جز و نيم از آطريلال و از پوست مار و برگ سداب از هر يك يك جزو كوفته و بيخته پنج روز هر روز سه درهم آن را با شراب انگورى بياشامند و در آفتاب نشينند باذن الله تعالى شفا يابند از آن . مقدار شربت آن : از يك درهم تا سه درهم با عسل يا شراب . بدل آن : در اطليه برص كندش . مضر جگر حار و مصلح آن سكنجبين و مضر گرده و مصلح آن كثيرا است . ماليقى نوشته كه به دو ظهور منفعت اين دوا و شهرت آن از مغرب اوسط از قبيله بربر معروف بنى و جهان از اعمال بجايه بود و مردم قصد و توجه به سوى آن مىنمودند از براى مداواى آن مرض و ضنت مىورزيدند و مخفى مىداشتند از مردم و تعليم مىكردند خلف از سلف خود تا آنكه حق سبحانه تعالى ظاهر نمود آن را بر بعضى از مردم و شده شده شهرت يافت و استعمال نمودند آن را به انحاى شتى چنانچه بعضى از آن ذكر يافت . آلسن به مد الف و ضم لام و فتح سين و نون لغت يونانى است به معنى مبرى الكلب به جهت رفع كردن آن زهر سگ ديوانه را و در شام معروف به حشيشة النجات و حشيشة السلحفات نيز است . ماهيت آن : نباتى است ساق آن به قدر زرعى شبيه به ساق رازيانه و برگ آن شبيه به برگ فراسيون از آن درشت تر و خارناك و رنگ آن ما بين سرخى و سياهى و تخم آن مايل به پهنى و سبز تيره و در غلاف ذو طبقه و از ترمس كوچكتر و در طعم به حدت و تندى و تلخى نانخواه و گل آن سرخ مايل به تيرگى از زير برگها مىرويد و گفتهاند گياه آن شبيه به شبت است در ساق و برگ و بو و منابت آن زمينهاى پست با سنگريزه و بيخ آن طولانى مانند شلغم دراز و زردك و در طعم آن اندك حلاوتى است . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و در آخر اول خشك . افعال و خواص آن : محلل و جالى و مقطع درد سر و زكام و ضيق النفس و رياح معده و گرده و وجع مفاصل و وركين و مجفف به اعتدال و جمود و برودت مفرط و فادزهر سگ ديوانه گزيده و رافع كلف است . * امراض الرأس و الصدر * سعوط طبيخ آن زكام و شرب آن جمود و برودت مفرط و ضيق النفس و بلغم مجتمع در قصبه ريه را نافع و ضماد آن با عسل جهت جوششهاى سر كه از آن زرداب تراوش نمايد و كلف را نيز مفيد . * الباه * خوردن آن بغايت مقوى باه است . ماليقى گفته چون بياشامند مطبوخ آن را نافض بدون تب را ساكن گرداند . * سم الكلب * تخم آن را چون بكوبند و در اطعمه شخصى كه سگ ديوانه گزيده باشد داخل نمايند فادزهر آن است و زايل گرداند سميت آن را . جالينوس گفته كه چون آن را در وسط تابستان خشك كرده كوبيده نگهدارند و به وقت حاجت مقدار يك ملعقه با چهار و نيم اوقيه عسل به دفعات يك روز در ميان سگ ديوانه گزيده را بنوشانند بغايت مفيد است و آشاميدن دو درهم از آب بيخ آن سگ ديوانه گزيده را مفيد و همچنين شير حلتيت و خيارزه آن بسيار مفيد است هر چند كه از آب بترسد و بگريزد و مشرف بر هلاك باشد و بايد كه آب سه بيخ طولانى تازه آن باشد و اگر تازه بدست نيايد يك درهم تا دو درهم به حسب قوّت و علت از بيخ خشك ساييده آن و اگر با شير بخورانند بهتر است . مقدار شربت آن : تا دو درهم . بدل آن : نصف وزن آن حب الغار و دو وزن آن نانخواه است . مضر جگر حار و مصلح آن كثيرا است . گويند چون گياه آن را به جميع اجزا در پارچه بسته بر اعضاى دردناك مواشى بندند رفع الم آن كند و شيخ داود انطاكى اين را