محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
85
مجربات اكبرى ( فارسى )
مساوى كوفته ، بيخته ، با شيرهء كسوندى مقدار نخود گوليها بندند و يكى صبح و يكى شام بدهد غذا گوشت كبوتر و مانند آن خورد و بجاى ريوند چينى « 1 » ، ريوند خطائى آميزند مجرب است ، ديگر ؛ تخم چرچره بر چلم نهاده بجاى تنباكو كشد در حقه بى آب ديگر ؛ بهكرمول « 2 » ، بهارنكى منقى ، ملهطى مراگر جمله مساوى كوفته ، بيخته ، در شهد آميزند و از دو ماشه ، تا چهار ماشه ، بدهند ضيق النفس و سرفه دور كند . ديگر ؛ السى « 3 » يعنى ؛ تخم كتان باريك ساخته و درد و چند عسل يا در قوام شربت مصرى آميزند و بليسند يا دوام السى يعنى ؛ تيسى ، كوفته ، بجوشانند و در طبيخ وى نبات آميخته بنوشند . ديگر ؛ صدف را بسوزند و در شيرهء ادرك كهرل كنند و مقدار نخود حب بندند بخورند . ديگر ؛ درخت پيا بانسه خار دار با برگ و بيخ بيارند دور سايه خشك سازند و كوفته ، بيخته ، بدارند و هر صباح يك كف بخورند ضيق و سرفه بلغمى دور شود . ديگر ؛ بگيرند برم راكس را در سايه خشك سازند و بسايند و بدارند و
--> ( 1 ) - ريوند چينى : راوند . ترشك ( ف ) . بيخ ريواس . ( 2 ) - پهكرمول : بيخى است هندى با ريشههاى بسيار تلخ و سياه رنگ و آن قسط تلخ است . طبيعت آن گرم و خشك در دوم . ( فرهنگ مير ) ( 3 ) - السى : بزرگ ( ف ) . بزر كتان ( ع ) . تخم كتان . ( لغات فيروزى ) . تيسى .